نگاه روژی کورد

١٢ بهمن روزی که روح‌الله خمینی به ایران بازگشت، بازگشت این فرد زمینه ساز آن شد که سیر جریانات سقوط رژیم پهلوی دوم، با سرعت بیشتری طی شود و بعد از خروج شاپور بختیار از ایران و اعلام بی‌طرفی ارتش، در عمل رژیم پهلوی دوم سقوط کرد.

اما این تمام حکایت ١٢ بهمن ماه نبود، از  بازگشت خمینی به ایران تا روز خروج بختیار از ایران که ١٠ روز طول کشید، فرصتی برای خمینی بود، تا بتواند نیروهای وابسته به خود را سازماندهی کند و در پس این سازماندهی، خمینی تلاش برای تصاحب کامل قدرت را آغاز کرد، تصاحبی که می توان آن را انقلابی علیه انقلابیون نامید. تصاحب قدرتی که تا اکنون نیز همچنان ادامه دارد.

در نوشته کنونی در تلاشیم نگاهی به موضوعات کوردستان را بر اساس دو مرحله زمانی  کوردستان از پهلوی دوم تا ١٢ بهمن ١٣۵٧ و کوردستان بعد از ١٢ بهمن ١٣۵٧ بیاندازیم:

کوردستان از آغاز پهلوی دوم تا  ١٢ بهمن ١٣۵٧

دوران پهلوی دوم با شکل گیری حزب ژ- ک در کوردستان آغاز شد، حزبی که پایه‌های خود را بر اساس دیدگاه ناسیونالیزم کوردی بنیان گذاشته بود،  اما مسئولین ژ-ک خیلی زود تصمیم بر آن گرفتند، تا ناسیونالیزم را به حقوق ملی تغییر داده و همین مسئله باعث شد این حزب جای خود را به حزب دمکرات کوردستان بدهد.

مسئولین ژ- ک نه تحت عنوان اسم این حزب، بلکه تحت عنوان نماینده کوردستان نشستی با دولت پهلوی دوم را در کارنامه خود دارند. این نشست سال  ١٣٢٣ شمسی انجام شده است و جدای از آن، در دوران ژ-ک، اعضای آن دو نشست با مسئول اتحاد جماهیر شوری در باکو داشته اند، موضوع هر دو نشست مسئله حقوق ملی ملت کورد بود.

حزب دمکرات کوردستان به ریاست قاصی محمد، در بهمن ١٣٢۴ اعلام جمهوری کرد، جمهوری ای که به مذاق حاکمیت در تهران خوش نیامد و در سرمقاله شماره ۶٧٧ روزنامه کیهان چاپ تهران آن زمان، به جمهوری کوردستان و شخص پیشوا قازی حمله شد که این مقاله را میتوان آغاز  سرکوب کوردستان توسط حکومت پهلوی دوم نامید.

در ٢۶ آذر ١٣٢۵ شمسی، ارتش پهلوی دوم در مهاباد که مرکز و پایتخت جمهوری کوردستان بود حضور یافت و چند روز اول هیچ برخوردی با اهالی نشد و پس از ١٠ روز قاضی محمد در ۶ دی ماه ١٣٢۵ به همراه جمع زیادی از همکارانش دستگیر شدند، آمار این دستگیری به ٢۵٣ نفر میرسد که ٢١ نفر از این جمع به حکم اعدام محکوم شده و در فاصله ١۵ اسفند ١٣٢۵ تا ١٠ فروردین ١٣٢۶ این ٢١ نفر اعدام شدند.

مرحله دوم سرکوب کوردستان از سال ١٣٣۴ آغاز شد و طی این مرحله از سرکوب جمع زیادی از اعضای حزب دمکرات کوردستان که پس از سرکوب ١٣٢۵ و ١٣٢۶ به شیوه مخفیانه با همراهی و کمک سازمان توده، تشکیلات خود را سازماندهی کرده بودند، دوباره دستگیر شدند و طی ۴ سال، جمع کثیری از اعضاء این حزب دستگیر شدند که برای اکثریت آنها در همان دادگاهی اول حکم اعدام صادر شد اما طی دادگاهی تجدید نظر حکمشان به ابدا و زندانی ٣ تا ١۵ سال تغییر پیدا کرد، از چهره‌های مبارز  این دوران سرکوب میتوان به زندهیادان غنی بلوریان، عزیز یوسفی، دکتر علی مولوی، فتاح کاویان، خلیل گادانی و جلیل گادانی اشاره کرد، بنا به خاطرات یکی از زندانیها به اسم علی بابامیری در این دوران ١٠٧ نفر کورد به جرم آزادیخواهی در زندان قصر  تهران زندانی بودند.

مرحله سوم سرکوب از سال ١٣۴٣ آغاز شد، و طی این مرحله کسانی که از دو سرکوب گذشته نجات یافته بودند، دوباره تشکیلات حزب دمکرات را بازسازی کردند، در این مرحله بخشی زیادی از این افراد توانستند، از دست ساواک نجات پیدا کنند، و به کوردستان عراق بروند، آنها در آنجا سنگ بنای مبارزاتی گسترده را آغاز کردند که در تاریخ کوردستان به مبارزات مسلحانه ١٣۴۶_١٣۴٧ شناخته شده است، این مبارزات طولانی‌ترین مبارزات مسلحانه و اولین مبارزه چریکی علیه رژیم پهلوی بود، از چهره‌های مبارز در این دوران میتوان به ملا آواره، صدیق انجیرآذر، سلیمان معینی، سمکو شریفزاده،… اشاره کرد همچنین زندانیانی مانند تیفور بطحایی نام برد.

مرحله چهارم سرکوب در کوردستان پس از ١۵ خرداد ١٣۵٧ آغاز شد. عزیز یوسفی زندانی کورد که در سال ١٣۵۶ به علت فشار مجامع بین‌المللی آزاد شده بود به دلیل از دست دادن کلیه‌ها خود در ١۵ خرداد فوت نمود، مراسم تشیع جنازه یوسفی به اعتراضی گسترده در مهاباد مبدل شد و این مسئله باعث دستگیری جمع زیادی از افراد شرکت کننده در این اعتراضات شده بود. در این دوران، آن بخش از تشکیلات حزب دمکرات که در خارج از ایران حضور داشت، با تشکیل یک گروه مخفی تحت عنوان “کمیته زاگرس” به داخل کوردستان و ایران برگشتند و مبارزات مخفی و تشکیلات خود را آغاز کرد، این کمیته در تلاش بود تا با احزاب و گروههای دیگر  ایران هماهنگی نماید و در ضمن اعتراضات کوردستان را هدایت کند.

کوردستان بعد از ١٢ بهمن ١٣۵٧

اختلافات انقلابیهای هویتخواه کوردستان با گروههای اسلامی و چپ سنتی ایران  از ٢٩ بهمن ١٣۵٧ آغاز شد. روز ٢٩ بهمن پادگان مهاباد بدون مقاومت خاصی سلاحهای خود را به مردم تسلیم نمود، این ترک مقاومت حاصل برنامه‌های تشکیلاتی “کمیته زاگرس” بود. این کمیته طی چند ماه فعالیت توانسته بود بخش زیادی از افسران کورد ارتش را در تشکیلات خود جذب کند افسرانی که بعدها در تداوام مبارزه کوردستان نقش بسیار تعیین کننده هم داشتند

نکته جالب در مورد آغاز سرکوب این مرحله این است که سرکوب این مرحله نیز با جنگ رسانه‌ها آغاز شد. در این مقطع رادیوی سراسری ایران در بخش اخبار شبانگاهی خود روز ٢٩ بهمن ١٣۵٧ ترک مقاومت ارتش در پادگان مهاباد را یک حرکت انقلابی ارتش قلمداد کرده بود اما فردای آن روز این حرکت خیانت به “انقلاب” تفسیر شد.

حکایت کوردستان بسیار پیچیده‌تر از دوران پهلوی شد، در ٢۶ اسفند ١٣۵٧، پادگان سنندج به بهانه حمله چند نفر به این پادگان بر روی مردم این شهر آتش گشود و بخشهای مدنی شهر را با هواپیما و توپ به خاک و خون کشید و حاصل این جریان “نوروز خونین” کوردستان شد.

رفتار باند خمینی و گروههای چپ، همپیمان این باند که خود را صاحبان انقلاب میپنداشتند، مسبب آن شد که مردم کوردستان به نشانه اعتراض در انتخابات ١٠ فروردین ١٣۵٨ شرکت نکنند و مردم کوردستان با این حرکت میخواستند از سرکوب نظامی باند خمینی در امان باشند.

٢٨ مرداد ١٣۵٨، خمینی بر علیه کوردستان فتوای جهاد صادر کرد، فتوایی که در تاریخ اسلام تاکنون اولین نمونهای می باشد که طی آن، مسلمان علیه مسلمان فتوای جهاد صادر کند. همان شب اعلام فتوا در زندان دیزل آباد کرماشان ٧ نفر از اهالی پاوه بدون هیچ دادگاهی اعدام شدند.

این فتوا مسبب جنگ ٣ ماهه شد. جنگی که طی  احزاب کوردستان  از ترس حمله باند نظامی خمینی به شهروندان مدنی شهرها را خالی کرده و به کوهها رفتند.

٣ ماه پس از این جنگ، خمینی طی نامه ای تمامی اتفاقات این سه ماه را که فتوای خودش مسبب آن شده بود، به گردن دولت موقت گذاشت و خواهان آتش بست شد. خیلی زود احزاب کوردستان به این آتش بست پاسخ مثبت دادند و در نتیجه جنگ پایان یافت.

آغاز سرکوب نظامی بلند مدت

از بهار ١٣۵٩ شمسی، دوباره سرکوب نظامی باند خمینی  شروع شد. این سرکوب مسبب آغاز مبارزهای شد که طولانیترین تاریخ مبارزات مسلحانه کوردستان نام گرفت و تا پاییز ١٣٧۵ ادامه یافت.

در این دوران جدا از اینکه صدها نفر در میادین جنگی کشته شدند، دهها نفر نیز در زندانهای جمهوری اسلامی اعدام و یا به احکام طولانی مدت محکوم شدند. از اعدامیهای این دوران میتوان به اعدام دهها جوان کورد در فرودگاه سنندج در سال ١٣۵٩، اعدام دختران سقز در ٢٣/۵/١٣۶٢ و اعدام ۵٩ نوجوان و جوان مهاباد، “کمال دباغی، خلبان خلیل رز، ناصر سبحانی” و  .. می توان اشاره کرد. از زندانیان این دوران که تا به حال هم در زندان محبوس می باشند، میتوان به  محمد نظری، عثمان مصطفی پور و ولی دوردیان هر کدام بالغ بر ٢۵ سال است که در زندان محبوسند.

فارغ از مسئله سرکوب نظامی در این دوران، باید به ترورهای دولتی نیز اشاره نمود، ترور افرادی همچون دکتر عبدالرحمان قاسملو، عبدالله قادری آذر، دکتر صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان، صدیق کمانگر، ماموستا محمد ربیعی، استاد احمد مفتی‌زاده و فاروق فرساد. در این دوران بالغ بر ٣۵٠ نفر از فعالین کورد در ایران، اتحادیه اروپا، کوردستان عراق و .. توسط باند خمینی ترور شدند.

 مرحله ١٣٧۵ تا ١٣٩۵

در کوردستان این دوره به دوران مبارزات مدنی شناخته شده است. طی این دوران، حضور پیشمرگها در بین مردم کوردستان به حداقل خود رسیده است، اما سرکوب باند خمینی تغییری آنچنانی به خود ندیده است. طی این مدت، جمع چشمگیری از فعالین کوردستان به حبس‌های میان مدت و طولانی مدت محکوم شده‌اند. قابل توجه است که تنها در سال ١٣٨٩ و پس از سرکوب تهران در پی رویدادهای انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨، ١٧٩ فعال مدنی-سیاسی کوردستان دستگیر شده‌اند. از زندانیان این دوران میتوان از محمد صدیق کبودوند، عدنان حسن‌پور، مختار هوشمند،  افسانه بایزیدی و … نام برد.

طی این دوران نیز کسانی مانند علی و رزگار افشاری، شیرکو معارفی، حسین خضری، … به اعدام محکوم شدند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)