در حالیکه هنوز ترکش های پیشنهاد انفجاری – انتحاری آشتی ملی آقای خاتمی اینطرف و آنطرف اصابت می کرد و می کند، آقای خامنه ای در برخوردی بسیار عصبی و چکشی این پیشنهاد را بی اساس خواند، او معتقد است آشتی ملی بی معنی است و قهری وجود ندارد که آشتی موضوعیت پیدا کند، دیروز هم امامان جمعه چند شهر، همان طوطیان شکرشکن همواره و هر کجا پیرو ولایت، بزعم خودشان مهر تایید بر صحبت های آقای خامنه ای زدند، طوطیان شکرشکن ولایت را برای زیباتر کردن ادبیات متن استفاده نکردم، بلکه واژه ای بهتر برای توصیف موضوع نیافتم، همه می دانند که طوطی مظهر تکرار تقلیدی است، به آنچه بیان می کند علمی ندارد، صحبت کردن طوطی بر اساس فهم و درک از موضوع نیست، اگر هم هست نوع درک و فهم طوطی از مطلب متفاوت از آن چیزی است که صاحبش بر زبان آورده، طوطی ها تقلید می کنند چون تقلید خصیصه ذاتی آنهاست، اما پرنده بازها بخوبی می دانند که طوطی بدون دریافت جایزه و تشویق از جانب صاحبش هیچگاه حرف و واژه ای را تکرار نخواهد کرد، این دقیقاً مشابه مختصات و مشخصات اکثر امامان جمعه در کشور ما است. کلمه ای را پس و پیش نمی کنند و گفته هایشان همچون کپی فایل صوتی آیت الله خامنه ای است.

امثال آقایان علم الهدی در مشهد، صدیقی در تهران و حسینی بوشهری در قم تکلیفشان معلوم است، برگزیده و منصوب مستقیم کسی هستند و طبیعتاً چه به آنچه می گویند باور داشته باشند و چه نه، ملزم به تکرار حرف های صاحب خود هستند، اما این وضعیت همه جا و همیشه صدق نمی کند.
آیت الله خامنه ای در صحبت های جنجالی اش در مورد آشتی ملی برعکس اکثر سخنرانی هایش که تلاش می کند حفظ ظاهر کند، آنچنان عصبی و تندمزاج بود که کنترل از دست داد و از معدود دفعاتی بود که پرخاشگرانه موافقین پروژه آشتی ملی و منتقدین و اپوزیسیون نظام را یکجا به باد ناسزا گرفت، با ادبیاتی مشابه ادبیات احمدی نژاد در سال 88 که جمعیت میلیونی مخالفین و معترضین را خس و خاشاک نامید، اینبار آقای خامنه ای همه مخالفین نظام را قطره ای در برابر اقیانوس همفکران خویش و هوادارن نظامی که او رهبری اش را بعهده دارد لقب داد، با اخم های در هم و لحنی تند منتقدین و اپوزیسیون را مزدور و حقوق بگیر سازمان های اطلاعاتی بیگانه همچون موساد و سیا خواند، آنها را ورشکستگان سیاسی متواری از کشور خطاب کرد که سرمایه ای برای تجارت سیاسی ندارند. البته متاسفانه تریبون آقای خامنه ای تریبونی یک طرفه است و می تواند هر چه دلش می خواهد بگوید اما اگر این تریبون دو طرفه بود قطعاً به ایشان یادآوری می کردم که این شیوه تحلیل از وقایع عیناً شبیه شیوه تحلیل مشاورین پادشاه فقید ایران در 38 سال قبل بود، وزیر دربار، رئیس بازرسی شاهنشاهی و امرای ارتش همواره در گوش شاه می خواندند که کشور در امن و امان است و دوره آخوند و آخوند بازی بسر رسیده و آن شاعر هندی هم فقط ورشکسته ای سیاسی است که منتهای آرزویش مطرح کردن خود و ایده های متحجرانه اش است. خود شاه بر اساس سوابق دیرین و گزارشات رئیس ساواک باور داشت که آیت الله خمینی حقوق بگیر اینتلیجنت سرویس و مزدور انگیس ها است برای تحت فشار قرار دادن وی در موضوع قیمت گذاری نفت. و امروز، همین آیت الله خامنه ای که بزعم خودش بر کرسی رهبری امپراتوری اسلامی تکیه زده است و مجموع مخالفین را قطره ای می بیند و همه را مزدور و حقوق بگیر سیا و موساد می داند، نسل دوم همان (بقول شاه) شاعر هندی ورشکسته سیاسی است که در سال 42 هیچ سرمایه ای برای تجارت سیاسی در دست نداشت، حتی ملیت ایرانی یا مرجعیت مذهبی و این یعنی، ورشکستگان سیاسی دیروز، حال تجار تراز اول بازار سیاست ایران و منطقه شده اند. گویی آیت الله خامنه ای بکلی فراموش نموده که در بازار سیاست این تغییر و تحولات دایمی است.
اما حقیقت پشت پرده این همه عصبانیت و پرخاشگری چه بود؟ چه چیز باعث شد تا آیت الله خامنه ای اینگونه از کوره در برود و ناگهان همه را به توپ ناسزا و انواع توهین ببندد و از دم تیغ تهمت و بی انصافی بگذراند؟ کجای پیشنهاد آشتی ملی به دهان آیت الله خامنه ای تا این حد تلخ آمد؟
واقعیت این است که معممین نسل دوم و سوم و چهارم انقلاب بیش از مردم عادی از وضعیت فعلی ناراضی اند، روحیه و تمایلات این گروه که امروزه عبای ابریشمی به دوش می اندازند و همگی دکتر و مهندس دانشگاهی هستند هیچ سنخیتی با نسل آیت الله خامنه ای ندارد، اغلب مثل آقای روحانی تحصیلکرده انگلیس یا اروپا و آمریکا هستند، این جماعت از انگلیس و آمریکا برگشته مدتهاست که قادر به حضور در اجتماعات و جامعه نیستند، تا جاییکه یادم می آید آخرین باری که یک آخوند را از نزدیک در خیابان دیدم سالها پیش آنهم در قم بود، عملاً اگر تلویزیون حکومتی را نگاه نکنید هیچ آخوندی نخواهید دید، قدرت معممین در ایران از دیرباز برخلسته از نزدیکی آنها به مردم بوده و حال این کانال قدرت مسدود شده است، اگر هم شجاعت به خرج بدهند و در کوچه و خیابان با یونیفروم کاری حضور پیدا کنند آنچنان با تحقیر و توهین و تمسخر مردم روبرو می شوند که قادر به ایجاد ارتباط نخواهند بود. بدین شکل اغلب شاهد دکتر آخوندهایی هستیم که هم رای و هم مسیر آخوندهای نسل اول نیستند لذا نه می توانند از مواهب آخوند بودنشان بهره مند شوند، نه در جامعه جایگاهی دارند و نه دکتر و مهندس بودنشان برایشان بار احترام و اعتبار اجتماعی دارد، این گروه غالباً از طرفداران نظریه آشتی ملی هستند، گروهی که آقای محمد خاتمی، حسن روحانی، سید حسن خمینی و بسیاری دیگر بعنوان معمم نسل دومی از چهره های شاخص آن هستند، این گروه به همان میزان که طرفداران معممین نسل اول دارای نفوذند دارای قدرت و نفوذ سیاسی هستند. و تقریبا همه این جماعت یک صدا البته با ادبیات متفاوت پیشنهاد آشتی ملی را مطرح می کنند.
در حقیقت آنچه آیت الله خامنه ای را به اتخاذ موضعی چکشی و بکار بردن واژه های تند و توهین آمیز در مورد آشتی ملی واداشت، همصدایی نهانی در پیشنهاد ارائه شده بود، نشانی این همصدایی را در شبکه های اجتماعی و اخبار خبرگزاری ها به روشنی می توانید ببینید، آشتی ملی که بظاهر از طرف یکی از سران سابق نظام مطرح گردید نه فقط یک نظریه شخصی بلکه جمع بندی نظرات همه منتقدین نظام بود، منتقدینی که این روزها در جبهه ای بنام اصلاحات گرد هم آمده و جبهه واحدی را تشکیل داده اند، همه آنهایی که باور دارند نظام در سراشیبی سقوط قرار گرفته و در عین حال تنها راه حل را اعلام شکست در مواضع گذشته؛ تغییر مسیر و خلاصه ایجاد رفورم ریشه ای می دانند.
مستندم در این ماجرا، عدم اظهار نظر از جانب مراجع مذهبی شناخته شده و صاحب نام کشور است، هیچیک از آنها در ماجرای آشتی ملی ورود نکردند، هیچیک از اساتید حوزه های علمیه و مدرسین مراکز مذهبی یا اساتید دانشگاهی وابسته به قشر معممین در این حوزه اعلام موضع مشخص نکردند، حتی یک مورد، آن دسته از معدود معممینی که اظهار نظر کردند و از رویکرد آقای خامنه ای دفاع کردند همگی ذینفع بحساب می آمدند و در نظام سیاسی حاکم دارای منصب و سمت بودند، این سکوت و عدم موضع شفاف فقط یک معنی دارد آنهم تایید خواسته و پیشنهاد تیم اصلاحات یعنی پروژه آشتی ملی است، و آیت الله خامنه ای معنی این اتحاد را خیلی بهتر از من می داند.
البته آیت الله خامنه ای می تواند همچون دفعات قبل سراسیمه به قم و مشهد برود و در حوزه ها سخنرانی کند و با رویکرد و بهانه قدیمی حفظ نظام اوجب واجبات است از مراجع بیعت بطلبد و شاید آنها هم همین فردا به مبحث ورود کنند و حمایتش کنند (البته بعید می دانم) ولی مسلما نمی تواند آنها را فریب دهد، چون از یک جنس و یک طایفه اند.
بنظر می رسد پروژه آشتی ملی برعکس آنچه برخی می پنداشتند تازه آغاز شده، باید دید در این زورآزمایی سیاسی درون نظامی قدرت کدامیک می چربد. اما پیشبینی می کنم کفه ترازوی موافقین و حامیان پروژه آتشی ملی بمراتب سنگین تر از طرف مقابل شود، فکر می کنم ظرف چند روز آینده برخی از موضع گیری ها به قضاوت بهتر در این حوزه کمک کند.
اما از وضعیت نابسامان ایران و ایرانی و خفقان سیاسی حاکم و همه این حرف ها بگذریم، وای بحال دین اسلام و مذهب تشیع که امامان جمعه اش طوطیان دست آموز یکی از جنس و قشر خودشان باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)