بقلم : جمال پوركریم

تاریخ مانند سکه دو رو دارد  ، یک صفحه را فاتح  می نویسد و  صفحه نانوشته ای که توسط  مغلوب  در پستو ها نوشته میشود و یا  در سینه ها حبس و برای همیشهنانوشتهمیماند و گاها دفن میشود . اغلب اوقات ما كتاب تاریخ را از وسط می خوانیم و این روند اشتباه قضاوت ما را به کژ راهه می برد ،

تاریخ را فاتحین مینویسند،و هر فاتح تاریخ را بهنفع  خود و بر علیه مغلوب می نویسد . اگر در شهر های هرات و زرنج و خوارزم تاریخ نگاری  می بود که روز شمارحمله کوروش  را ثبت می کرد  شاید با ادله و براهین می توانستند چهره ای شبه  چنگیز  و اسکندر گونه که در ایرانیان درج شده برای کوروش ترسیم کند .

مقالهرا با بخثی در مورد نام ایران اغار میكنم : بنا بر مسندات تاریخی تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشوری بهنام ایران را  نمی شناختند، اما در  دوران سلطنت رضاشاه سعید نفیسیاز مشاوران نزدیک رضاخان به وی پیشنهاد میكند كهنام كشوری كهبا یك جغرافیای قراردادی تشكیل شدهاست رسما بهایرانتغییر یابد، این پیشنهاد در آذر ماه ۱۳۱۳ شمسی رسمیت پیدا كرد .

كوردستان ، عربستان ((الاحواز)) ، بلوچستان و اذربایجان و بخشهای دیگری در نقشهای كههم اكنون ایران نامگذاری شدهاست وجود نداشتهو هر كدام دارای حكام و حاكمانی جداگانهاز حاكمان سرزمین پارس بودهاند .

بهم چسپاندن كوردستان ، عربستان ((الاحواز)) ، بلوچستان،اذربایجان، تركمنستان و  فارسستان بههمدیگر و تشكیل دولتی بنام ایران ، تنها جنبهقراردادی داشتهاست.

در این نقشهقراردادی نهزبانی بهنام زبان ایرانی وجود نداشتهو ندارد ، پس همانا ملتی هم بنام ایران و ایرانی وجود نداشتهو ندارد. اگر بهتعریفی از ملت برگردیم .

ملت به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق می گردد که دارای حکومتی واحد هستند یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند، در اینجا پرسشی نمایان میشود و ان اینكهكورد ، عرب ، بلوچ ، تركمن ، ترك اذری و فارس ایا دارای زبان واحد ، فرهنگ و ریشهنژادی واحد هستند ؟

پاسخ بهاین سوال بیسار  سادهاست : خیر

ملتی با نام ایران رسمیت نداشتهو ندارد و تنها نامی قراردادیست برای سلب هویت ملی ، زبانی و نژادی چندین ملت دیگر از سوی ملتی كهقدرت را در چنگال خود قبضهكردهاست،

ایران كنونی متشكل از ملتهای ترك اذری ، كورد ، عرب ، بلوچ ، تركمن و فارس است ، این ملتها را اكنون ملتی كهحاكمیت ایران را در دست دارد قوم قلمداد میكند و ملت نامیدن انها را بمعنای تجزیهایران میداند.

عربها  با جمعیتی كمتر از الاحواز در بحرین و امارات و كویت ملت هستند و بنام ملت عرب از انها اسم بردهمیشود ، اذریها در كشور اذربایجان ملت نامیدهمیشوند و كورد و بلوچ و تركمن و فارسها نیز در كشورهای دیگر بهنام ملت شناختهمیشوند .پس چرا غربها ، تركها ودر ایران قوم و در كشورهای دیگر ملت نامیدهمیشوند؟

جغرافیای قراردادی ایران نیازی بهتجزیهندارد ، خود بهخود این جغرافیا تجزیهشده  و هرگز بهم گرهنخوردهاست ، حال اگر حق و حقوق این ملتها در داخل این جغرافیای قرادادی از سوی ملتی كهقدرت سیاسی ، اقتضادی ، فرهنگی و هویتی  را در دستان خود قبضهكردهاست پایمال نمیشد ، شاید امیدی بهماندن در این جغرافیا میبود.

اكثریت مردمان وابستهبهاین ملتها خواهان تشكیل دولت مستقل خود هستند و هیچگونهتمایلی بهماندن در جغرافیای ایران ندارند، این ملتها دارای  خاك ، زبان ، فرهنگ و هویت مختص بهخود هستند و اگر مردمان ملتی ، تمایل بهتشكیل دولت و سرزمین مستقل خود نباشند ، همانا باید به  اصالت انان شك داشت و بدون شك انان را در ردیف خائنان بهخاك و ملت خویش قرار داد .

از ما بعنوان ایرانی بودن ، سلب هویت شدهاست اما خوشبختانهامروز  ملی گرایی و ناسیونالیسم در میان ملتهای تحت ستم در ایران بهاندازهای پیشرفت داشتهاست كهبسیار اندكند انانی كهبهایرانی بودن افتخار میورزند ، ایرانی بودن جز خفت و خواری ، جز سركوب ، شكنجهو اعدام چیزی برای كورد ، تورك ، بلوچ ،عرب و تركمن بهارمغان نیاوردهاست .

ناسیونالیسمی كهواقعیت هویت خویش را درك كردهاست ،  بهخاك ، ملت ، زبان و تاریخش غشق میورزد و در برابر انانی كهاینها را از او سلب كردهاند ، برای بدست اوردنش  امادهجانفشانی است.

برای كسب ازادی و رسیدن بهدمكراسی ابتدا باید دیكتاتوری را شناخت نانسی برمئو از دو ۲ نوع دیکتاتوری سخن می گوید: یکی دیکتاتوری که شاهان و اشخاص دیکتاتور طالب آن هستند و دیگری دیکتاتوری حاصل از نتایج بد و نامناسب رفتار واندیشه نخبگان بد سگال ، که متاسفانه تاریخ خاورمیانه مملو از وجود این نخبگان بی سواد  است ، از رده نخبگان نظامی و بازار گرفته تا نخبگان بی سواد  دانشگاهی که گاها نام استاد دانشگاه را هم یدک می کشند .

احزاب و جریانهای بهظاهر اپوزیسیون و در واقع اپوزیسیون نما كهتنها اختلافشان با سران رژیم شراكت انان در قدرت و  سیستم سیاسی كنونی ایران است و از تمامیت ارضی سخن میگویند و هر از چند گاهی بهبهانهدفاع و پیشگیری از تجزیهایران در صف دشمنی با ملیتها قرار گرفتهاند ، بدون شك تفاوتی با رژیم كنونی ایران نداشتهو ندارند و اگر فردا ، قدرت را در دست بگیرند ، همان خواهند بود كهاكنون سران رژیم هستند، دیكتاوریی نهكمتر و شاید هم بیشتر .

اما جریان و احزاب مخالف رژیم ایران باید خط خود را بطور كلی از این اپوزیسیون نماها جدا كردهو هر ان اندازهكهبا دیكتاتوری كنونی ایران در جنگ و دشمنی هستند با انها نیز چنین باشند. ماندن در این جغرافیای قراردادی و قبول كردن واژهی ساختگی ایرانی بمعنای مهر تائیدی است بر سلب هویت ملی ، ملتهای عرب ، كورد ، بلوچ ، تركمن و اذری.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)