خیلی از ما با کامپیوتر شروع می کنیم و توی دنیاش غرق می‌شیم. خود من زمانی افتخار می کردم که با کسی در رابطه نیستم، اخبار رو نمی خونم، دنیا برام مهم نیست و فقط دنیای هک و کامپیوترها برام جذابن. این حالت دور از ذهن نیست. خب یک دنیای جدید و بزرگ داریم که توش همه کاره هستیم و پیش می ریم و معلومه که غرق شدن توش لذت بخشه.

اما برای من مساله یک روز تو حیاط دانشگاه اتفاق افتاد. نشسته بودیم و از همه چیز حرف می زدیم که کسی از چپ و راست حرف زد و برای من جالب شد که این مفاهیم چه معنایی دارن و رفتم کمی خوندم؛ و احتمالا می دونین که یک گیک وقتی چیزی می‌شنوه دوست داره سرچ کنه و بخونه و یاد بگیره و کشف کنه. منم رفتم سراغ کشف چپ و راست و بعدش فلسفه و دین و در نهایت به ترکیب همه اینها یعنی مارکس و جامعه شناسی. تا این حد که فوق لیسانس رو جامعه شناسی خوندم و به نظرم …. بذارین بریم سراغ بخش ها!

چرا جامعه شناسی

جامعه شناسی علم خوبی برای خوندن است. اولا تلاشی مستمر برای جواب دادن به سوال های کلی در مورد جهان در عین حال دارای روش‌های علمی تجربی و فلسفه. همچنین جذابیت خاص جامعه شناسی در ایران – حداقل سال ۸۱ که من رفتم سراغش – این بود که در فوق لیسانس از اسلامی شدن نسبتا در امان مونده بود. دو واحد خنده دار با عنوان «جامعه شناسان مسلمان» داشتیم که به کلیت رشته صدمه خاصی نمی‌زد.

خوندن جامعه شناسی حداقل برای من آرامش بخش بود. فلسفه برای من زیادی بازی فکری شده بود و ادیان هم پر کشمکش و فقط دارای اطلاعات ولی جامعه شناسی واقعا دید بخش بود و از این طریق آرامش بخش. من شخصا بخشی از شادی ام رو مرتبط با جامعه شناسی می دونم و درک این نکته که رفتار انسان ها تحت تاثیر خیلی چیزها است و نمی شه جوامع رو تک عاملی بررسی کرد یا ناراحت بود که چرا آدم ها فلان کار رو کردن و فلان کار که به نظرم درسته رو نمی کنن. از اونطرف جامعه‌شناس می‌تونه توضیح بده که چرا جوامع کاری رو می‌کنن یا کردن که امروز به نظر ما احمقانه، نادرست یا عجیب میاد و این خیلی جذابه. جامعه شناسی رشته خوبیه.

جامعه شناس چیا می دونه؟

جامعه شناس‌ها درکی از ساز و کار جوامع انسانی دارن. این درک ممکنه مربوط به روندها یا سازمان‌های کلاندر جامعه باشه، مثلا توضیحاتی در مورد روند تاریخ جوامع که در حال حرکت از برده داری به جوامع مدرن‌تر هستن یا تاثیر شیوه تولید اقتصادی اون جوامع بر ادبیات اون جوامع یا مثلا یک جامعه شناس دیگه روی این مساله کار کنه که چرا در بعضی جوامع انقلاب اتفاق افتاده و این انقلاب‌ها چه مشابهت‌ها و اختلاف‌هایی با همدیگه دارن. در یک خط دیگه، جامعه شناسی می‌تونه مربوط به سازمان‌های اجتماعی خرد باشه و در مورد مفاهیم روستا یا رفتار متقابل انسان‌ها در یک گروه سه یا چهار نفره یا یک اجتماع کوچک حرف بزنه یا بره سراغ اینکه سکس در جوامع جدید چه تغییری کرده و چه چیزهایی اش ثابت مونده و احتمالا آینده در دستان کیه.

جامعه شناسی هم مثل بقیه علوم «نرم»، امکان پیش‌بینی کمی داره. این علوم شاید دویست ساله جدی گرفته شدن و بعد از عصر روشنگری در اروپا و بالا رفتن ارزش علم و روش‌های علمی در علوم طبیعی، جامعه‌شناسان کلاسیک تلاش کردند تا با الگوبرداری از روش‌های علوم طبیعی روش‌هایی علمی برای پژوهش در علوم اجتماعی ابداع کنن. مباحث ارزشمند بسیاری در زمینه روش‌شناسی تولید شد و در نهایت امروز علوم اجتماعی روش‌های مخصوص به خودش را دارد که قادر است انها را از نظر علمی معتبر کند. روش‌هایی که در حین اینکه تفاوت ماهیت موضوعات اجتماعی با موضوعات طبیعی را می‌فهمد از نظر علمی هم معتبر است . این علوم گاهی سعی می کنن وضعیت موجود رو توضیح بدن، گاهی سعی می‌کنن پیش بینی‌های ملایم بکنن و گاهی سیستم‌های عظیم درست می کنن که مثل یک عینک می تونیم ازشون برای تفسیر واقعیت استفاده کنیم. بستگی داره علاقمند به کدوم کارباشین. البته امروز دیگه کمتر آدما پیش‌بینی‌های جهان‌شمول می‌کنن.

در نهایت هم لازمه بگم که یک جامعه شناس در شاخه مختلف چیز می دونه. یک شاخه مفاهیم و حوزه‌های جامعه شناسی است که توش از مفاهیمی مثل خانواده، جامعه، فرهنگ، گروه، رفتار متقابل، روستا، فقر، .. حرف می زنیم و اینکه چی هستن و چطوری تعریف می شن و شرایطشون چیه و چطوری تغییر کردن و غیره. در بخش دوم ما از نظریه های جامعه شناسی حرف می زنیم که توشون متفکرانی مثل پارسونز، مارکس و هابرمارس نظریات مختلفی در مورد جامعه مطرح کردن و سعی کردن با تحقیق جوامع، این نظریات رو بررسی کنن. دیگران هم با نگاه به بقیه جوامع یا شرایط موجود سعی کردن ببینن چقدر نظریات فلان فرد قابل تطبیق با فلان جامعه است و از این طریق اون نظریات قدرت گرفتن (مثلا نظریات مارکس) یا تضعیف شدن (مثلا نظریات اسپنسر).

اما برای هر یک از این دو حوزه بهترین کتاب‌ها برای شروع چیا هستن؟

منبع مطالعه حوزه‌های جامعه شناسی

احتمالا اصلی‌ترین کتاب برای مطالعه «حوزه‌های جامعه شناسی» و شاید کتابی که اگر کسی فقط دنبال یک کتاب باشه باید اونو بخونه این کتاب است:

جامعه شناسی نوشته آنتونی گیدز ترجمه منوچهر صبوری نشر نی

این کتاب فصل به فصل حوزه‌های جامعه شناسی رو بررسی می کنه و مفاهیم و تعاریف پایه رو توضیح می ده. مفاهیمی مثل خانواده، فقر، خانواده، جامعه، …. و مروری بر نظریات اونها. اگر بخوایم از علمی مثل فیزیک مثال بزنیم، این کتاب آموزش مفهوم وزن، جرم، سرعت و شاید مبانی ریاضی است.

منابع نظریات جامعه شناسی

در بخش جذاب‌تر (برای من) نظریات جامعه شناسی، به آدم‌ها و مکاتب و نظراتشون پرداخته می‌شه. مثلا هربرت اسپنسر قرن نوزدهمی که بالاتر بهش اشاره کردیم اعتقاد داشت جوامع مثل بدن هستن و یک سر لازم دارن که رهبری کنه و دست ها که نقش فلان رو داشته باشن و پاها که فلان کار رو بکنن. این نظریه منسوخ که الان به نظر ما خنده داره اسمش هست «اندام‌وارگی جوامع» و کتاب نظریات جامعه شناسی در فصلی که در این مورد است یا در فصلی که به طور خاص در مورد هربرت اسپنسر حرف می زنه، اونو بررسی می‌کنه.

ما معمولا نظریات رو به دو بخش کلاسیک و مدرن تقسیم بندی می‌کنیم. نظریه های کلاسیک شدیدا وابسته به افراد هستن و مثلا ممکنه در مورد کسی مثل مارکس باشن که حجم عظیمی از علوم رو متحول کرده یا در مورد افرادی که نظریاتی جمع و جورتر در مورد جامعه شناسی داشتن؛ برای مثال زیمل که در مورد جامعه حرف می‌زد و مثلا توضیح می‌داد کم و زیاد شدن یک نفر به یک گروه سه نفره چه تغییراتی توی اون گروه ایجاد می‌کنه.

برای مطالعه نظریات کلاسیک یکی از بهترین گزینه‌ها این کتاب است:

solasi

زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی نوشته لوییس کوزر ترجمه محسن ثلاثی

این کتاب از کنت تا مانهایم رو بررسی می‌کنه و بعد از اون فرمون مطالعه رو می‌دین دست این کتاب:

 

1

نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر نوشته جورج ریتزر نشر: علمی (1394)

که ادامه راه قبلی‌ها است و اندیشه متفکرینی رو بررسی می‌کنه که در دهه‌های اخیر با الهام از قبلی‌ها، نظریات رو بسط دادن یا نظریات جدیدی در حوزه جامعه شناسی مطرح کردن.


ادامه راه

خوندن سه کتاب بالا، به شما دیدی کلی در مورد مفاهیم جامعه شناسی می‌ده. مطمئنا یک جامعه شناس قابل اتکا، تک تک این آدم ها و نظرات رو بسیار دقیق‌تر از این سه کتاب می‌شناسه و آثار اصلی اونها رو خونده و اینقدر هم ساده نگر نبوده که از کسی مثل زیمل به این اکتفا کنه که «می‌گفته اگر از یک گروه چهار نفره یک نفر کم و زیاد بشه چی می شه» (: آدم های حسابی علاوه بر موارد بالا چیزهایی مثل روش تحقیق هم بلد هستن که بسیار مهمه و پیشنهاد می کنم در کنار قبلی‌ها نگاهی به یک کتاب روش تحقیق بندازین. برای درکی کلی از فلسفه روش تحقیق در علوم اجتماعی شاید شاید نگاه به روش تحقیق در علوم اجتماعی (با رهیافت عقلانیت انتقادی) نوشته دکتر علی ساعی خوب باشه. علاوه بر این ها دونستن فلسفه و فلسفه علم همیشه کمکی فوق العاده در پیدا کردن دید است. همچنین خوبه بدونین که در دنیای جدید روش‌های متنوع‌تری در جامعه شناسی به وجود اومدن که مثلا با استفاده از کامپیوتر و الگوریتم‌ها و شبیه‌سازی‌های مختلف سعی می‌کنن دید دقیق‌تری از مسائل ارائه بدن.

یادتون هم باشه که جامعه شناسی و نظریاتش یک نوع نگاه هستن و نباید به زور به جوامع قالب بشن بلکه قراره مثل یک عینک بتونن واقعیت رو برای شما تفسیر کنن و نظریه ای در یک شرایط خاص بهتره که بتونه حداکثر تطبیق با واقعیت رو داشته باشه.

هنوزم اینجایین؟ باشه.. پس راز بزرگ رو بگم: خوندن متون اصلی بهترین روش برای بالاتر رفتن هستن. اینکه مارکس یک چیزی گفته باشه بعد من کوزر اونو نوشته باشه و یکی ترجمه کرده باشه و من بخونم و یک برداشتی بکنم خطرناکه (: به جاش می شه وقت گذاشت و مثلا متن فوق العاده ای مثل «مانیفست» رو به فارسی یا انگلیسی خوند و دو سه پله به خود متن و در نتیجه خود نویسنده و نظراتش نزدیکتر شد. اینجوری بیشتر هم خوش می گذره (:

بازم هستین؟! آفرین که جدی گرفتین.. حالا که جدی هستین اینم مهمه: معمولا کسانی که با کلمات عجیب و قلمبه سلمبه حرف می زنین کسانی هستن که … اونجوری نباشین (: در واقع قشنگی/جذابیت/اعجاب حرف شما به عنوان یک جامعه شناس نباید به پیچیدگی ظاهری اش باشه بلکه باید به انسجام خوب درونی و اتصال محکمش به جهان بیرون باشه.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)