اذعان یکسال پیش فعال چپگرا (غیر مستقیم) به فحوای این مطالب اکانت و مطالب مشابه!
یک فایل یکسال پیش فرج سرکوهی، که خودش واضح چپ گرا معرفی میکند، به نوعی، اذعان میکند به حقایقی که در تحیلیهای مطالب این نوه اکانتها مطرح شده، فقط مشکل این است یا واقعا از روی اعتقاد یا حفظ ظاهر، نمیتوانند اعتراف کنند، ۴۷ سال راههای گذار از این حکومت اسلامی شیعی این است استفاده قوه قهریه و بارها شکست مبارزات مدنی و مسالمت آمیز، منجر به سرکوب شده، بر اساس مدعیان خارج نشنین، در دیماه ۱۴۰۴ بزگترین اعتراضات میدانی شده، همان پادشاهی خواهان و غیرهف مدعی اند بیش از ده میلیون تن آمدند وارد میدان که هگرز در تاریخ ایران چنین میزان بالای جمعیت با وجود خطر سرکوب و جان از دست دادن وارد میدان خیبایان شدند در ۲۵۰ شهر، باز خود همان پادشاهیخواهان معترفند کسانی آمدند لزوما همه شان، پادشاهی خواه نبودند، اما جریان اقتدارگرا و افراطی پادشاهیخواه، در اقدام تفرقه آمیز، همه در سبد پادشاهی خواه گذاشتند، اعتراض پادشاهیخواه مشهور که مغضوب چندین ساله دفتر رضا پهلوی است، اقدام افشاگری کرد که نفوذ دوم خردادایها در دفترش، معیار آزادیخواهی مناسب، آزادی نقد اسلام میداند همان طور در کشورهای اروپایی میتواند، اما میگوید نخواهد توانست امثال او این آزادی داشته باشند، گمان نزدیک به یقین است که تعداد کثیری از چند صد هزار و شاید چند میلیون مشابه وی در ایران فعلی روش وی را مایلند یا نزدیک بهروش وی هستند در نقد اسلام، البته ممکن است سکولاریزه کردن اسلام در آینده بپذیرند در ایران که محدود به اعتقاد و فعالیت فردی باشد.
مهم این است، اکثریت مردم واقعا، در ظاهر اسلام اجرا میکنند، چون هژمون حکومتها در این ۱۴۰۰ سال منبع مشورعیتش همان اقلیت اندک ملایان و خادمان ملایان اسلامی و در این ۵۰۰ سال اخیر از دوره دوران صفویان شیعی اسلامگرا در برتری هژمونیک است، سکولاریسم و یا سکولار دمکراسی، چندین نسل تدوام نداشته، تا این سکولاریزه شدن و حس اجبار و تظاهر از میان بورد، دوره کوتاه رضاشاه، ناکافی بود، در حالی که جمهوری لائیک آتاترک که از ۱۹۲۰ اصل لائیتسه در قانون اساسی سکولار دموکراتیک ترکیه گنجاندند، حتا بدون اجبارهای شدید رضاشاهی، اکثریت احتمالا تا زمان ۱۹۷۹ به سمت لائیک رفتند، بویژه در شهرها و عمده جمعیت که در جامعه شهری شده ترکیه بود، اما تغییر سیاست غرب در تقابل با نفوذ کمونیزم، کمربند سبز اسلامی، منجر به اجازه دادن نفودگری جریان سلفی اسلامی تحت عنوان اخوان المسلمین بود و جریان اربکان همزمانی بود جریان خمینی، چون اکانش نبود مانند جریان اربکانی د رترکیه از راه انتخابات قدرت بگیرد تا برسد به اردوغان، در ایران براندازی ۱۳۵۷ برنامه ریزی کردند، چرا به نظر اقدامات اسلام پناهی محمدرضا پهلوی ناکافی میدانستند برای جلوگیری از نفوذ کمونیزم، با توجه نفوذ شوروی در افغانستان و نزدیکتر شدن به آبهای گرم اقیانوس هند، با وجودی شوروی در یمن جنوبی، نفوذ پیدا کرده بود و یک حکومت وابسته درست کرده بود!، اما مساله یک پیوستار زمینی از شوروی تا اقیانوس هند بود که با پیوستند افغانستان و بخشی از پاکستان میتوانست انجام شود، در کنار پروزه تجزیه ترکیه یا کلا حکومت کمونیزمی در ترکیه و پیوستن به عراق و سوریه حزب بعث که شاخه ای پان گرایی و سوسیالیستی بود و یا پیروزی کمونیزم در ایران، این پیوستار زمینی اتصال شوروی به آبهای گرم اقیانوس هند و مدیترانه ممکن میشد.
در حالیکه هم اکنون هم میتوان دمکراسی سکولار با رعایت حداکثری حقوق بشر و عدالت توزیعی، جلوی هرگونه نفوذگری ضد غربی گرفت. یا حکومتهای متوازن سیاسی که روابط دوستانه عالی با غرب داشته باشند.
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/azadin4iranik
———————–
فرج سرکوهی: وجه مشترکِ مهم پادشاهیخواهان،مجاهدین و چپها
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.