دستگیری مرتضی مرادپور
مرتضی مرادپور 29 ساله فرزند حسن، متولد 18 شهریور 1366 دانشجوی کارشناسی حسابداری است که در امتحانات آخرین ترم دانشگاه به دلیل مراجعه مکرر ماموران امنیتی جهت دستگیری‌ او، تحصیلاتش نیمه تمام می‌ماند.
مرتضی مرادپور به علت شرکت در «همایش پیاده‌روی ائل گؤلی تبریز» در اول خرداد ماه 88 تحت تعقیب قرار گرفته و سه روز بعد، در چهارم خرداد 88 در خوابگاه دانشجویی، توسط مامورین اطلاعات بازداشت می‌شود.
همایش یادشده با مجوز رسمی دولت بوده که در آن برخی فعالین مدنی شعارهایی در حمایت از حق تحصیل به زبان مادری و اعتراض به خشک شدن دریاچه اورمیه سر می‌دهند که منجر به بازداشت چند تن، از جمله مرتضی مرادپور و برادرش فردین می‌شود.
وی در تاریخ 19 آبان 1388 در دادگاه انقلاب تبریز محاکمه و از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، به یک سال حبس و از بابت اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به دو سال حبس محکوم می‌شود. این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار می‌گیرد.
این فعال مدنی، از 19 ماه پیش (28 اردیبهشت 94) برای گذراندن دوره محکومیت خویش از محل کارش دستگیر شده و به زندان منتقل می‌شود. وی اکنون 25 ماه از حکمش را سپری کرده و کمتر از 11 ماه از مجموع سه سال محکومیتش باقی می‌ماند.

مخالفت ناظر زندان با درخواست آزادی مشروط
به گفته معصومه امانی، مادر مرتضی مرادپور -که خود نیز به مدت 10 روز از بابت پیگیری وضعیت قضایی فرزندانش بازداشت شده بود- دادیار ناظر زندان تبریز با درخواست آزادی مشروط پسرش مخالفت می‌کند. دوشنبه 21دی94، «جعفر فاضل نیا» دادیار ناظر زندان تبریز، ضمن برخورد «توهین آمیز» با معصومه امانی، مادر مرتضی مرادپور فعال هویت طلب آذربایجانی، با درخواست آزادی مشروط این فعال زندانی مخالفت می‌کند.

آغاز اعتصاب غذا و انتقال به ندامتگاه کرج
«مرتضی مرادپور» از تاریخ چهار آبان 95 در اعتراض به عدم اجرای ماده 134 (تجمیع مجازات) با نوشتن نامه‌ای خطاب به ریاست دادگستری استان آذربایجان شرقی ضمن اعتراض به روند غیرقانونی دادرسی و اجرای حکم دادگاه، تا رسیدگی مسئولین به موارد اعتراضی، وارد اعتصاب غذا می‌شود.
وی در تاریخ 12 آبان 95 به دستور دادستان تبریز همراه «رسول رضوی» دیگر زندانی سیاسی آذربایجانی به ندامتگاه کرج منتقل شده و از آن تاریخ در سالن 12 ندامتگاه کرج که به نوعی بند ویژه به حساب می‌آید، نگهداری می‌شد.
یک روز قبل از انتقال به کرج، وی در بند 12 محکومین زندان تبریز، وقتی برای دفاع از دیگر زندانی سیاسی «حسین علی محمدی» و اعتراض به ضرب و شتم وی وارد دفتر بند می‌شود، توسط مسئول بند و چند زندانی همکار مامورین زندان مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد که پرونده شکایت وی در این مورد مفتوح است. در این بین، علیرغم تشکیل پرونده قضایی، وی تاکنون جهت تعیین شدت جراحات به پزشکی قانونی اعزام نشده است و با توجه به گذشت بیش از یک ماه از این اتفاق و بهبود جراحات ناشی از آن، به احتمال زیاد این شکایت به سرانجام نخواهد رسید.

تشریح وضعیت حقوقی پرونده و اعمال ماده 134 توسط وکیل مرتضی مرادپور
جعفر افشارنیا (وکیل زندانی سیاسی مرتضی مرادپور در مرحله اعاده دادرسی دیوان عالی کشور) در پاسخ به این که «خواسته قانونی مرتضی مرادپور چیست و چرا توجهی نمی‌شود؟» به تاریخ پنج‌شنبه 4آذر95 در سی و یکمین روز اعتصاب غذای وی طی نامه‌ای به تشریح وضعیت حقوقی پرونده و دلایل ضرورت اعمال ماده 134 برای پرونده موکلش می‌پردازد.
وی با طرح این سوال که، به نظر قضات محترم شعبه4 تجدیدنظر استان چرا درخواست اعمال ماده 134 مساعد به حال مرتضی نیست؟، به شرح و تفسیر ماده 134 و تطبیق آن با پرونده موکلش پرداخته و می‌افزاید: قضات شعبه 4 تجدیدنظر نمی‌توانند مجددا میزان مجازات را افزایش دهند. حتی دیوان عالی کشور نیز نمی‌تواند اجازه رسیدگی مجدد برای افزایش مجازات محکوم علیه را صادر نماید.
افشارنیا با تاکید بر این که، مقرره قانونی در قسمت دوم ماده134 قائل به اعمال اشد مجازات قضایی (مجازات مذکور در دادنامه)، مشمول موکلش می‌باشد، می‌گوید: اتفاقا این ماده مساعد به حال وی است و باید اعمال می‌گردید و این زندانی سیاسی بیش از دو سال از محکومیت خود را گذرانده، و باید با اعمال قسمت دوم ماده134 آزاد گردد که تا پای جان در جهت اثبات حقانیت خود ایستاده است.

بیهوشی مرتضی مرادپور در جریان اعتصاب غذا
بنا به گفته مرتضی مرادپور، وی روز یکشنبه 7 آذر 95 در 34مین روز از اعتصاب غذا، بیهوش شده و با از دست دادن تعادل خویش به زمین برخورد کرده و از ناحیه پیشانی دچار جراحت و تورم شده که مسئولین زندان خواستار انتقال وی به بهداری زندان برای مداوا می‌شوند. ولی مرتضی با این امر مخالفت می‌کند.
به گفته این فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در ندامتگاه کرج، او تا تحقق خواسته‌هایش از پذیرش خدمات پزشکی نیز ممانعت خواهد کرد.

شکایت از وضعیت نگهداری در کرج و شرایط سلول
در طول مدت حضور در ندامتگاه کرج، مرتضی مرادپور در تماس‌های تلفنی و ملاقات کابینی‌اش چندین بار شکایت و گله‌مندی خود را نسبت به وضعیت نامساعد و نامطلوب سالن 12 ندامتگاه کرج به گوش خانواده‌اش می‌رساند.
در این سالن که از آن به عنوان بند ویژه ندامتگاه کرج استفاده می‌شود، زندانیان در اتاق‌هایی شبیه انفرادی نگهداری می‌شوند. محیط نمناک و مرطوب، مسدود کردن کوچک‌ترین روزنه‌های نور در اتاق و نورگیر نبودن آن، نبود امکانات گرمایشی مناسب و همچنین عدم تحویل پتو و البسه گرم باعث شده تا مرتضی دچار سرماخوردگی و گلودرد شود و همچنین وی به علت سرما و اعتصاب غذا دچار ناراحتی کلیوی هم می‌شود.
این در حالی است که به گفته وی، او تنها یک پتو دارد، که با توجه به ضعف جسمانی و افت فشار محسوس ناشی از تداوم اعتصاب غذا در طول روز، مجبور است تا به حالت درازکش و خوابیده از سرما به خود بلرزد.
مرتضی مرادپور همچنین اشاره می‌کند که مسئولین زندان حتی از تحویل شکر و نمک که تنها مواد مورد استفاده‌ی وی در اعتصاب غذاست، هم خودداری می‌کنند. وی از وضعیت آب ناسالم و سنگین زندان هم شکایت دارد و در تماس تلفنی با خانواده احتمال می‌دهد که یکی دیگر از عوامل ناراحتی کلیوی‌اش استفاده از همین آب ناسالم باشد.
در طول بیش از یک ماه وی را تنها سه بار به حمام می‌برند و از زمان انتقال به سالن 12 ندامتگاه کرج، نور آفتاب را ندیده و حق استفاده از حیاط زندان را نداشته است.

نامه 1830 فعال مدنی در رابطه با اعتصاب غذای مرتضی مرادپور و عواقب آن
در روز شنبه 13 آذر 95 همزمان با چهلمین روز اعتصاب غذای «مرتضی مرادپور»؛ 1830 فعال مدنی با امضا و ارسال نامه‌ای به رئیس دادگستری استان آذربایجان شرقی ضمن برشمردن جزییاتی از پرونده و روند غیرقانونی اعمالی بر وی نسبت به وضعیت جسمی و سلامتی ایشان و پیامدهای اعتصاب غذای طولانی مدت وی ابزار نگرانی کرده و بر نقش دستگاه قضایی در این موضوع تاکید می‌کنند.
امضاکنندگان مراتب نگرانی خود از وضعیت «مرتضی مرادپور» را اعلام کرده، خواستار آزادی وی و رسیدگی به وضعیت سلامتی او می‌شوند.
همچنین متن کامل نامه و اسامی امضاکنندگان در اختیار رسانه‌های عمومی قرار گرفته و رونوشتی از این نامه به دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز، و نمایندگان شهرستان تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی ارسال می‌شود.

ارجاع پرونده مرتضی مرادپور به شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر جهت تصمیم‌گیری مجدد در مورد اعمال ماده134
بعد از انتشار نامه 1830 فعال مدنی و پیگیری‌های مستمر خانواده، روز یکشنبه 14آذر95، پرونده مرتضی مرادپور زندانی سیاسی تُرک که در چهل و یکمین روز اعتصاب غذای خود به سر می‌برد، به شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر فرستاده می‌شود تا در مورد اعمال ماده134 (تجمیع مجازات) که پیش از این توسط همین شعبه رد شده بود، مجددا تصمیم‌گیری شود.
قبلا شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر، اعمال ماده 134 را برای پرونده مرتضی مرادپور رد کرده بود. آنها با این استدلال که “به نظر دادگاه مساعد به حال محکوم نیست” تصمیم‌گیری کرده بودند.

در پی تداوم اعتصاب غذا:
وخامت اوضاع سلامتی، تحلیل کبد و کلیه‌ها، احتمال کما و مرگ
حال عمومی مرتضی مرادپور که در در اعتصاب غذا بسر می‌برد رو به وخامت می‌گذارد. سه‌شنبه 16 آذر 95 در آخرین تماس تلفنی که این زندانی سیاسی با مادرش داشته، به صراحت می‌گوید: خیلی سخت صحبت می‌کند و صدایی ضعیف، بریده‌بریده و نفس‌زنان دارد. مرتضی همچنان بدون امکانات و وسایل گرمایشی در این سالن نمناک، مرطوب و سرد نگهداری می‌شود، افت فشار محسوسی داشته که حتی حرف زدن را هم برای وی مشکل کرده و هنوز هم مسئولین زندان از دادن شکر و نمک امتناع می‌کنند. چند روز هم می‌شود که پوست بدنش شروع به پوسته-پوسته شدن به خصوص در لای انگشتانش می‌کند. مرتضی حدس می‌زند که به احتمال زیاد به خاطر عدم برخورداری از نور آفتاب و عدم تغذیه به این عارضه مبتلا شده است.
در پی وخامت اوضاع سلامتی، سه‌شنبه 16 آذر، مرتضی را برای معاینه نزد پزشک زندان می‌برند که وی می‌گوید: نصف کبدت از کار افتاده، اگر به اعتصاب غذا ادامه دهی به احتمال زیاد کلیه‌هایت هم از کار خواهد افتاد و همچنین خطر کما هم در روزهای آینده وجود دارد. علیرغم اصرار پزشک برای تزریق سرم مرتضی امتناع کرده و خود وی هم کاغذی را مبنی بر عدم قبول سرم امضاء می‌کند. در این میان پزشک معالج پس از معاینه با گوشزد وضعیت نامساعد و بحرانی جسمی وی و این که با ادامه اعتصاب غذا، خطر هر لحظه جان وی را تهدید می‌کند، از وی می‌خواهد تا به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد، که مرتضی هم در پاسخ تاکید می‌کند تا رسیدن به خواسته قانونی خود اعتصاب غذایش را نخواهد شکست.

تاکید بر اعتصاب تا رسیدن به خواسته‌ی خویش در ندامتگاه کرج:
یا آزاد خواهم شد یا در اعتصاب غذا خواهم مُرد
سه‌شنبه 16 آذر، قاضی دادیار ناظر زندان تبریز به مادر این زندانی اعلام می‌کند که تا زمانی که وی در اعتصاب غذا بسر می‌برد قضیه بازگشت وی به زندان تبریز منتفی است و رسیدگی به درخواست وی هم در گروِ شکستن اعتصاب غذاست.
دادستان عمومی و انقلاب تبریز هم در پی مراجعه مادر این زندانی سیاسی می‌گوید تا زمانی که وی به اعتصاب غذا ادامه دهد به درخواست او رسیدگی نخواهیم کرد.
رئیس شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر هم که پرونده مرتضی مرادپور برای بررسی مجدد اعمال ماده 134 به آنجا فرستاده شده، در پاسخ پیگیری و اصرار مادر این زندانی سیاسی که نگران وضعیت سلامت وی است، می‌گوید اگر بیشتر پیگیری کنید و هر روز به دادگاه بیایید، احتمال دارد پرونده را کنار بگذارم و بررسی نکنم و در مراجعه مجدد پس از تماس تلفنی هم می‌گوید که به جای اصرار به من برای قبول درخواست او، از پسرت بخواه تا اعتصاب غذایش را بشکند.
مرتضی مرادپور در برابر اصرارهای مسئولین زندان ندامتگاه کرج، برای شکستن اعصاب غذا می‌گوید «یا آزاد خواهم شد یا در اعتصاب غذا خواهم مُرد» و طی تماس تلفنی با مادرش نیز، بر گفته‌اش تاکید می‌کند.

تداوم اعتصاب و انتقال به تبریز با هزینه‌ی شخصی
با وجودی که دستور قضایی انتقال این فعالان مدنی (مرتضی مرادپور و رسول رضوی) در تاریخ 2 آذر 95 صادر شده بود و تاکنون به بهانه نبود امکان مالی عملی نشده بود؛ نهایتا با پرداخت کلیه هزینه انتقال توسط خانواده آنها، این انتقال با تاخیر در روز چهارشنبه 17 آذر در چهل و چهارمین روز اعتصاب غذا صورت می‌گیرد.
به گفته خانواده مرتضی مرادپور، تعلل و سنگ اندازی مسئولین قضایی تبریز، در انتقال مرتضی مرادپور به زندان تبریز برای این است که مرتضی اعتصاب غذایش را بشکند و از درخواست قانونی‌اش مبنی بر اجرای ماده 134 کوتاه بیاید.

کاهش وزن شدید در اثر اعتصاب غذا
بعد از دیدار خانواده در حین انتقال مرتضی مرادپور به زندان تبریز و مشاهده کاهش وزن بسیار شدید در اثر اعتصاب غذا بر نگرانی‌ها نسبت به وضعیت سلامتی و جان وی افزوده می‌شود.
در چهل و چهارمین روز اعتصاب غذا در روز چهارشنبه 17 آذر 95 در طول انتقال مرتضی مراپور از کرج به تبریز، تصویری از وی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شود. با مشاهده این تصویر، اکثر فعالین حقوق بشری نسبت به وضعیت سلامتی وی ابراز نگرانی می‌کنند. آنها می‌گویند: این تصویر گویای آن است که مرتضی حدود 20 یا 25 کیلو وزن کم کرده است. آخرین خبرها از وی هم حکایت از وضعیت وخیم جسمانی و تشدید نگرانی‌ها از جان وی می‌کند.
مرتضی مرادپور روز پنجشنبه 18 آذر، از قرنطینه به بند کاردرمانی و سپس به بند 12محکومین زندان تبریز منتقل می‌شود.

فایل صوتی و تاکید بر تداوم اعتصاب تا اجرای قانون
مرتضی مرادپور با انتشار یک فایل صوتی از زندان تبریز در روز پنجشنبه 18 آذر 95، از علت اعتصاب غذای خود و تاکید بر تداوم آن تا آزادی، سخن می‌گوید:
«اینک با توجه به قوانین مجازات اسلامی در ایران، من باید آزاد شوم. پس اعتصابم تا رسیدن به آزادی ادامه دارد. دو راه بیشتر نیست: آزادی یا مرگ! حال مسئولین می‌توانند تصمیم بگیرند که کدام راه را انتخاب کنند. چون من انتخاب خود را کرده‌ام و زیر بار اعمال غیرقانونی و ظالمانه نمی‌روم. دلیل اصلی اعتصاب من، صرفا سپری نکردن یک سال باقیمانده حبس خودم نیست، بلکه ارزش بخشیدن به زندانی و بازگرداندن اهمیت و آبروی اعتصاب است. شاید بعد از این مسئولین در پی اعتصاب هر زندانی، خواسته‌های او را جدی بگیرند. لذا من بر اعتصابم پایبند خواهم ماند حتی اگر به قیمت جانم تمام شود.»

بازگشت دوباره پرونده به اجرای احکام
خانواده مرتضی مرادپور در ادامه پیگیری‌های قضایی، پنج‌شنبه 18 آذر 95، با مراجعه به دادستان آذربایجان شرقی، و سپس پیگیری از طریق باقرزاده، معاونت ریاست شعبه‌های تجدیدنظر مطلع می‌شوند که نظر کلی آنها مخالفت با اجرای ماده134 (تجمیع مجازات) می‌باشد. آنها به دلیل آنچه که “اجرای ماده134 را به ضرر محکوم می‌دانیم” عنوان می‌کنند، با اجرای این ماده مخالفت می‌نمایند.
خانواده مرادپور نهایتا در شعبه چهار دادگاه تجدیدنظر حضور می‌یابند و متوجه می‌شوند که پرونده وی بدون این که بررسی و حتی ملاحظه شود، به بخش اجرای احکام بازگردانده شده است.
خانواده‌ی مرادپور بر این باورند که این اقدام در پی سفارش و تاکید نهادهای امنیتی که در نامه الصاقی بر روی پرونده بوده، می‌تواند صورت گرفته باشد.
آنها همچنین تاکید می‌کنند که قرار بود رای دادگاه تجدیدنظر روز شنبه 20 آذر اعلام شود، ولی احتمالا با مشاهده‌ی نامه‌ی الصاقی به پرونده و سفارش‌های صورت گرفته در آن، بدون هیچ گونه بررسی و اعمال نظری پرونده را زودتر از زمان وعده داده شده، به اجرای احکام عودت داده‌اند.
این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که دادستان تبریز با توجه به وخامت حال مرتضی مرادپور در اثر اعتصاب غذا و نگرانی‌های موجود برای جان وی، قول مساعد داده بود که این مساله به سرعت از سوی آنها حل و رفع و رجوع خواهد شد.

ابراز نگرانی دانشجویان نسبت به جان مرتضی مرادپور
طی روزهای اخیر با وخیم شدن حال عمومی مرتضی مرادپور، در برنامه‌های برگزار شده برای بزرگداشت روز دانشجو در ایران، دانشجویان با شعارهای «مرتضی مرادپور باید آزاد گردد»، «جان مرتضی مرادپور در خطر است» و با در دست گرفتن پلاکاردهایی در این خصوص، با طرح پرسش‌هایی از سخرانان مربوطه، نگرانی خود را از جان وی ابراز می‌دارند.
گفتنی است 16 آذر در ایران روز دانشجو نامگذاری شده است. همه ساله در پاسداشت این روز، مراسم‌های سخنرانی متعددی در دانشگاه‌ها برگزار می‌شود.
همچنین در برخی شهرهای ترک‌نشین، از جمله تبریز، اورمیه، اردبیل و زنجان دیوارنوشته‌ها و پارچه‌نوشته‌هایی در حمایت از مرتضی مرادپور، و درخواست آزادی وی صورت می‌گیرد. آنها در این نوشته‌ها نگرانی خود از جان مرتضی را ابراز داشته و خواستار آزادی این زندانی آذربایجانی می‌باشند.

تماس تلفنی مرتضی مرادپور از زندان:
جسماً نای ایستادن نمانده، ولی تا آخر ایستاده‌ام
مرتضی مرادپور فعال مدنی آذربایجانی، روز دوشنبه 22 آذر، طی تماسی تلفنی با خانواده، از بی‌رمقی و عدم تعادل جسمی‌اش سخن می‌گوید.
وی که در چهل و نهمین روز اعتصاب غذا قرار دارد؛ در این تماس اظهار می‌کند که توانایی و قدرتی برای ایستادن نداشته، و بدون کمک دیگران قادر به راه رفتن نیست. این فعال هویت‌طلب با تاکید بر تداوم اعتصاب غذا تا رسیدن به خواسته‌هایش، خواستار اعمال قانون و آزادی‌اش می‌شود.

دادستان و قاضی ناظر زندان تبریز:
تا اعتصاب غذایش را نشکند، هیچ اقدامی نخواهیم کرد
در ادامه پیگیری‌های قضایی خانواده مرادپور، سه‌شنبه 23 آذر 95، آنها با دادستان “خلیل الهی”، و قاضی ناظر زندان “جعفر فاضل‌نیا”، دیدار کرده و خواستار رسیدگی به وضعیت فرزندشان می‌شوند. در این دیدار دادستان و قاضی ناظر زندان بار دیگر می‌گویند: “تا اعتصاب غذایش را نشکند، هیچ اقدامی از طرف ما صورت نخواهد گرفت.”
بعد از اصرار و مداومت خانواده، آنان وضعیت وخیم جسمی مرتضی را گوشزد کرده و با ابراز نگرانی تاکید می‌کنند: او اکنون 50 روز است که در اعتصاب غذاست و هر لحظه می‌تواند هر بلایی بر سرش بیاید. شما باید این را در نظر بگیرید که مرتضی فقط خواستار اجرای قوانین خود شماست و چیزی فراتر از آن نمی‌خواهد.
در پاسخ اصرار و مداومت خانواده، دادستان و قاضی ناظر زندان بر سخنان قبلی خود سماجت نشان داده و اظهار می‌دارند: همان طور که گفتیم، تا اعتصاب غذایش را نشکند، هیچ اقدامی نخواهیم کرد. حالا هم بروید، و هر کاری از دستتان برمی‌آید، انجام دهید.
خانواده مرادپور با بیان این سخنان، با ابراز ناامیدی از مسئولین دادگستری، می‌گویند: امروز آخرین روزی است که از مجرای قضایی پیگیری می‌کنیم، و از این به بعد به راه‌های دیگری متوسل خواهیم شد.

50مین روز اعتصاب: وخامت اوضاع سلامت، انتقال به بهداری، ممانعت از تزریق سرم و آمپول
در پی وخامت وضعیت سلامتی مرتضی مرادپور، دوشنبه 22آذر، وی را به بهداری زندان انتقال می‌دهند.
خانواده مرادپور، در خصوص آخرین وضعیت جسمی و سلامتی وی که طی تماسی تلفنی در روز سه‌شنبه 23 آذر مطلع شده‌اند، می‌گویند: دیروز در پی وخامت اوضاع مرتضی، او را به درمانگاه زندان انتقال داده‌اند. و پزشک بهداری در صدد تزریق سرم و آمپول بوده‌ که مرتضی مانع از این کار شده است.
آنها ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به جان فرزندشان؛ با تاکید بر مطالب بالا، ابراز می‌دارند: تنها با گرفتن نوار قلب و فشار خون، وضعیت مرتضی را کنترل می‌کنند. ولی حتی آن را نیز مخفی کرده‌اند و چیزی در مورد وضعیت قلبی او نگفته‌اند. اگر چیز نگران کننده‌ای نبود، لااقل باید به خود وی می‌گفتند.
خانواده این فعال مدنی آذربایجانی با اشاره به پنجاهمین روز اعتصاب غذای وی، ضمن کمک خواستن از همه، در مورد آخرین وضعیت او می‌گویند: مرتضی به سختی صحبت می‌کند. نفس‌هایش به شماره افتاده است. و توانایی ایستادن بدون کمک دیگران را ندارد. ما واقعا نگران جان او هستیم. و از هر کسی که می‌تواند برای او کاری انجام دهد، خواهش می‌کنیم که دریغ نکند.

خانواده مرادپور بعد از ناامیدی از اقدام عملی و جدی مسئولین قضایی:
چاره‌ای جز تحصن روز پنجشنبه مقابل دادگستری نداریم
در آغازین لحظات چهارشنبه 24 آذر، همزمان با پنجاه و یکمین روز اعتصاب غذا؛ «فردین مرادپور»، برادر فعال مدنی دربند «مرتضی مرادپور»، با انتشار اطلاعیه‌ای در صفحه فیس‌بوکی خود، ضمن اشاره به روند قضایی پرونده برادرش و پیگیری‌های مستمرشان و با ابراز ناامیدی و بی‌اعتمادی نسبت به اقدام جدی از سوی مسئولین قضایی، و با ابراز نگرانی بسیار شدید نسبت به سلامتی و جان مرتضی؛ بر حق آزادی برادرش تاکید کرده و می‌نویسد: روز پنجشنبه 25 آذر 1395 همراه با اعضای خانواده در مقابل دادگستری تبریز، تحصن خواهیم کرد تا به وضعیت مرتضی رسیدگی شود.
او همچنین اعلام می‌کند که در صورت دستگیری قبل از تحصن یا حین و بعد از آن، از همان لحظه دستگیری تا آزادی برادرش وارد اعتصاب غذای خشک می‌شود.

توفان توییتری در حمایت از مرتضی مرادپور و آرش صادقی
در پنجاه و یکمین شب اعتصاب غذای مرتضی مرادپور در روز چهارشنبه 24 آذر 95 از ساعت 9 الی 11 شب، خبررسانی ویژه‌ای تحت عنوان «توفان توییتری» در فضای توییتر انجام می‌گیرد. عمده هدف این فعالیت رسانه‌ای توییتری، متوجه کردن افکار عمومی مردم دنیا و متعاقبا مسئولین قضایی ایران نسبت به وضعیت دو زندانی اعتصاب کننده «مرتضی مرادپور» و «آرش صادقی» است. همه فعالین فضای توییتر، با توییت هشتک‌های #FreeMorteza و #FreeArash به این توفان توییتری پیوسته و از زندانیان و اعتصاب کنندگان حمایت می‌کنند.

جان مرتضی در خطر است!
امروز پنجشنبه 25 آذر ماه 1395، مرتضی مرادپور پنجاه و دومین روز اعتصاب غذای خود را در بند 12 محکومین زندان تبریز سپری می‌کند. این زمان‌ها برای او سرنوشت‌ساز است. پزشکان از مخاطرات و حساسیت‌های بسیار بالای سلامتی و بهداشتی برای فرد اعتصاب‌کننده بعد از روز سی‌ام می‌گویند. این حساسیت در دهه چهل اعتصاب غذا مضاعف می‌شود. و در دهه پنجاه بسیار شدید و غیرقابل پیش‌بینی است. هر لحظه احتمال کما، ایست قلبی، یا مرگ وجود دارد. ثانیه‌هایی که می‌گذرند می‌تواند سرنوشت زندانی را تغییر دهد.
خانواده، دوستان، حامیان و همفکران او می‌گویند: طبق گفته پزشکان؛ با توجه به این که مرتضی طی دو سال قبل در زندان بوده، بدن او ضعیف‌تر از یک فرد عادی است و لذا توانایی تحمل او نیز کاهش می‌یابد.
در زندان تبریز عموم زندانیان عقیدتی و سیاسی، از نبود بند سیاسی و عدم تفکیک جرائم، همچنین ساختمان قدیمی و فرسوده زندان، کمبود فضای لازم و تعداد مازاد زندانیان نسبت به ظرفیت آن، کیفیت پایین غذا، عدم امکان انجام ورزش، نبود ملاقات حضوری مداوم، رنج می‌برند.
مرتضی مرادپور، علاوه بر همه‌ی این موارد، از عوارض اعتصاب غذای طولانی مدت در امان نخواهد بود. سلامتی وی در زندان به شدت تحت تاثیر اعتصاب طولانی مدت قرار دارد. تپش قلب، ناراحتی قلبی، تحلیل رفتن کبد و کلیه‌ها، بی‌حسی، سردی دست و پا، ریزش مو، پوسته پوسته شدن پوست، کم‌سو شدن چشم‌ها و عوارض دیگر، وضعیت سلامتی وی را روبه‌روز بیشتر وخیم‌تر کرده و جان وی را تهدید می‌کند.
خانواده و دوستان این فعال مدنی انتظار دارند همه فعالین حقوق بشر بتوانند اقداماتی عاجل جهت نجات جان وی انجام دهند. آنها بر این باورند که اگر کاری صورت نگیرد، در صورت بروز واقعه‌ای ناگوار، فردا پشیمانی برای هیچ کس سودی نخواهد داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)