فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(5)

پس اینطور شروع می شود که: ما چیزی را از دست می دهیم!

اگر آگاه نباشیم که در این عصر دگرگونی های جهانی خطر از دست دادن هم هست، از جامعه خودمان هم بیگانه می شویم. دیگر نمی توانیم ابتدائا سراغ آن چالشهایی برویم که این تهدیدات را موجب می شوند، بلکه صبر می کنیم تا مرحله بعدی، یعنی؛ چیزی را از دست داده ایم و این خود بخود حادث نشده بلکه تقصیر نخبگان ماست و تقصیر مسلمانان.

خب، اینجا چه می توان گفت؟ فقط یک ” نه” ؟ یا فقط : ” اوه، اوه، قشنگ نیست” ؟

اگر خودت را آنقدر بالا نکشی که بتوانی از زاویه دید انسانهای دیگر هم دنیا را ببینی، نخواهی توانست با آنها گفتگوی مؤثری ترتیب بدهی.

منظور این است که آنهایی که برچسب ” نخبگان” بدانان زده می شود، خودشان نیز دیگر اعتماد بنفس ندارند. اگر فرض کنیم که منظور از نخبگان آنانی هستند که در جامعه صاحب نفوذ هستند. این نخبگان هم به لاک خود فرومی روند و می گویند:
– بله، ولی ما هم همچین نخبه نخبه هم نیستیم ها ! خب ما هم مثل بقیه ایم دیگه. اصلا ما نخبه نیستیم بابا. نخبه، اه، فقط یه حرفه!

می توان دلایلی را برای ایراد انتقاد به این به اصطلاح نخبگان برشمرد. البته همه این انتقادات وارد نیستند یا نمی توان گفت که همه این انتقادات باید با فروتنی و بی هیچ حرف اضافه ای پذیرفته شوند.
جدی گرفتن انتقاد بدان معنی است که واکنش نیز باید، از نظر شکل و محتوی، متناسب و جدی باشد. یعنی بخواهیم از اشتباهاتمان درس بگیریم و در همان حال بر اصول خود بمانیم.
تعادل بین این دو بهم خورده است.

ما بسیار خوب آموختیم که به اشتباهاتمان اقرار کنیم اما خیلی کمتر آموختیم نشان دهیم که با وجود اشتباه، برداشتها و دریافتهایمان ارزش تکاپو دارند.

اینجا هم تعیین مرز مثل نان شب واجب است. باید به اشتباه خود اذعان کنیم و نشان دهیم که چگونه در پی اصلاح آنیم و چگونه می خواهیم از بروز آن در آینده جلوگیری کنیم، اما نباید به یکباره به غوغاهایی که بآسانی بلند می شود و هدفش تسویه حساب سیاسی با کل نظام است پیوست. این کار هیچ مشکلی را حل نمی کند و حاصلی نیز جز یآس و حرمان ندارد.

آنچه لازیم داریم اصلاحات است و اصلاحات هم یعنی بازسازی. لازم نیست همه چیز را خراب کنیم.
اگر سقف خانه چکه می کند لازم نیست همه خانه را بکوبیم.
” خبرگان باید بروند” شعار زیبایی است و وقتی فریاد می شود شاید بتواند لحظه ای باعث تشفی بغضهایمان شود اما بعدش باید متوجه باشیم این شعار را علیه چه کسانی و چه چیزهایی سر می دهیم.
بنظر من حرفهای پابساطی اینجا کاربرد ندارد.
اگر گمان کنیم که مردم منتظر سیاستهای پابساطی ما می مانند، نه مردم را جدی گرفتیم نه خودمان را.

*

ادامه دارد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)