توضیح:
این نوشته در چهار بخش از یک وبلاگ به نام tuaftab@ در تلگرام گرفته شده و پرسش و پاسخهایی است که نویسنده یی با نام (ف.پرند) محتوای آنها را در جاهای مختلف یافته و با دگرگونیهای اندک سامانی دیگر داده است.

(1)
اگر در انتخابات شرکت کنم چه می شود؟

پاسخ:
صندوق ها دامهایی هستند که پیش پای تو گسترده اند، از روزی که رای بدهی در تمام بدکاری های نظام شریک خواهی بود. دست در خون کودکان و بیگناهان سوریه، یمن، عراق، فلسطین و … خواهی داشت. طناب دار بر گردن هزاران بیگناه ایرانی خواهی انداخت. به قلب ندا آقا سلطان شلیک خواهی کرد و ستار را زیر مشت و لگد خواهی کشت. کارگران را بیکارتر و صنایع را ورشکسته تر خواهی کرد. به ثروت ملی (نفت و گاز) چوب حراج خواهی زد. به کام مردم خوزستان گرد مرگ خواهی پاشید. دریاچه ارومیه را کویر نمک خواهی کرد. وقتی که کارت تمام شد و دیگر در ایران خلاقیتی برای دزدی و جنایت نداشتی، بلیط یک طرفه به مقصد کانادا خواهی خرید و میلیونها نفر دیگر را زیر نعلین آخوندها و پوتین پاسدارهایشان رها خواهی کرد.

(2)
سران رژیم انتخابات را خمیر مایه عمل آمده ای می بینند که با آن میتوانند هر نوع نانی که می خواهند بپزنند. با این وصف ما شرکت کنیم یا شرکت نکنیم. مثلا اگر یک رأی مسمومی بدهیم که نان رژیم زهرمار بشود چی؟

پاسخ:
شما اول باید از خودتان بپرسید که در نانوایی آخوندها نقشی دارید یا می خواهید داشته باشید یا نه؟
آیا می خواهید در نظام آخوندی خمیرگیر باشید؟
آیا می خواهید در نظام ولایت فقیه شاطر باشید؟
آیا می خواهید تون تاب باشید یعنی تنور این نانوایی را بتابانید؟
آیا می خواهید پاچالدار باشید(یعنی کسی که ّآرد نانوایی را نگهداری می کند)؟
اگر هر یک از این نقشها را می خواهید داشته باشید، باید بدانید که خودتان جزو مهندسان انتخابات هستید. ولی به این سادگی نیست که این مهندسان شما را به جمع خودشان راه بدهند. باید کارنامه مشخصی داشته باشید و از سوابقی برخوردار باشید. مثلا تعداد تیرخلاصهایی که زده اید، تعداد چارپایه هایی که با لگد از زیر پای یک محکوم به حلق آویز خالی کرده اید. تعداد و میزان پرونده های اختلاس و میلیاردها دلار و یورویی که به حسابهایتان منتقل کرده اید، تعداد دکلهای نفتی که دزدیده اید. تعداد روسپی خانه های شرعی و اسلامی! که اداره می کنید و در آنها دختران مردم را متعه ‌ی یکشبه یا چند شبه به خواستاران تجارت جنسی اجاره می دهید . اگر چنین سرمایه و اندوخته یی ندارید، بیشتر ممکن است مهندسان انتخابات از شما به عنوان پاره آجر یا ملات لای جرز و چیزهای دیگر برای ساختمان انتخاباتشان استفاده کنند، یا اگر خیلی خودتان را به آن راه زده باشید، به عنوان گوشت دم توپ به سوریه و عراق و یمن بفرستند. با این همه اگر باز هم ممکن باشد ندانید و نفهمید که یکی از این نقشها را دارید یا ندارید؟ برای زدودن هر گونه ابهامی جمله طلایی «رآی من سرنگونی است» را سرلوحه کارتان بگذارید و این یک جمله چشمان شما را خواهد گشود که ببینید بین شما و مهندسان انتخابات دریاهایی از خون وجود دارد!

(3)
چرا باید از کاندیدای مدافع «گرازهای مظلوم» حمایت کنیم؟

مشروح پرسش:
اسرار درونی یکی از کاندیدای انتخابات جاری که پلاکاردی به دست گرفته و روی آن نوشته: «به نام خدای گرازهای مظلوم» از چهره و نگاه یا نوشته او شناخته نیست. حرف این کاندیدا چیست و با او چه باید کرد؟

پاسخ:
جلال الدین بلخی سروده است:
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

این کاندیدای خودخوانده به سادگی یکی از هواداران حیات وحش و محیط زیست است ولی به نظر می رسد از خداوند گرازهای ظالم فعلا حاکم، به خداوند گرازهای مظلوم پناه برده و خدای آخوندها را به بازی گرفته است. اما نمی توان به این حرف بسنده کرد. هواداران سلامت محیط زیست در ایران، نظر به ماهیت رژیم آخوندی، کنشگران سیاسی هستند یا می شوند.
به گمان من: او دارد جناحهای درونی رژیم را به گرازهای ظالم و مظلوم یا غالب و مغلوب تقسیم میکند. مثلا آخوند حسن روحانی خودش یک گراز است ولی در برابر درندگان رقیب مثل احمد خاتمی و آخوند مصباح در جنگ قدرت کنونی گراز مغلوبی است که حمایت برخی حامیان محیط زیست را که احتمالا هنوز نمی دانند «روحانی ها به طور عام و این حسن روحانی به طور خاص» حیوان است یا انسان؟ را برانگیخته است.
بنابراین بیایید، جنگ گرگها یا جنگ گرازها را از این تابلو و شعار انتخاباتی مراد کنیم و با همین کاندیدایی یار شویم که به هزار دلیل صلاحیتش رد می شود!

(4)
چرا یکی از کاندیداهای انتخابات فرانسه باید کنار می کشید؟

یک منبع معتبر غربی به نام «اینترنشنال پالیسی دایجست» تازگی گزارشی منتشر کرده که یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را معرفی می کند و عنوانش چنین است: «نامزدی که می خواهد لذت را در مرکز سیاست فرانسه قرار دهد». سپس در شناخت این نامزد موضوع را گسترده است که چکیده آن چنین است: خانم سیندی لی. که استریپ دنسر (رقصنده برهنه) بوده از ۱۵ سال پیش حزبی را تحت عنوان حزب لذت تاسیس کرده که هدفش فراهم کردن شرایط برای لذت بردن همه شهروندان فرانسه است. ایشان در گفتگویی ازجمله پیرامون هدفها و برنامه حزب خویش افزوده است: لذت باید در مرکز سیاست و در زندگی روزمره قرار گیرد، تنها از تمایلات جنسی ازادانه دفاع نمی کنم بلکه لذت را یک پروژه سیاسی می دانم که در آن رفاه و کیفیت خوب زندگی باید فراتر از هر موضوع دیگری باشد. حزب لذت از مفهوم ازادی در برابر محدودیت هایی دفاع می کند که بر اثر قوانین تنظیمی از سوی نخبگانی خاص وضع شده اند و مخل رضایت شخصی افراد جامعه هستند. لذت را چه در روابط جنسی چه در خوردن و اشامیدن چه در اشتغال چه در محیط زیست و در امنیت در نظر داریم. در مسیر لذت طلبی هیچ فردی نباید به تلاش دیگری برای کسب حداکثر لذت اسیبی برساند و باید به این حق او احترام بگذارد. حزب لذت طرفدار تمایلات جنسی ازادانه و بر آن است که شهروندان باید به همه لذتهای زندگی برسند. چگونه می توانید جامعه ای ارام داشته باشید ولی افراد را با تمایلات، نیازهای جنسی و ناامیدی رها کنید؟ من از ازادی عمل روسپی خانه ها دفاع می کنم چرا که تامین کننده نیازهای جنسی جامعه و مفیدند و از خشونت جنسی و تجاوز تحمیل شده بر زنان می کاهند.

توضیح ضروری نخست:

قبل از این که پاسخ یکی از ناظران بین المللی و منطقه یی انتخاباتهای ریاست جمهوری در کشورهای مختلف را بخوانید، باید یادآوری کنم که خانم سیندی لی، یکی از کاندیداهای انتخابات فرانسه بود که طبق قوانین انتخاباتی باید 500 نفر شخصیت مستقل شناخته شده از او حمایت می کردند تا وارد مبارزات بشود. از آن جا که او چنین 500نفری را در فرانسه حامی خود نیافت، در شمار 11کاندیدایی که در این هفته رقابت می کنند، قرار نگرفت. بنابراین فعلا دنبال رأی دادن به ایشان نباشید و تا سال 2021 صبر کنید

پیشنهاد کارشناسانه

یکی از ناظران بین المللی و منطقه یی که انتخابات ریاست جمهوری در کشورهای مختلف را رصد می کند، با آگاهی از برنامه ایشان خطاب به ایشان نوشته است: پیشنهاد می کنم شما از همین حالا به جای نامزدی برای ریاست جمهوری فرانسه، خواهان نامزدی تشکیل خانواده با آیت الله رئیسی بشوید. چون همه لذتهایی که از آنها نام برده اید و پلاتفرم سیاسی و ایدئولوژیک خودتان قرار داده اید وقتی به «منزل» هر آخوند درجه اولی در ایران تبدیل بشوید در بالاترین سطح از همه لذتهای این جهانی که برشمرده اید بهره مند می شوید. نظام ولایت فقیه در ایران آزادی عمل روسپی خانه ها را به طور شرعی و دینی تضمین کرده و بالاترین روحانیون حکومت اداره کنندگان و حامیان گسترده ترین روسپی خانه ها هستند و زندگی بسیاری از روسپیان را در این مراکز تأمین می کنند. آنها برآنند که اگر کسی نمی خواهد در زیر خشونت حاکمیت اسلامی له و لورده بشود، راهش این است که خود را در همه زمینه ها به این رژیم تسلیم کند و همین راه و روش را در برانداختن خشونت خانگی و اجتماعی بر زنان نیز پیاده می کنند.
پیشنهاد من به خاطر این است که خود شما در فرانسه برنده نمی شوید ولی همسر پیشنهادی بنده به شما در ایران برنده می شود. در نتیجه شما به سادگی بانوی اول ایران می شوید. یک تفاوت کوچک دیگر هم هست که در ایران به عنوان بانوی اول نمی توانید از خانه خارج شوید ولی برای خروج از خانه می توانید هرازگاهی طبق برنامه مشخص و با اذن «حاج آقا» به خارج کشور سفر کنید و ازجمله به وطن اولتان فرانسه بروید. اگر آیت الله رئیسی روزی به خاطر جنایت علیه بشریت نتوانست به سفرهای خارجی برود. ملاقات با عهد و عیال می تواند او را از پیگرد قضایی مصون بدارد تا سفرش سیاسی جلوه نکند ولی در جلسه مشترک با شما و سرکرده راستهای افراطی فرانسه ارتجاعی ترین سیاستها را هماهنگ کند!

توضیح ضروری پایانی:

تنها به این دلیل که از سوی طرف ثالثی چنین پیشنهادی شده و ای بسا شورای نگهبان به همین دلیل نامربوط التزام قلبی و روحی آقای رئیسی به ولایت فقیه را زیر سوال ببرد، ما تنها عکس باحجاب ایشان را به ستاد انتخابات وزارت کشور ارسال نمی کنیم و به امت حزب الله یادآوری می کنیم که چشمهایشان را درویش کنند و بدانند که ایشان هنوز فرانسوی هستند و موضوع چیزی بیش از یک اظهار نظر کارشناسی فتنه گرانه نبوده و بی جهت برای وزیر خارجه کنونی (پرفسور محمد جواد ظریف) چالش دیپلوماتیک جدیدی ایجاد نکنند و برجام جدیدی روی دست نظام نگذارند!! (آن دسته از امت حزب الله که بدون عکس به هیچ کاندیدایی رأی نمی دهند و هیچ چیز را ندید قبول نمی کنندو حقیقتا بین احمدی نژاد و رئیسی و روحانی تفاوت قائلند، می توانند در سایت زمانه به مقاله با عنوان «کاندیدایی که می خواهد لذت را در مرکز سایت فرانسه قرار دهد» مراجعه کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)