فارغ از تمام گرایشها و تحلیل های سیاسی که در روزها و ماه های اخیر در خصوص انتخابات ریاست جمهوری امریکا طرح شد، بعنوان یک علاقمند به حوزۀ رهبری و مدیریت، رفتار رییس جمهور ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی امریکا برایم بسیار آموزنده و الهام بخش بود که دوست دارم بخشی از آنها را با شما به اشتراک بگذارم؛
1- رهبران بزرگ تحلیل خودشان را از محیط و وقایع دارند و با شدت برای تحقق آن تلاش می کنند؛ حتی اگر در این راه تنها باشند.
در جریان این مبارزات، و در شرایطی که تمامی کانونهای قدرت و ثروت در تمام دنیا و جریانهای رسانه ایِ در انحصارشان، در زمین کلینتون بازی می کردند. ترامپ با این آرمان به میدان رقابت آمده بود که با پیروزی اش ” امریکا را دوباره به بزرگی برساند”. در نهایت او با تکیه و پیگیری همین باور، با اختلافی باورنکردنی پیروز شد تا تمام دنیا و بخصوص کانونهای قدرت و ثروت و غولهای رسانه ای آنها را در بهت و حیرت فرو ببرد و ثابت کند که رهبری بزرگ با آرزوها و توانایی های بزرگ است.
2- رهبران بزرگ از اینکه انتقاد شوند یا حتی دشمنان زیادی داشته باشند نمی ترسند.
ترامپ هنگامیکه علیرغم تمام تلاشها، توطئه ها، بدگوییها و بسیج همگانی رسانه ای برای رأی نیاوردنش در انتخابات پیروز شد، رفتار متواضعانه و بی نظیری در پیش گرفت که برای من باورنکردنی و تحسین برانگیز بود. شاید این رفتار برای برخی عوامگرایی به نظر برسد اما برای من بی شک از او رهبری کاریزماتیک ساخت که با پشتوانۀ سال ها موفقیت تجاری و استعداد کم نظیرش در رهبری، می تواند تحولات زیادی در دنیا ایجاد کند.
3- به جرأت می گویم که اولین سخنرانی اش را پس از پیروزی هرگز از یاد نخواهم برد؛ ترامپ حتی یک کلمه هم در ستایش از خودش سخن نگفت؛ بلکه تمام وقت را به تشکر از خانواده اش، مردم امریکا و به ویژه اعضای تیم کمپین انتخاباتی اش اختصاص داد و از تک تک آنها بطور مفصل تشکر کرد. بی اغراق او در سخنرانی اولش کاری کرد که آنها احساس قهرمان بودن کنند! می توانم تصور کنم که هرکدام از آنها در آن لحظات داشتند در ذهنشان می گفتند: “چه خوب است که او قدر زحماتی را که من برای این کمپین کشیدم می داند! امیدوارم موفق باشی دونالد عزیز! تو لیاقتش رو داری؛ و من همیشه توی تیم تو خواهم بود.” او توانست با این کار هوشمندانه، برای خود “وفاداری” همیشگی دوستانش را تضمین کند. ضمن آنکه به مخالفانش نیز این پیام را بدهد که انسان “قدرشناسی” است تا آنها به همکاری و موافقت با او ترغیب شوند؛ درست همان کاری که همۀ رهبران بزرگ می کنند.
4- رهبران نیز انسانهای جایزالخطایی هستند، اما سعی می کنند همیشه مثل یک جنتلمن واقعی رفتار کنند.
علیرغم اینکه باراک اوباما بارها از تریبون های رسمی و غیر رسمی اعلام کرده بود که “نظر من به نظر هیلاری کلینتون نزدیک تر است” (نمیدانم در امریکا این اقدام چقدر قانونی یا اخلاقی است)، و بارها و بارها حتی ترامپ را مورد پرخاشگری و کینه جویی قرار داده بود، ترامپ در کاخ سفید به دیدار او رفت و به او قول داد که “از مشورت ها و نظرات او استفاده خواهد کرد”. او در دیدار با رئیس جمهور پیشین بعنوان یک ورشکستۀ سیاسی برخورد نکرد و نشان داد که یک جنتلمن است، نه آن تصویر اغراق آمیزی که رسانه ها بعنوان “هرزه ای که با همه، به ویژه زنان و اقلیت¬ها بد رفتار می کند” از او ساخته بودند.
5- اگر در جایگاه پیروز میدان مسابقه متواضع و شکسته نفس باقی بمانید، “برندۀ واقعی” هستید.
ترامپ پس از پیروزی بلافاصله از کلینتون ستایش کرد، شخصاً با سرسخت ترین مخالفان و منتقدانش تماس گرفت و به دیدار آنها رفت، و بسیاری از آنها را که حتی به او بد وبیراه گفته بودند در کابینۀ خود دعوت به همکاری کرد! او به آنها گفت: “حالا که پیروز شده ام به شما اطمینان می دهم قرار نیست مغرور شوم و یکه تازی کنم و با خودرأیی عمل کنم! نظرات تک تک شما برایم مهم است و این کشور متعلق به همۀ ماست.” او ثابت کرد که جملۀ معروف کمپینش؛ “امریکا را دوباره به بزرگی خواهیم رساند” برای او یک شعار نیست، بلکه باوری میهن پرستانه برای رهبری بزرگ است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)