بر اساس گزارشات عفوبين الملل كه اعلام كرده است، بحران پناهندگي پس از جنگ جهاني دوم به اوج خود رسيده است. در گزارش اين سازمان آمده است كه سازمان هاي جهاني توجهي به حقوق آوارگان ندارند و به همين سبب ميليون ها آواره در خطر مرگ يا زندگي بسيار نكبت بار هستند.
هر ساله هزاران نفر از مردم جهان به دلايلي براي يافتن محلي امن، خانه و وطن خويش را ترك مي كنند كه در اين راه دچار ناملايمتي ها و دشواري هاي فراوان مي شوند. اغلب در فكر نجات جان خويش و رسيدن به مكان امن هستنند. بر اساس اعلاميه حقوق بشر در ماده ١٤ بيان مي دارد ( هر كس حق دارد در برابر تعقيب، شكنجه و آزار، پناهندگي جستجو كند و در كشور ديگر پناه اختيار كند)
آمار پناهندگي در سال ٢٠١٥ به رقم بي سابقه ٦٥ ميليون ٣٠٠ هزار نفر رسيد كه اين براي اولين بار در تاريخ است كه از مرز ٦٠ ميليون نفر مي گزرد. حدود ٢١ ميليون ٣٠٠ هزار نفر از آنها مجبور به ترك كشور خود شده اند. جمعيت بي خانمان ها در سطح منطقه خود كه مجبور به ترك منازل خود شده اند به ٤٠ ميليون ٣٠٠ هزار نفر و در نهايت پناهندگاني كه خواستار پناهندگي به كشورهاي صنعتي شده اند ٣ ميليون ٢٠٠ هزار نفر افزايش يافته است.
مسله آوارگان در سال ٢٠١٥ به يكي از مشكلات اساسي اتحاديه اروپا تبديل شده است. اين در حال است كه اكثريت قاطع آوارگان جهان در نقاط ديگري مانند كشورهاي همسايه مجاور خود به سر مي برند. بايستي توجه كرد كه ٩٠ درصد پناهندگان سوري در كشورهاي منطقه آواره هستند و تنها ١٠ درصد ازپناهندگان به سمت كشور هاي اروپايي رفته و تقاضاي پناهندگي كرده اند و تمامي تبليغات پرحجم اين كشورها در رابطه با همين ١٠ درصد است. همچنين ٩٠ درصد از مهاجران افغان در بدترين شرايط در كشورهاي ايران و پاكستان قرار دارند. بنابه دلايلي هم بسياري از كشورهايي كه در همسايه گي كشورهاي بحران زده هستند و با موج پناهندگي روبرو، متاسفانه به دليل نبود امنيت و امكانات در حال بستن درهاي خود بر روي پناهندگان هستند.
اين در حالي است كه بنابه سازمان هاي جهاني و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل، پناهنده شهروندي است كه براي فرار يا ترس از آزار و اذيت نژادي، قومي، مذهبي، يا براي عضويت در يك گروه اجتماعي خاص، داشتن عقايد سياسي اقليتي و يا بلاياي طبيعي توانايي پناهگاهي امن در كشور خود را ندارد و يا كسي كه داراي تابعيت و مليت ويژاي نيست و يا بيرون از كشوري كه پيشتر در آن به سر مي برده باز نگردد. كه اين خود شامل حقوقي مي شود.
١- عدم بازگشت به كشور مبدا
٢- آزادي رفت و آمد
٣- تامين آزادي فردي و امنيت جاني پناهنده
٤- حق زندگي خانوادگي
٥- حق تحصيل، اشتغال و دسترسي به دادگاهي عادل و حقوق ابتدايي ديگر براساس قوانين بين المللي و حقوق بشر است.
عوامل گوناگون در پناهندگي افراد وجود دارد كه مهمتري عامل در صده گذشته جنگ بوده است. كه فرد مجبور مي شود خانه محل خويش را علارغم ميل باطني خويش ترك و راه سفر به مكاني ديگر را برگزيند.
بر اساس آمار اعلام شده از سازمان هاي بين المللي در سال ٢٠١٥، ٧ ميليون كلمبيايي در داخل كشور آواره بوده اند كه اين شامل ١٥ درصد از كل جمعيت اين كشور است. بعد از آن مي توان به سوريه با ٦/٥ ميليون نفر، عراق با ٤/٥ ميليون نفر، سودان با ٣/٢ ميليون نفر، يمن با ٢/٥ ميليون نفر، نيجريه با ٢/١ ميليون نفر و سودان با ١/٨ ميليون نفر اشاره كرد كه جنگ باعث آوارگي جمعيت انبوهي از مردم شده است.
منطقه بحران زده خاورميانه كه جنگ باعث آوارگي جمعيت زيادي از مردمان اين نقطه از جهان شده است. كه در اين بين مي توان به دو كشور سوريه و عراق اشاره كرد كه در چند سال گذشته جمعيت انبوهي از ساكنان اين دو كشور مجبور به ترك محل زندگي خود شده و به كشورهاي اطراف و يا ديگر نقاط جهان پناهنده شده اند.
جنگ در سوريه باعث آوارگي ١٢ ميليون نفر از كل جمعيت ٢٣ ميليوني اين كشور شده است. ٤ ميليون ٢٠٠ هزار سوريه مجبور به ترك كشور خود و پناهندگي در كشورهاي مجاور همچون تركيه، عراق، لبنان، اردن و مصر گشته اند كه در بدترين شرايط ممكن بسر مي برند. در اين بين بخشي از اين پناهندگان راهي اروپا مي شوند كه بر اساس ٣ عامل است.
١- جست جوي فرصت هايي است كه به آن ها اجازه دهد در زمينه تحصيل و درآمد پيشرفت كنند.
٢- نااميدي از ادامه جنگ پنج ساله بدون هيچ نتيجه اي ناشي مي شود تا خواستار مهاجرت شوند و در اين ميان مردمي كه پيش از اين انقلابي ناميده مي شدند بيشترين مهاجران را تشكيل مي دهند.
٣- نزديك شدن به راه حل سياسي در سوريه و آغاز جنگ منطقه اي عليه مرتبط است، اوضاع تركيه اردوغان را تحريك و موج مهاجرت مردم سوريه از طريق اين كشور را به سمت اروپا آسان كرد.
اردوغان از اين اقدام چند هدف در آن واحد دارد ١- فشار سياسي و تبليغاتي بر آمريكا براي ايجاد منطقه اي حايل در سوريه ٢- خلاص از حجم بالاي پناهندگان سوري همانند كارت فشار بر اروپا جهت گرفتن امتيازات حدكثر ٣- كم كردن تروريست ها در داخل خاك خود و ايجا فرصتي براي آنها جهت ورود به اروپا است.
جنگ در عراق هم باعث آوارگي ٤ ميليون از شهروندان اين كشور شده است. بخش اعظم اين جمعيت در داخل عراق و قسمتي هم در كشورهاي ايران، تركيه و اردن آواره شده اند. بخش اندكي هم همانند آوارگان سوري راه اروپا را در پيش گرفته اند.
موج سرخي كه از خاورميانه و آفريقا به سمت اروپا آغاز شده است در چند سال اخير جان هزاران پناهجو را كه در اميد مكان امن براي زيستن بودن را گرفته است.
بر اساس آمار سازمان هاي بين المللي تنها در سال هاي ٢٠١٤ و ٢٠١٥ بيش از ٧ هزار پناهجو در راه رسيدن به مكاني امن در درياي مديترانه غرق شده اند. بنابه گزارش كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در سال جاري كه هنوز ٢ ماه از آن باقي مانده است ٣٧٤٠ نفر در دريا غرق شده اند اين در حالي است كه بر اساس آمار تعداد كساني كه قصد رسيدن به اروپا را از طريق درياي ميديترانه دارند در مقايسه با سال هاي پيش كاهش يافته است ولي در عين حال خطر مرگ در اين مسير افزايش داشته است. اين آماري است كه از طريق نهادهاي رسمي اعلام مي شود در حالي كه آمار غير رسمي بالاتر از اين آمارهاي اعلام شده است.
حال با افزايش جنگ در دو كشور عراق و سوريه، خصوصا موصل و حلب موج جديدي از مرگ در انتظار آوارگان و پناهجويان است. موج سرخي كه باز جان هزاران نفر ديگر را خواهد گرفت.
كميسارياي عالي پناهندگان تخمين مي زند كه با حمله به موصل تا ٧٠٠ هزار نفر به جمعيت آوارگان و پناهجويان افزوده خواهد شد اين در حالي است كه تنها آماده سازي جهت اسكان ٥١ هزار نفر صورت گرفته است.
جنگ حلب هم شدت گرفته است كه اين باعث آوارگي صدها هزار نفر ديگر شده است و آنها در شرايط بسيار اسفناكي زندگي مي كنند.
بايستي اين نكته را اشاره نمود كه كشورهاي منطقه اي همچون ايران، عربستان و تركيه عامل اصلي نابساماني و جنگ در كشورهاي سوريه و عراق هستند كه باعث كشته شدن و آوارگي صدها هزار از مردمان اين دو كشور شده اند. همچنين دخالت هاي ابرقدرت هاي فرامنطقه اي همچون روسيه و آمريكا بر مشكلات اين دو كشور افزوده است. تمامي اين دول تنها در فكر اهداف و منافع خود هستند و باعث راه انداختن موجي سرخ به سوي اروپا شده اند.
جنگ هاي موصل و حلب كه اكثرا توسط اين دول برنامه ريزي و اداره مي شود تنها در جهت اهداف آنها و هيچ توجهي به وضعيت شهروندان و آوارگان موجود در منطقه ندارند. پس با شروع اين جنگ ها و سرخ شدن دوباره مديترانه به واسطه حركت موج پناهندگان و آوارگان به سمت مناطق امن بايستي افكار جهاني و جوامع را از اين بحران آگاه و روشن كرد كه متاسفانه در چند سال اخير اكثرا از طرف جوامع جهاني با نامهرباني بر اثر تبليغات سوء مواجه شده اند.

نگارنده : بهاالدين ليلي

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)