دانشجویان جامعه شناسی اغلب دو دسته اند، یک دسته شهرستانی­ های بخت برگشته ای هستند که از بد حادثه و به خاطر نبود امکانات ناچارا انسانی خوانده اند، آن ها به خاطر جبر جغرافیایی و نداری و تضاد طبقاتی نمی توانستند به فرض دانشگاه آزاد مهندسی عمران بخوانند، یا یک فنی کار ماهر بشوند.تنها راه ورود آن ها به دانشگاه سراسری و فرار از سرنوشت محتوم خود خرخوانی کتاب های انسانی دبیرستان بود.بعد از گرفتن مدرک هم برای فرار از بیکاری  به هر ریسمانی چنگ می زنند، از تلاش برای استخدام در حراست یک اداره گرفته تا عضویت در نیروهای مسلح. دسته دیگر دستشان به دهانشان می رسد، خاستگاه طبقاتی دسته دوم طبقه متوسط است و ساکن تهران یا شهرهای بزگ هستند، بعضی هاشان از رشته های فنی یا هنر تغییر رشته داده اند تا مردم شناسی و مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی بخوانند.

این دسته معتقد اند که روح هابرماس در آن ها حلول کرده و در زمینه حکمت و فلسفه و روشنفکری به مرتبه استغنا رسیده اند، معدودی از آن ها چپ هستند اما چه چپی؟ چپ نویی که به زبان یاجوج ماجوج سخن می گوید وهیچ اندیشه درست و درمانی که قابلیت انضمام به واقعیت را داشته باشد حامل نیست! ولی اغلب راستگرا هستند و مزخرفات ایدئولوژیک جریان مسلط را تحت فرمت نشریه مهرنامه غرغره می کنند.اما برسیم به بخش تراژیک ماجرا.زمانی که دسته دوم فارغ التحصیل شده و می خواهد وارد بازار کار بشود.دسته دوم به علت علاقمندی به رشته تحصیلی خود، سرمایه اجتماعی بالا و همچنین زندگی در پایتخت شانس کار به عنوان “کارشناس اجتماعی” را تا حدی داراست.معمولا پروژه های اتا (ارزیابی تاثیر اجتماعی) و یا دفاتر تسهیلگری و یا نشریات هفتگی و روزنامه ها تنها فضاهایی هستند که می توانند در آن مشغول به کار شوند.

اما با چه شرایطی؟ با بالاترین نرخ استثمار! پروژه های اتا و دفاتر تسهیلگری که دست یک مافیای خاص است که با رانت و زد وبند پروژه چند ده میلیونی و گاه چند صد میلیونی را گرفته اند و کارشناس اجتماعی بدبخت تمام کارهای میدانی و دفتری اش را انجام می دهد و بدون بیمه و قرار داد درست حسابی بعد از چند ماه چندرغاز میگیرد که خیلی مواقع همان را هم نمی دهند و دست کارشناس اجتماعی ما به هیچ جا بند نیست،روشنفکر کافه نشین ما با واقعیت جامعه آشنا شده است…اما چه باید کرد؟کاری که تمام کارگران تحت استثمار باید انجام دهند:اتحاد و سازمان دهی. اما چگونه؟چگونگی اش را در میدان عمل خواهیم آموخت… 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)