فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۱۵)

این پیمانها از تجارب فاجعه آمیز اروپا در نیمه اول قرن گذشته فراروییده اند؛ دو بار اقدام به انهدام اروپا. (دو جنگ جهانی)

همکاری اروپایی بدست انسانها ساخته شده، مثل هر گونه نهاد سیاسی دیگری. یکی از ویژگیهای جوهری کار انسانی آن است که آنچه را می شود ساخت ویران هم می شود کرد.
ساختارهایی که جامعه ما را شکل می دهند اینچنین ساخته می شوند، پس ویران شدنی هم هستند.

در سی سال گذشته بتدریج این تصور را بدیهی انگاشتیم که گویا همزیوی نمی تواند برساختنی باشد. انگار که نهاد اجتماعی پدیده ای طبیعی است و حکومتها قادر به هیچ کار دیگری نیستند جز عنداللزوم کاربست زور و هرازگاهی هم کمی ماستمالی، اگر واقعا لازم باشد!

اینکه جامعه باید بتواند گلیم خودش را از آب بکشد، مغالطه و سفسطه است.
درست در یک جامعه آزاد است که مرزبندی عادلانه و دموکراتیک اهمیت حیاتی می یابد. مراعات این مرزبندی ها وظیفه جمعی حکومت و شهروندان است. آنجا که مرزبندی ها همگانی نباشد قوانین جنگل حاکم می شود و تنها قوی ترها جان بدر می برند.

تناقض در اینجاست که پندار ” همزیوی باید طبیعی باشد و برساختنی نیست” اغلب بدین نتیجه می رسد که این همزیوی خراب شدنی هم نیست.

جامعه ما از بعضی نقاط شکننده و رخنه پذیر شده و به همین علت باید از اصلاحات استقبال کند. مطمئنا در مورد نقاط عطف و چرخشهای عاجل و عظیم و اجتناب ناپذیر ما بسوی همزیوی پایدار باید از قابلیت تنظیم کنندگی و شکل دهنگی و هدایتگرانه حکومتها، در همه سطوح؛ محلی، منطقه ای، ملی، قاره ای و جهانی نیز برخوردار شد.

اینکه حکومتها نمی توانند به اندازه کافی روی حمایت رآی دهندگان و شهروندان خود حساب کنند
تا بحال بزرگترین مانع واقعی بوده است که در این نسل – و نسل بعدی هم – وجود دارد.

اگر درست تآمل کنیم می بینیم که در جناحهای سیاسی باور مقدسی نسبت به امکان برساختن یک اجتماع وجود دارد. پس به مردم قول بازگشت به اطمینان خاطر و امنیت سالهای دهه پنجاه قرن گذشته داده می شود. اما براحتی پیامدهای جانبی آن همزیوی فراموش می شود، بویژه محدودیتهای آزادی فردی، بطوری که دنیایی تبلیغ می شود که هرگز وجود نداشته است. بر همان اساس نیز از فردایی صحبت می شود که هرگز تحقق نخواهد یافت. با اینحال چشم اندازی جذاب است برای بسیاری که در دنیای امروز و فردا فقط نبود رفاه و هویت می بینند.

سیاست چه چشم انداز مؤثری را در مقابل پیش می نهد ( بجز ” کمی مدیریتش کنیم!” ) ؟
گمان دارم که چشم انداز مؤثر هنوز هم ” همزیوی” است، با هم زیستن، همزیستی و جامعه ای که در آن همبستگی از درون به بیرون سازمان داده شود، بر پایه پیمانهای قانونی لازم الرعایه و واجب الاحترام، ما بدان احترام بگذاریم و بدانیم که اگر به احترام نیازمند شدیم نیز به ما احترام گذاشته خواهد شد.
ادامه دارد…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)