سال های “امام خمینی 1378″، “امام علی 1379″، “اقتدار ملی و اشتغال آفرینی 1380، “عزت و افتخار حسینی1381″، “خدمت گذاری1382″، “پاسخگویی 1383″، “همبستگی ملی و مشارکت عمومی1384″، “پیامبر اعظم 1385″، “اتحاد ملی، انسجام اسلامی 1386″، “نوآوری و شکوفایی1387″، “اصلاح الگوی مصرف 1388″، “همت مضاعف و کار مضاعف 1389″، “جهاد اقتصادی 1390″، “تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى 1391″، “حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی 1392″، “اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی 1393″، “دولت و ملت، همدلی و همزبانی 1394″، و نهایتاً سالی که در روزهای پایانی اش هستیم “اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل 1395” را یکی یکی پشت سر نهادیم. موقع نوشتن سه چهار خط بیشتر نیست، در عین حال حساب سالهای عمر من و شما و خطوط صفحات تاریخ ایران است.
سنت ترسیم و تبیین خط مشی سال از طریق طرح یک شعار، یک شگرد تبلیغاتی قدیمی است که آیت الله خامنه ای از قریب دو دهه قبل احیا نموده. گذشته از این ایراد بزرگ که رویکرد وی در انتخاب شعارها و تعیین خط مشی نظام حتی در آن سالهایی که واژه ملی را در شعارهایش بکار گرفته تا گوشه ای هم به هویت ایران و ایرانی زده باشد همواره رویکردی ایدئولوژیک بوده، حتی از دید ایدئولوژیک هم هیچگاه شعارهای سال عملیاتی نشده است، خاصیت شعارها همه ساله تنها در حد استفاده بر روی بنرها و پوسترها و تیزرهای تبلیغاتی بوده و در وادی عمل مطلقاً هیچ. به زبان خودمانی شعارها در حد همان شعار باقی ماندند. شاید به این خاطر که شعارهای انتخابی هرگز با خواسته ملت و آنچه مردم کوچه و بازار از حکومت و دولت انتظار داشته اند همخوانی نداشته، این یعنی هر سال مردم خواسته و توقع خود را از حکومت داشتند در حالیکه حکومت خواسته و توقع خودش را از مردم مطرح نموده است.
اما همین شعارهای سال ظاهراً بی خاصیت که جنبه عملیاتی و اجرایی ندارند، تا دلتان بخواهد حواشی و ابعاد مختلف سیاسی تبلیغاتی دارند، سایه رویکرد ایدئولوژیک این شعارها، هم مردم و بازار داخلی را دچار استرس و فشار روانی می کند و هم بعضاً به روند ایران هراسی در سطح منطقه و جهان دامن می زند. که البته این استرس و ایجاد تنش به سابقه شعار بازی در تاریخ هم باز می گردد.
شعارها امروزه عادی ترین شگرد در تبلیغات تجاری است، آنجا هم انتظار می رود شعارها نشاندهنده هدف مجموعه، نوع نگرش به تولید یا ارائه خدمات و خلاصه انتقال دهنده هویت آن مجموعه باشد. حتی اگر اعتقادی به آن وجود نداشته باشد و در عمل پیاده نشود که معمولاً هم نمی شود. کما اینکه غالباً در مجموعه هایی که شعارشان جوان محوری است، پیرمردهای بالای هشتاد سال مدیریت می کنند، آنهایی که شعار دانش محوری می دهند اغلب با مدیریت سنتی عهد دقیانوس و شیوه حاج آقایی اداره می شوند، مجموعه ای که شعارش افتخار ما خدمات بعد از فروش است واحد ارتباط با مشتریان و شکایت مشتریان ندارد!
حواشی شعار سال آیت الله خامنه ای که زیر مجموعه ای از شعارهای تبلیغات سیاسی است از آنجا نشات می گیرد که اینگونه بازی با کلمات و واژه ها اساساً ریشه در پروپاگاندای سیاسی دارد و نمونه های آن در تاریخ بوفور قابل ردیابی و مشاهده است، برای نمونه، شعار جوانان فاشیست در سرودها و سخنرانی ها این بود: «آنچه را که پیشوا بپسندد همان رواست» که می شود مقایسه کرد با «ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده» و یا شعارهای مشابه در نمازهای جمعه و سخنرانی های آقای خامنه ای. شعارهای دیگر فاشیست ها: «انضباط به منزله خورشید سلاح های جنگی است»، «بحث نه، تنها اطاعت»، «ایمان بیاورید، اطاعت کنید، بجنگید»، که مشابه هر یک در طول این 38 سال بر حسب مقاطع زمانی مختلف در کشورمان زیاد داشته ایم و داریم. مثل «جنگ جنگ تا پیروزی»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، و ده ها نمونه دیگر، و اما در قالب شعارهای دراز مدت – همچون شعار سال – که اشاره به خط مشی کلی نظام سیاسی دارد، مواردی چون همبستگی ملی، کار مضاعف، حماسه سیاسی، مدیریت جهادی و امثالهم تکیه کلام هیتلر، موسولینی، استالین و بسیاری همچون آنان بوده است. طبیعتاً با ادبیاتی متفاوت اما مفهوم یکسان، شعارهایی که ظاهر فریبنده ای دارند و در یک نظام سیاسی دموکراتیک شاید ارزشی محسوب شوند اما وقتی بارعقیدتی و مفهوم سیاسی خاص در آن گنجانده می شود خروجی و برداشت جهانی کاملا متفاوت خواهد بود.
در هر حال، سال جدید در راه است، اما امسال داستان تعیین کننده خط مشی سال کمی متفاوت است، امسال هنرمندان ایرانی از همان روزهای آغازین ابتکار عمل را در دست گرفته اند، و شعار سال را پیشاپیش ثبت کرده اند، آنهم نه در قالب کلمات که با آثار هنری برخاسته از متن جامعه، شعار سال 1396 ثبت شده از جانب خانواده هنرمندان ایران، ابلاغ صلح و دوستی به همه جهان است، با این سیاست و درایت جامعه هنری حساب ایران و ایرانی از حساب حکومت و رویکرد صرفاً سیاسی ایدئولوژیک آن جدا شد. و پاسخ مثبت هم دریافت کردند، امسال سال درخشش هنرمندان ایرانی در همه جهان بود. هنرمندان زبان جامعه اند و حرفشان حرف دل آحاد مردم است، جامعه هنری ایران بخوبی تشخیص داده که مردم از شعارهای پوچ و بی پشتوانه با اهداف سیاسی ایدئولوژیک خسته و دل چرکینند.
نمی دانم آیت الله خامنه ای امسال با حرف دل مردم و جامعه هنری همسو خواهد شد یا بازهم چون سالهای گذشته در راستای خواسته های قشری که به آن وابسته است قدم بر خواهد داشت، آیا باز هم به ادامه روند 38 ساله اصرار خواهد ورزید یا مفهوم و مضمون بازتاب جهانی پیام هنرمندان ایرانی را ملاک قرار خواهد داد، نمی دانم نظام سیاسی که وی رهبری آن را بعهده دارد تا کجا می تواند فارغ از متن مردم و خواسته جامعه پیش برود اما این را می دانم که زیرک هستند و قطعاً معنی پیام را بخوبی درک کرده اند. حال باید صبر کرد و عکس العمل حکومت در برابر پیشدستی هنرمندان در تبیین خط مشی سال را دید.
بنظرم بهترین نامگذاری برای آنچه امسال اتفاق افتاد نهضت هنری ایران است، نهضتی که سالهاست بنیان گذاشته شده اما امسال نمود ظاهری بسیار درخشانی داشت. شاید اینبار نهضت هنری ایران راهگشای مشکلات سیاسی شود و زمینه ساز حضور و بروز نهضت آزادی ایران گردد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)