بهمن زاهدی: حاج‌آقا فدرالیسم
عربستان، جمهوری اسلامی را متهم به سیاسی کردن کارناوال حج کرده چراکه امسال از طرف جمهوری اسلامی کسی به این کارناوال مذهبی فرستاده نشد، البته هر مذهبی برای خود انواع و اقسام کارناوال سالانه را دارد. از طرف دیگر عربستان با دعوت از تجزیه‌طلبان در کارناوال امسال حج، فدرالیسم را رسماً به لقب «حاجی» مفتخر فرمود و ثابت کرد که کارناوال اسلامی بهر حال کارناوالی سیاسی است که از بت‌پرستان ماقبل اسلام به ارث برده‌اند و منبع درآمد خوبی برای صاحبان بت‌خانه کعبه است.
سیاسی کردن کارناوال حج دوطرفه است هم جمهوری اسلامی و هم عربستان، هر دو نشان دادند که چگونه از این کارناوال سو استفاده سیاسی کرده و می‌کنند. آنچه مورد سؤال قرار می‌گیرد این است که اگر حاج‌آقا فدرالیسم چیزی خوبی است، پس چرا عربستان خود پیش‌قدم نمی‌شود و اعلام فدرالیسم در عربستان نمی‌کند؟ مرگ خوب است ولی برای همسایه!
بااین‌وجود کم‌کم بر همه هویدا شده است پولی که در سفره فدرالیسم‌چی‌ها گذاشته شد از چه منبعی تأمین می‌شود! همچنین برای تبلیغ هر چه بیشتر کارناوال حج بهتر است اسلام‌گرایان به فکر تقلید از کارناوال برزیل باشند تا درآمد صاحبان بت‌خانه کعبه بیشتر و بازدید از کارناوال حج پررونق‌تر شود، زیرا قبل از ظهور اسلام در مکه کارناوال حج اصولاً به‌صورت کارناوال برزیلی برگزار می‌شد و این اسلام‌گرایان بوده‌اند که این کارناوال را به‌صورت امروزی خود درآورده‌اند.

دانیال خنده‌رو: روسری کینی در کانادا
در عصر دیجیتال شدن، تصویر کمک شایانی به ما می‌کند. تصویری که از گروه موسیقی چارتار در کنسرت کانادا در تاریخ ثبت شد، گرچه با روسری و شال بود اما ایدئولوژی آرایش‌شده جمهوری اسلامی را عریان به نمایش گذاشت. سال‌هایی که ما از ترس شلاق و جریمه، زیرزمینی به موسیقی گوش دادیم در تضاد کامل با دهه ۸۰ بود که شبکه‌های ماهواره‌ای مهاجر با چهره‌هایی به‌مانند الهام چرخنده آغاز به کار و پخش ویدئو کلیپ کرد. بدل‌سازی یکی از سیاست‌های موردعلاقه جمهوری اسلامی برای سرکوب نرم مخالفت است؛ به وجود آوردن اپوزیسیون تقلبی در خارج از کشور یا خشایار اعتمادی و قاسم افشار برای جایگزین کردن داریوش و ابی. چارتار و گروه‌های شبیه به آن‌هم آمدند تا آهسته جای کنسرت‌های شب سال نو در آلمان و دیگر کشورها را بگیرند و سیاست نظام را در خارج از کشور هم به ایرانیان دیکته کنند. چارتار نمونه ایرانی بورکینی است؛ سوءاستفاده از آزادی‌های موجود در کشورهاى غربی.

بهمن زاهدی: غروب شورای به‌اصطلاح ملی
در برنامه افق (غروب) ایران که در روز سه‌شنبه سیزده سپتامبر اجرا شد، مجری برنامه در دقیقه ابتدایی برنامه می‌گوید: «سلام مرا بپذیرید مخصوصاً آن‌ها که در ایرانِ سرافراز، زندگی می‌کنند.» (از چه زمان با موجودیت جمهوری اسلامی ایران و ایرانی سرافرازند؟ به‌غیراز خودی‌های جمهوری اسلامی!) و در ادامه می‌گوید: «شورای ملی مهم‌ترین نهاد آلترناتیو در قبال اپوزیسیون جمهوری اسلامی است». به‌راستی حقیقتی هست که این مجری بیان می‌کند و چهار سال است که همگان از آن باخبر هستند.
تشکیل مجازی چهارمین «مجمع عمومی» شورای به‌اصطلاح ملی که به‌صورت خصوصی برگزار شد و روخوانی ضبط‌شده شاهزاده به‌عنوان سخنرانی ایشان در آن مجمع مجازی، نشانده این مهم است که شاهزاده به‌طورکلی در آن نشست مجازی حضور نداشته! و اصولاً شاهزاده از سوی مأموران جمهوری اسلامی در شورای به‌اصطلاح ملی به گروگان گرفته‌شده‌اند.
واقعیت این است که لشکر مجازی (فیس‌بوکی) هیچ‌گاه نمی‌تواند در دنیای واقعی خود را به اثبات برسانند. دیگر چیزی از شورای به‌اصطلاح ملی باقی نمانده، به‌غیراز آن معدود افرادی که از روز اول ادای سیاستمدار و سخنور بودن را درمی‌آوردند! حقیقت آن است که اندیشه‌ای در آن شورا وجود ندارد چه مجازی و چه حقیقی و به همین دلیل هم شورای به‌اصطلاح ملی نمی‌تواند آینده‌ای را برای خود به تصویر بکشد! کارمندان دفتر سیاسی آن‌قدر شخصیت‌های مختلفی را که با دل‌وجان به شورا پیوسته بودند، از آن شورا بیرون کردند که حالا نوبت به خودشان رسیده که استعفا دهند وگرنه مردم به‌زودی شاهزاده‌شان را از چنگال آنان آزاد خواهند کرد.

دانیال خنده‌رو: (و) مثل وعده‌های توخالی
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران که یک انجمن نیمه‌خصوصی است، تأسیس شد. در سال ١٣٧۶ و پس از به روی کار آمدن محمد خاتمی، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران تأسیس شد که نام‌هایی همچون علی مزروعی و ماشاءالله شمس‌الواعظین را در هیئت‌رئیسه خود داشت. با آمدن احمدی‌نژاد و شکایت وزارت اطلاعات این سازمان بسته شد و وزارت کار و تأمین اجتماعی هیچ پشتیبانی از روزنامه‌نگاران نکرد. در سال ٩٢ حسن روحانی با وعده بازگشایی دوباره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران توانست حمایت این قشر فرهنگی از جامعه و هنرمندان سینما را جلب کند به‌طوری‌که مطالب انتشاریافته در روزنامه‌های کشور کمک شایانی به روی کار آمدن دولت تدبیر و امید حسن روحانی کرد به این امید که شاید الوعده وفا فراموش نشود. حال با نزدیک شدن به انتخابات سال ١٣٩۶، رأی‌دهندگان منتظر عملی شدن گفته‌های حسن روحانی می‌باشند. تأسیس این انجمن (بدل هیچ‌گاه کیفیت اصل را نخواهد داشت) تنها یک تبلیغ انتخاباتی از سوی روحانی است.

بهمن زاهدی: پول‌شویی اسلامی
اکثر بانک‌های اروپا رغبتی برای معاملات تجاری با مافیایی جمهوری اسلامی ندارند، زیرا پول‌هایی که از راه مواد مخدر، قاچاق کالا، فرار مالیاتی، فحشا، تجارت سکس و خریدوفروش غیرقانونی اسلحه در جمهوری اسلامی به دست می‌آیند، نمی‌خواهند برای جمهوری اسلامی بشویند!
برای برطرف کردن این مشکل ایران می‌تواند به «گروه کاری برای اقدامات مالی علیه پول‌شویی» (FATF) که سازمان بین دولتی است و در سال ۱۹۸۹ با ابتکار کشورهای بزرگ عضو گروه ۷ تشکیل شد، بپیوند. ولی جمهوری اسلامی نمی‌خواهد دزدی‌های خودی‌های خود را برای جهانیان برملا کند. به همین جهت جمهوری اسلامی بایستی که به اقتصاد چمدانی که اوباما هم از آن برای پرداخت پول به دولت تدبیر و امید حسن روحانی استفاده کرده رجوع کند.
جمهوری اسلامی آن‌قدر بی‌آبرو شده است که دیگر کشوری و یا بانکی در جهان اعتباری برای این حکومت غیر مردمی قائل نیستند.

دانیال خنده‌رو: رطب‌خورده منع رطب چون کند؟
انفجار در مرکز یهودیان آمیا آرژانتین، ترور دکتر شاپور بختیار، قتل‌های سال ۶٧، ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو، انفجار در اتوبوس حامل یهودیان در بلغارستان، پشتیبانی نظامی از شورشیان یمن، قتل‌عام مردم سوریه و حمایت مالى-نظامى از حزب‌الله لبنان. آیا وزیر امور خارجه دولتی که خود حامی گروهک‌های تروریستی است و دستش به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه آلوده است، می‌تواند رهبری یک ائتلاف علیه وهابیان را ایفا کند و جهان را از خشونت اسلامی برهاند؟ آقای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روشنفکری به ریش و عبای اطلس نیست؛ به ریشه است که آن را در هیچ ایدئولوژی مذهبی نمی‌توان یافت. دعوت به اجماع برای مبارزه با افراطیون وهابی توسط جمهوری اسلامی همان‌قدر خنده‌دار است که ریاست عربستان بر شورای حقوق بشر سازمان ملل.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)