روایت یکی از آخرین بازماندگان هم‌جنس‌گرای هولوکاست:
«چطور به عنوان یک هم‌جنس‌گرا از هولوکاست جان به در بردم»

رودولف برازدا آخرین بازمانده «مثلث صورتی‌ها» که شش سال پیش از دنیا رفت، تجربه خود را از جان به در بردن از اردوگاه بوخنوالت نازی‌ها بازگو کرد.

هر سال در روز 27 ژانویه یاد میلیون‌ها قربانی هولوکاست در سراسر دنیا گرامی داشته می‌شود، واقعه‌ای که طی آن یهودیان، معلولین، کولی‌ها، هم‌جنس‌گرایان و شاهدان یهوه (Jehova’s Witnesses) به دست رژیم آلمان نازی در جنگ جهانی دوم قتل عام شدند.

رودولف برازدا (Rudolf Brazda) از پدر و مادری اهل چک اسلاواکی در آلمان به دنیا آمد. وی در اوایل دهه سی میلادی هم‌جنس‌گرایی خود را آشکارانه می‌زیست. او یکی از مردان هم‌جنس‌گرایی بود که بعدها در اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی زندانی شد.

برازدا بخاطر رفتار هم‌جنس‌گرایانه (بر اساس قانون معروف «پاراگراف 175» که هم‌جنس‌گرایی را در آلمان آن دوره ممنوع می‌کرد) دستگیر و به اردوگاه کار اجباری بوخنوالت فرستاده شد، جایی که در آن به طور مداوم مورد سوءرفتار قرار می‌گرفت.

وی موفق شد با قدرت انطباق خود با محیط و با کمک یک افسرِ احتمالا هم‌جنس‌گرای اس‌اس (گردان حفاظتی حزب نازی) که تحت تاثیر او قرار گرفته بود، زنده بماند.
برازدا بعدها با پارتنر خود در فرانسه ساکن شد و تقریبا از تمام به بندکشندگان نازی خود عمر طولانی‌تری کرد.

رودولف در سال 1937 با استناد به پاراگراف 175 به مدت 6 ماه به زندان انداخته شد و سپس به اردوگاه بوخنوالت فرستاده شد. تا پیش از قدرت گرفتن نازی‌ها، علیرغم وجود «پاراگراف 175» که هم جنس‌گرایی را جرم می‌دانست، رودولف و امثال او در آلمان آزادانه زندگی می‌کردند و این قانون برای کسانی که با افراد زیر سن قانونی رابطه جنسی برقرار می کردند (pedophilia) استفاده می‌شد. اما پس از قدرت گرفتن نازی‌ها این قانون تقویت و به وسیله‌ای برای سرکوب اقلیت تبدیل شد.

«ما تحت حکومت هیتلر ناتوان بودیم»: وی به یاد می‌آورد که به محض ورود به اردوگاه وارد اتاقی شد که در آنجا استخری از مایع ضدعفونی‌کننده بود. آنها باید لخت می‌شدند و برای «ضدعفونی شدن» وارد استخر می‌شدند. یکی از افسران سر او را به زور به زیر مایع ضدعفونی‌کننده می‌برد و حالت تهوع به رودولف دست می‌دهد. این مامور سپس زنجیر طلا و صلیبی را که به گردن رودولف و هدیه دوست‌پسر او بود از گردن او می‌کشد و او را درباره اعتقاد به مسیحیت و رفتن به کلیسا مورد سوال قرار می‌دهد. رودولف از ترس پاسخی نمی‌دهد.

وی سپس لباس‌های یکدست زندانیان را تحویل می‌گیرد و به او یک مثلث صورتی داده می‌شود که باید در سمت چپ سینه خود می‌چسباند تا معلوم شود که هم‌جنس‌گرا است. سایر گروه‌های زندانی نیز مثلث‌هایی از رنگ‌های دیگر داشتند.

رودولف به یاد می‌آورد که حتی بقیه زندانیان هم هم‌جنس‌گراها را از خود طرد کرده و به او با الفاظ رکیک توهین می‌کردند که در برابر آزار و اذیت ماموران اس‌اس به چشم او نمی‌آمد.

با رسیدن خبر تغییر اوضاع جنگ، رودولف به کمک یکی از افسران در اصطبل و در میان خوک‌ها به مدت چهارده روز پنهان و با رسیدن نیروهای آمریکایی آزاد می‌شود.

تخمین زده می‌شود بین 5000 تا 15000 هم‌جنس‌گرا در آلمان نازی به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند که بسیاری از آنان هرگز از آنجا زنده بیرون نیامدند.

 

وبسایت شش‌رنگ:
http://6rang.org

صفحه فیسبوک شش‌رنگ:
https://www.facebook.com/6rang.Iran

کانال شش‌رنگ در تلگرام:
https://t.me/Iran6Rang

صفحه رسمی شش‌رنگ در تریبون زمانه:
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/6rang-org

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)