دولت جدید آمریکا، رژیم جمهوری اسلامی را زمان زیادی در انتظار واکنش خود به تازه ترین تحریکات خطرناک اش باقی نگذاشت.* فعال سازی شورای امنیت سازمان ملل و سپس “هشدار رسمی” به حاکمان ایران*، بسترهای سیاسی بودند که مسیر برداشتن یک گام عملی که بی درنگ در پی آن نهاده شد را هموار ساختند.
در این راستا آمریکا، تحریمهای جدیدی را علیه رژیم مُلاها برقرار ساخته است که براساس آن ۲۵ نهاد، شرکت و شخص به دلیل فعالیتهای تروریستی یا شرکت در برنامه موشکی رژیم ولایت فقیه، آماج مُجازاتهای کاخ سفید قرار خواهند گرفت.
بسا بیشتر از وزنه صرف تحریمها، پیام سیاسی وضع آنها است که نشان از آغاز یک رویکرد سختگیرانه و
تهاجُمی در برابر رژیم مُلاها دارد. ویژگی دیگر تحولات به جریان افتاده پس از موشک پرانی مُلاها، دینامیسمی است که در پس واکُنش کاخ سفید بدان نهفته است، به گونه ای که بخشهای گوناگون دولت را به طور هماهنگ به حرکت در آورده است.
دو ویژگی یاد شده اگرچه می تواند هنوز به مفهوم وجود سیاست مُدونی در دولت آمریکا نباشد، اما تصمیم به سمت طراحی آن را بدون سووتفاهُم مُنتقل می کند. بی تردید اگر قصد حاکمان ایران از ماجراجویی موشکی، آزمایش چگونگی برخورد دولت جدید آمریکا بود، اینک به خوبی با آن آشنا شده اند.
یک درس مُهم بُحران موشکی اخیر برای رژیم جمهوری اسلامی باید این واقعیت باشد که هزینه تغییر وزنه ثبات و بقا از بُمب هسته ای به “عقبه استراتژیک” با تمام اسباب و لوازم، به گونه تحمُل ناپذیری افزایش یافته و “نظام”، صورت حساب را دریافت می کند.
این بدان معناست که ادامه سیاست مُداخله گرانه و توسعه طلبانه با مانور و پنهان شدن در پس تفسیرهای دلبخواهی و مورد مُناقشه از جُمله روایت مطلوب از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل یا توافُق وین، تنها تاثیری که می تواند بر کشمکش جاری داشته باشد، وخیم تر کردن آن است. پافشاری حاکمان ایران بر این سیاست، مُناسب ترین زمینه برای گُسترش بُحران، فراتر رفتن آن از عامل روز خود (برای مثال موشک پرانی) و برهم زدن توافُقهای بین المللی است .
منصور امان .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)