خلاصه بازآفرینی ضد یهودیت و آمریکا (و بقیه جهان آزاد) توسط خودشان! / روزی در ۲۰۲۶ انجام شود حقیقت لزوم دوستی میان همه و همزیستی میان مردمان ایران و غربیان و یهودیان با عدالت توزیعی، تضمین شود!

یکی غم انگیزترین تراژدی های تاریخ معاصر، بازسازی و بازآفرینی جریان ورشکسه اسلامگرایی در هر شاخه و فرقه منحط و انحطاطگرش مشخصا دو شاخه سلفی سنتی و شاخه شیعه امامیه، توسط اقدامات جهان بینی و القئات نفوذگران محافل شبه مخفی در جهان مشهور به آزاد یعنی ملت-کشورهای مدرن جدید اروپایی و قاره امریکا و شرق آسیا و استرالیا و نیوزیلند و چند مورد دیگر… بود!

امثالهم سالها مطالعه کردم، ما مردم عادی چه در خارج ستیم و چه آنهای در داخل هستند، طبیعتا اکثریت در خانواده های اسلامزده مغزشوی شده به دنیا آمده ایم و طبیعتا با تسلط هژمونی جو اسلامگرایی حتا در دروان پهلوی دومف که ظاهرا حکومت در دست شاه شبه سکولار بود- اما ر حقیقت یک شاه در خدمت اسلام بود و شهرت یافته است به شاه پلوی اسلام ناه و این و هندوانه زیر بغل شاه و دربارش گشته شده، هممزان میخانه و مسجد توانسته بود کنار هم داشته باشد، اشتابه استراتژیکی از ظاهر ترکیه جمهوریت لائیک آتاترکی که قوای ارتش لائیکش تا قبل از اواخر دهه ۱۹۷۰ که در یک اشتباه بزرگ استراتژیک محافل غربی، تصمی گرفتند اسلامگرایی بعنوان پادزهر سم مهلک کمونیزم و نفود شووری به آبها یگرم اقبانوس هند و مدیترانه بکرا گیرند، چرا که خطر جدی بود با عملا تصرف فیزیکی جریان کمونیزم در افغانستان، یا یک حرکت تجزیه طلبانه در بلوچستان پاکستان، با توطئه کا.گ.ب هوش سیاهشان، توانستند چیزی از نظر تئوری محال می نمود، یعن موجود هیولایی فرانکشتاینی ضد کاپیتالیزم کارکستی و مادی گرا با جریان حقیقت ضد بشری منحط اسلامگرایی متافیزکی و الاهیاتی پیوند بزند و ورژن های متنوع و با اسامی م ظواهر مختلف التقاطی متعدی بسازد! اساس میتواند گفت از بزگترین موفقیتهای کا.گ.ب قالب کردن خمینی ایستها و ائتلاف لیبرالهای اسلامگرایی چون نهضت آزدی و بقیه مارکسیستهای اسلامی بود که اموز در نزد بسیرای از اهل مطالعه شک نزدیک به یقین است که خود نهادهای اطلاعاتی و اندیشکده ها مملو از نخبه چننی فریبی بخورند، از مکشلات امثالهم نیز همین استف چون انها خود نخبه و فوق هشمند و جمع کثیری میدانند، باور نم کنند تعداد از مردم عادی پی به این فریب بزرگ خورند، بویژه با فروپاشی شوروی، دگیر گمان کنند کا.گ.ب نیست و دیگر انگیزه نداردف در حال آن جریان ضد کاپیتالیستی دار دگردیسی از دشمنی ایدئولوژیک به شدمنی رقباتی بر سر کنرل رهبری مابع ثورت هانی شدف سا مارکسیسم همین بود، منابع تولید ثروت از کاپیتالیسم محافل خانداهای خصوصی- که جای فئودالها و دولکها و خورده امیرنشینها و دولت شهرهای اواخر قرون وسطا و اوایل دوران عصر جدید یعنی قرون۱۵ تا ۱۷ گرفته اند، مکتب جهان بینی ماتریالیستی، نظر کلی اش این بود سه گانه طلایی سروری جهان یعنی این ثروت و قدرت و موقعیت، ا چنگ این بخش خصوصی گرفته شود و در دست سران بروکراسی حکومتی در بیاد، در واقع ورژنهای رقیب مارکسیسم یعن فاشیسم و نازیسم نیز هیمن دنبال میکردند، منتهی ظاهرا با چند خوش شانسی و حربه های بهتر مارکسیسم، جذابه آنها توانست تا ۱۹۷۰ میلادی نیمی از کره زمیندر تسلط خود بگیرد! باور نکردنی نبود عملا دو سوم جمعیت و نیی ثورت جهن در چنگان کمونیسم در آمده بود، برخلاف اعدهاهای خودپسندانه و بنا به ولی کبرآمیز کاپتالیستها، مارکسیسم-کمونیسم در اوایل ۱۹۷۰ در آستانه شکست کامل کاپیتالیسم نزدیک شده بود، فط چند اشتباه استراتژیک، مارکسیسم زمنیگیر و در نهیت ورشکتی کرد.به برخی مهمترین این موارد که حضور دارم اشاره میکنم:

– قضیه جدایی و اختلاف افکنی بین چین و شوروی.
– قضیه در دام تمرکز سازمانهای بین الملی در رغب مانند نیویورک و زنو افتاد، حتا یک مورد در بلوک شرق این نهادها شک نگرفت، بانک جهانی و صندوق بین اللملی پول و تقریبا مه مراز نهادی و قانون گذاری در غرب بود!، این نماد تبلیغی علیه شووری و سیستم سرمایه داری حکومتی بود.

– اما بدترین کار، شاید یکی مهمترین ضربات که موب ورشکستگی اردوگاه مارکسیسم-کمونیزم شد، قضیه خشک مغری بیش از حد جهان بینی ماتریالیسم بود، به طوری اینکه خودش از خیانت به مارکسیسم نجات دهد، اقدام ب برساتن جریانهای التقاطی فرانکستاینی التقاطی مارکسیسم اسلامگرا و در دیگر جها مانند کلیسای سوسیالیستی کرد…!

الهیات گرایی مارکسیتسی، یکی مضحکه های مارکسیسم بود، مشکل ضدیت غیر انعطاف با ریان معنویت گرایی و اخلاقگرایی مارکسیسم و کمونیزیم حاضر نشدند با کاری انقلابی اصلاح کنند!، اگر قبول میکردند کل دعوای بر سر سرروی بر سهگانه طلایی ثرت و قدرت و موقعیت” است که بدو تشکیل اجتماعات بشری تا اکنون وجود دارد و خواهد داشت، در ساحت سرمایه داری حکومت/دولتی میپذرفتند و اهیات بدون خرافت مجاز میکردند. آن پالایشها از ملایان و حقه بازان وهوماتی و خرافی کامل میکردند یک جریان معنوی گرای پاکیزه ایجاد میکردند مثلا یده گیری تجربه از دو شاخه بودا و زرتشتی گری ایرانی بدون تقلد و عینا بودایی کردن یا زرتشتی کردن مردم، چرا سکولاریسم نباید هیچ رسمیت به مذهبی نده و اساس این تفتیشعقیده و تظهر به دین و مذهب کلا برداشته شود از ثبت ازدواج تا هرچیزی، سکولاریسم مذاهب ابراهیمی بویزه پیگری واقعی ایجاد حوزه علمیه شیعه و سنی سلفی، به طور کل این جریانغارتگری ۰% ملایان شیعی حذف میکردند (این کوتاهی جریان کاپتالیسم نیز کردند)، نیازی بود جریان خمینی ایستها قالب کنند به غربی ها و غربیها در پاریس، چنین تصمیم ضد بشری و عامل عقب ماندگی ایران و منطه بگیرند با بازآرفرینی این جریان اسلامگرایی و به قدرت حکومت رساندشان…

وقاعا کشی از مرد عادی خبر ندارد حقیقت پشت پرده چیست و شاید هم اینها بازی باشد… و اما در ظاهر، اکنون هم این اشتباه غربیان- به بهانه کاهش هرینه و کاهش زمان، میخواهند جریان دزدسرمایه دار در ایران جایگزین جریان اصطلاحا تند ضد غربی کنند،  در اینجا باز مردم اکثریت که اغبشان فرودست هستند باز بازیچه قرار  گرفتند، موج سورای بر خون کشته شدگان و مصدئمان و زندان رفته گان و اعدامی ها و غیر، در نهایت با چند لایه برداری، چریان غربگرا حکومت بگیرد! این دروغ ازی که نمیخواهند تجربه عراق تکرار شود!

این یک دروغ است نمی شود رژم چنج به روش عراق تحت بعث تکرار کرد، البته تکررا محض منظور نیست، نیازی به آن همه پیاده سازی نیور و نابودی زیرساختها لازم نیست، امروزه تکنولوژی فوق پیشرفه، نیاز به نیروی انسانی به کمتر از یک دهم رسانده سال ۲۰۰۳ و با ترکیبی نیوری داخلی شید چند گردان قوای خارجی که نقش هدایت و خط شکن باشند و کمک از توان بالای هوایی کار در عرض چند هفته تمام کند و شاید حتا یک کشته از خارجیان نشود!، چرا کار اصلی اداره کشور را بروکراسی انجام میدهد که در تمام رزیم چنجها حتا یک مورد نیز – حت د رهمان عارق- برئکراسی تغییر نکرده و مردم و حکومتهای جایگزین ناچار ان اند فسادهای تحت برنامه عفو عمومی حل میکنند، بروکراسی و نیروهای دون پایه همیشه خواهند بود، مبارزه فاسدان و دزدان شامل آنها نخواهد شد، با برنامه عفو عمومی…
این برنامه ونزوئیلایی راه حل ایران، خودشان میدانند قضیه ونزوئیلا با ایران فرق دارد، راه حل ایران ویزه است، واقعا دنبال را حل ونزوئیلای بروند، از چال به چاه افتادن است و خیلس زود مکلات بدتری رخ خواهد داد، باید راه حل بنسادین، که ریشه مشکلات کشورهایی نظیر ایران بوده، یعنی عدالت توزیعی و راه حل فوری توزیع سهام هنگانی/ملی ثورت نهفته چند ده هزار میلیارد دلاری به صور برابر و رایگان و فوری اجرا شود علاوه بر تضمین، بلکه عنوان پیش نیاز حکومت دمکراسی سکولار، در همان نخستین روز دولت اتقای، برنامه اصلی حکومتدولت انتقالی و حکومت بعدی باید این برنمه استراتزیک باشد و برخی برنامه فوری و رایگان مانند بیمه تامین اجتمای جاماندگان متولدان میانسال ۱۳۵ تا ۱۳۶۰ که خودش ضمن حل بخشی مشکل، عامل امیدبخشی به نسل Z و همچین کاهش بار از روی دوش نسل Z و احترام به تلاش نسلهای خاضر خواهد بود.

اگر برنامه های فوق توسط حکوت انتقالی غربگرا انجام شود، به سرعت تحولی فرهنگی خواهد شد و بسیاری عناصر و افکار ضد غربی از میان خواهد رفت حتا د رمیان مغزشویی شدگن تندرو فعلی و همگی به نفع خواه بود به جریان غربگرایی و اسرائیل دوستی و یهود دوستی و کلا جهان بینی همزیستی که امثالهم حامی اش هستیم.

باید ین ادعاها، با کر عینی و ملموس و سریع در زیست مردمان اکثریت فرودست باشد و این برنامه سرمابه داری همگانی و تکمیلی تامین اجتماعی- که منبع تامین هزینه اش- از راه تبدیل دارایی چند ده هزار میلیارد دلاری نفهته در ملک مشاع ایران به سهام مالکیت است.

طبق پیشنهاد، ۵۰% تبدیل سهام و توزیع مستقیم و فوروی رایگان برابر به همه اتباع ایران میشود، که به هر کدام چندین هزار دلار میرسد، آنقدر که میتواند سرمایه یا اتبار برای خرید خانه و مایحتاج برای زندگی عادیتهیه کنندو متعاقبش موجب رونق بزار و تجرات داخلی و خارجی میشود، ۲۵% هم از سهام در صندوق تامین اجتماهی جامندگان بالای ۴۰ سال خواهد شد تا کنون به هر دلیلی نتواستند کلا یا به حد مناسبی سابقه بیمه تامین اجتماعی دست بایند، معادل ۳۰ سال کامل، هزینه به صندوق مربوطه ریخته از سهام و خود این سها باز سرمایه گذاری میشود در چرخه بازار ایران، ما بیمه جرای و بازنشستگی تامین خواهد شد برای جاماندگان میانسال بالای ۴۰ سال، بدون هیچ پرسشی و غربال گری، فرقی نمیکند اغنیا باشند ا فقرا، مانند آن ۵۰% نیز هیمن روش عدم پرسش، برابر برای همه.
۲۵% دیگر سهام به صندوق سرمایه گذاری تحت مدیریت دوت با خارجیان، با امیتاز اولویت- در شرایط برابر- برای امریکا و اسرائیل وبقیه دولت-ملتهایی کمک کردند در آازادی یاری هندگان مردمان ایران از چنگ دژخیمان اسلامگرا، هر چند هر سه صندوق، سهامشان منبع سرمایه گذاری خواه بود و امریکا و اسراائیل و متحدانش- در شرایطبرابر بقیهر قبا- اوویت امیتز داند در سپردن سرماه گذاری.

این یک برنامه برد-برد میان ملت ایران و ملت-دولتهای کمک کننده با آزادی یاران خواهند بود، البته بازار بزرگ ایران در پی صلح و آرامش حتا برای چین و روسیه و دیگر همسایگان و جهانان در سیاست توزان، باز خواهد بود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)