هندوستان با همه ی تنگدستی ی بیشترین مردمانش، کشوری است قانونمند و ایران با همه گنج های طبیعی که خدا به آن بخشیده کشوری است که از بی قانونی در سامانه ی دادگستری ی آن و از شرارت قانونگزاران آن به سختی رنج می برد. راست تر گفته باشم، بی قانونی از سر و پای کشور ما می بارد. نادولتمردان دزد و قانون گریز کشور ما دوست می دارند که مردم ایران، مانند خود آنان به قانون بی اهمیت باشند، زیرا این گونه ی ناهنجاری راه را برای هرچه راحت تر به یغما بردن دارایی های کشور از سوی آقایان اسلام پناه آسان تر می کند. در دادگاه های هندوستان بسیار کم پیش می آید که حق مردم پایمال شود. در دستگاه اسلام پناهی که به غارت کشور ما سرگرم است، قانون برای قانونگزار به دست آوردن یک موقعیت ویژه برای لخت کردن مردم معنی می دهد، موقعیتی که نباید از آن گذشت.

خدا نکند که گذر یک بیچاره ی بی گناه به بیدادگاه های اسلامی بیافتد. از سر این اژدهای آدمخوار تا دم آن، از بالانشین ترین های بی دادگاه های اسلامی تا هر حاجی آقای دلال محبتی که در دادگاه های اسلامی به کار شریف پااندازی سرگرم است به آدم گرفتار آمده بسان یک شکار نگاه می کنند. باید حق حساب را بدهی. تازه اگر حق حساب دادن بگیرد یا نگیرد. آن یکی با خدا است!

نرگس کلباسی بانوی جوان و نیکوکار ایرانی در سفری که سال ها پیش به هند و بنگلادش داشته با دیدن زندگی پر رنج کودکان توانخواه و بی سرپرست آن دو سر زمین تصمیم می گیرد که کاری کند واز این رو بر آن می شود که زندگی خود را هزینه یاری رسانی به آن درد مندان نماید. داستان زندگی ی او را دیگران آورده اند و من بیشتر نمی گویم که دوباره گویی است.
ولی برای یکدم گمان کنید که در ایران سر و کارش به بیدادگاه دودمان لاریجانی ی تازه مسلمان افتاده بود. برایش پرونده جاسوسی درست می کردند. جاسوسی از کی و چه کسی؟ جاسوسی از کودکان بی سرپرست با هدف از راه اسلام به در کردن آن کودکان و ده ها بهتان دیگر که تنها از ذهن بیمار این روانی هایی که بر ما فرمان می رانند واقعیت دارد.

نوشته ی استاد ، پرفسور، ” دکتر بگم، بگم”، نگارنده ی قانون اساسی ی امپراتوری آمه ریگاه

شنبه، چهارم فرودرین سال 2576 ایرانی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)