%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa
تا کمتر از 10 ساعت دیگر روشن می گردد آیا ترامپ و یا هیلاری کلینتون روانه ی کاخ سفید خواهد شد. گزینش میان هیلاری کلینتون و ترامپ، گزینش میان بد و بدتر نیست، گزینشی است میان بدترین و بدترین. تنها تقاوت این دو در این است که هیلاری کلینتون از پشتیبانی ی همه سویه ی بززگترین سرمایه داران جنگ پرست آمریکایی برخوردار است. از برای وابستگی ی آشکار و بی و چون و چرای او به خدایان جنگ است که بسیاری بر وی نام “کیلاری” نهاده اند، تا یادآور نقش جنایتکارانه ی او در به خاک و خون کشیدن مردم لیبی باشد.

ولی در پس پرده، انتخابات این دوره از یک ویژه گی برخودار است. ویژه گی از آن رو که در زیر پوستش سدای گویای موج توفانی که در جریان است شنیده می شود. و این موج آهسته، آهسته دارد نزدیک می آید. دگرگونی های در راه، بنیاد و ساختمان مردمسالاری ی آمریکایی و بنیاد و تار و پود فرهنگی ی آمریکا را به چالش خواهند کشید.
پس از سال های نکبت بار جرج بوش پسر، و پس از سال های پر از دو رویی و نیرنگ آقای “مبارک حسین اوباما”، برای بسیاری این پرسش پیش آمده: “ما که هستیم و چه گونه جامعه ای را خواستاریم؟”. این دو پرسش بزرگ خود را در این انتخابات بازتاب می دهند، اگر چه رسانه های آمریکایی می کوشند به ساده گی از کنار آن بگذرند. پیش آمدن همین دو پرسش بنیادی است که آمریکاییان بسیاری را دچار سرگشتگی و سر در گمی در گزینش نامزد انتخاباتی ی دلخواه ساخته است.

بسیاری از کسانی که این دوره از انتخابات آمریکا را دنبال کرده اند به این آگاهی رسیده اند برنده کسی خواهد بود که رای ایالت های “مشکوک”! را به دست آورد. “مشکوک” یا هردمبیل و یا یک سر و دو هوا؟ همه ی گزارش ها گواه بر این دارند که هنوز در هفت تا یازده تا از ایالت های آمریکا بیشترین مردم شک دارند و مانده اند که به این و یا آن دیگری رای دهند. بسیاری تصمیم خود را به آخرین لحظه ها و به زمان ایستادن در پای صندوق رای واگذار کرده اند.

با برآمدن غولی به نام چین، با سر بر آوردن روسیه ای که از خاکستر شوروی بر می خیزد، به شَوَند جنگ پرستی های بی سرانجام سران آمریکا که در دو جنگ ناکامیابشان در افغانستان و عراق بیش از شش هزار میلیارد دلار هزینه کرده اند – رقمی افسانه ای است، نه؟-؛ پیش از آنکه کشتیبان را سیاستی دیگر آید، کشتی ی امپراتوری را تَرَکی پدید آمده است. سیاست آمریکایی در برابر آن دو پرسش درمانده است. آن دو پرسش خود را در قالب پرسشواره های نژادی، شکاف نسل ها، آموزش و جغرافیا بازتاب می دهند.

یکی از مهم ترین ایالت هایی که سرنوشت انتخابات امروز را رقم می زند، ایالت فلوریدا است. این ایالت 29 رای انتخاباتی دارد. در واپسین نگر سنجی های انجام شده، هر دو نامزد شانه به شانه پیش می روند. در فلوریدا، آمریکای لاتین تباران صف کشیده اند تا از سر کینی که ار ترامپ به دل گرفته اند، به هیلاری رای دهند. از سوی دیگر صف دراز بازنشستگان بت ِ بتخانه ی خود را در آقای ترامپ یافته است.

ایالت “آریزونا” آز آن ایالت هایی است که از جمهوری خواهان پشتیبانی می کنند ولی بیش از سی در سد (صد) مردم این ایالت آمریکای لاتین تبارند و این کار ترامپ را سخت می کند.
پنسلوانیا، در شرق آمریکا، یکی دیگر از ایالت های سرنوشت ساز این دور از انتخابات است. برای اهمیت و سرنوشت سازی ی این ایالت است که هیلاری کلینتون واپسین روز کارزار انتخاباتی خود را در این ایالت برگزار کرد. در این واپسین کارزار، خانواده ی باراک اوباما و “بروس اسپرینگ استین”، خواننده پر شهره و مردمی ی آمریکا او را یاری می کردند. ایالت پنسلوانیا درای 20 رای انتخاباتی است.

در “کارولینای شمالی” با 15 رای انتخاباتی، شاید آقای ترامپ بخت بیشتری داشته باشد، زیرا او در این ایالت توانسته است سفید پوستان هوادارش را خوب سازماندهی کند. ولی آمریکای لاتین تباران این ابالت می توانند خواب ترامپ را برهم زنند.

ایالت “اوهایو” یک ایالت براستی کلیدی در انتخابات آمریکا است. رای این ایالت بود که مایه ی پیروزی ی اوباما در انتخابات سال 2012 گشت.

ایالت “نوادا” یکی از آن ایالت هایی است که ترامپ و تیم اَش به روی آن کار کرده اند، تا چه به دست آید!

“میشیگان” از آن ایالت هایی است که دمکرات ها در آن بخت بیشتری دارند. ولی در این دوره، شخصیت نه چندان کشش برانگیز بانو کلینتون بسیاری را دچار سردر گمی نموده است. امروز در میشیگان چراغ سیاست به سو سو زدن اقتاده است.

پ. مهرکوهی
هشتم نوامبر 2016

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)