معمولا اکثر مردم تصور می‌کنند عبارت «بیشعور»، در زیرمجموعه‌‌هایِ لغات‌نامه‌یِ فحش و ناسزا قرار می‌گیرد. اما من فکر می‌کنم واژه «بیشعور» در دسته‌ی کلمات توهین‌آمیز قرار نمی‌گیرد. «بیشعور» یک اصطلاح و صفت برای بیان مجموعه‌ای از خصوصیات اخلاقی و رفتاری ویژه‌ی یک فرد است. به نظر من، بیشعوری می‌تواند در دسته‌ی بیماری‌های روحی و روانی قرار بگیرد. بیشعوری یک بیماری مسری در حال افزایش است و برای جامعه‌های با شهروندان متمدن می‌تواند بسیار خطرناک باشد. ازدیاد جمعیت بیشعورها باعث شد به این فکر کنم که برخی از ویژگی‌های بیشعورها را شرح دهم. با ما تا پایان این مطلب همراه باشید تا در قالب مثال مشخص کنیم چه کسی بیشعور است و خصوصیات بیشعوری چیست.

بیشعوری و جامعه
بیشعورها خیل عظیم راننده‌های تاکسی‌ای هستند که بدون هماهنگی با مسافر، آهنگ مورد علاقه خود را با صدای بلند پخش می‌کنند. بیشعور، روشنفکری است که دم از حقوق بشر و احترام به عقاید متفاوت می‌زند ولی به ادیان مختلف توهین می‌کند. بیشعور، قلدری است که به دانش‌آموز زرنگ کلاس لقب «سوسول» می‌دهد. بیشعور وبلاگ‌نویسی است که صرفا نظرات موافق را تایید می‌کند. بیشعورها برخی از پیرپاتال‌هایی هستند که خود به دکتر می‌گویند چه نوع دارویی برای آنها تجویز کند. بیشعور ارباب رجوعی که اول صبح دهانش بوی بسیار متعفنی می‌دهد. بیشعور کسی است که دائم از مشکلاتش با دیگران سخن می‌گوید و ترحم می‌خرد. بیشعور کسی است که در جمع دائم از خود تعریف و تمجید می‌کند.

بیشعوری و ارتباطات
یکی دیگر از خصوصیات بیشعورها ناتوانی یا مقاومت در قبال فهمیدن Body Language (زبان بدن) طرف مقابل است. وقتی یک بیشعور برای مدت طولانی حرف می‌زند و مخاطب او با بی‌رقبتی فقط به نشانه تایید سرش را تکان می‌دهد (تا هر چه سریع تر از شرش خلاص شود) فرد بیشعور بحث را خاتمه نمی‌دهد. در تحلیل این موقعیت دو احتمال وجود دارد؛ اول اینکه شخص بیشعور نمی‌تواند بفهمد که مخاطب او مایل نیست دیگر به ور زدن ادامه دهد و در واقع توانایی درک این Reaction (عکس‌العمل) را ندارد. و احتمال دوم اینکه شخص بیشعور نمی‌خواهد بفهمد و یا به روی خودش نمی‌آورد و از آزار رساندن به دیگران لذت می‌برد. در صورتی که مورد دوم صحیح باشد علاوه بر بیشعوری شخص بیشعور علائم بیماری «سادیسم» را دارد و هر چه سریع‌تر باید به روانشناس مراجعه کند. متاسفانه یکی از بزرگترین معایب بیشعوری عدم پذیرش هر نوع بیماری توسط بیشعور است.
بیشعور کسی است که تصور می‌کند برقراری هر نوع ارتباط با جنس مخالف به معنی این است که دوست پسر یا دوست دختر و معشوقه اوست. بیشعور فرمانده‌ی است که به سرباز لیسانسه بعد از ۱۶ سال درس خواندن دستور می‌دهد «کاسه توالت» را تمیز کند و بیشعورتر از او سربازی‌ست که در پاسخ به این دستور «چشم قربان» می‌گوید.
حرف زدن با صدای بلند در تمام مکان‌ها عادت بیشعورهاست. مهم نیست که دیگران خوابند یا بیدار. باید بدانید یک بیشعور همیشه در همه‌ی احوال با صدای بلند حرف می‌زند. و وقتی از او می‌خواهید که ولوم صدای خود را کم کند می‌گوید که این فابریک صدای اوست و برای تنظیم صدای خود به توصیه‌های دیگران توجه نمی‌کند.

بیشعوری و رسانه‌ها
«تلگرام» یکی از شبکه‌های اجتماعی‌‌ست که به صورت جدی و عملی به مبارزه با بیشعورها برخواسته است. به نظر من یکی از دلایل موفقیت تلگرام در ایران این است که راه اظهارنظر بیشعورها که آداب ارتباط با دیگران در شبکه‌های اجتماعی را آموزش ندیده‌اند و در Comments (نظرات) به دیگران بد و بیراه می‌گویند را بسته است. در واقع Utopia (آرمان‌شهر) شبکه‌ی اجتماعی بیشعورها شبکه‌ی اجتماعی‌ای مثل اینستاگرام است. جایی که متن حرف اول را نمی‌زند و محور عکس است بیشعورها پای ثابت آن هستند.
بیشعورها مدیران خبرگزاری‌هایی هستند که معضلات را کوچک و عامل را نهاد به خصوصی معرفی می‌کنند. بیشعور آن فردی است که در کنار مصاحبه‌شونده قرار می‌گیرد و دلقک بازی در می‌آورد و بعد به همراه نزدیکان او که از خودش بیشعورترند منتظر می‌شود تا نمایش بیشعوری خود را در تلویزیون ببیند. بیشعور کسی است که با صاحب عزا در مراسم خاکسپاری، جنازه و حوادث نامترقبه سلفی می‌گیرد. متاسفانه آمار این گونه بیشعورها با رشد قابل توجهی در حال افزایش است.

بیشعوری و دانشگاه
بیشعور، استاد دانشگاهی است که در قرن بیست‌و‌یکم در کلاس «تفکیک جنسیتی» می‌کند. بیشعور، دانشجویی‌ست که صرفا نام دانشجو را به یدک می‌کشد و در واقع یک دانشجوی بیشعور کسی است که تنها چیزی که جویای آن نیست، «دانش» است.
این را به خاطر داشته باشید یک بیشعورِ ممتاز هیچ وقت مطالعه نمی‌کند. هرگز برای یک بیشعور پرسش ایجاد نمی‌شود چون یک بیشعور واقعی بیشعوری‌ست که فکر می‌کند همه چیز را می‌داند.

بیشعوری و حریم شخصی
بیشعورها اقوام و خویشاوندانی هستند که بدون هماهنگی قبلی و سرزده به مهمانی می‌آیند و بدون زدن در وارد اتاق می‌شوند. بیشعورها در صف عابر بانک هنگامی که در حال انجام عملیات بانکی هستید به صفحه خیره می‌شوند. بیشعورها بیش از دو بار با شماره موبایل شما تماس می‌گیرند. بیشعورها در مکان‌های عمومی گوشی شما را دید می‌زنند و درمورد متنی که در حال تایپ کردن آن هستید نظر می‌دهند! شمار دیگر از بیشعورها کسانی هستند که برخی از موارد بالا را ملاک صمیمیت قلمداد می‌کنند.

ماحصل بیشعوری
متاسفانه مهمترین تفاوت بیشعوری با بیماری‌های دیگر در این است که بیشترین رنج بیشعوری را نه خود فرد بیشعور بلکه محیط اطراف او و آدم‌های نزدیک به شعاع‌های کیلومتری شخص بیشعور متحمل می‌شوند. با این حال نباید تسلیم بیشعوری و بیشعورها شد چراکه بیشعوری همانند اکثر بیماری‌های دیگر قابل معلاجه است. منتها قدم اول آنست که اگر از خصوصیات بالا را در خود یا نزدیکان‌تان می‌بینید تلاش کنید به آن‌ها بفهمانید بیشعوری، مایه‌ی ننگ نیست و قابل درمان است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)