مجله حقوق ما؛ پویان مکاری: جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در تابستان ۱۴۰۴، اعتراضات دی‌ماه و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که اکنون با آتش‌بسی شکننده در حالت معوق باقی مانده است، سوالات زیادی را در ارتباط با امنیت زندانیان در دوران بحران پدید آورده است؛ حکومت ایران با زندانیان در مواقع بحران چگونه برخورد می‌کند؟ زندانیان عادی و سیاسی چگونه در مواقع بحران چه وضعیتی دارند؟ زندانیان خود چگونه می‌توانند برای حفظ جان و امنیت خود در این مواقع اقدام کنند؟ 

برای پاسخ به این سوالات حقوق ما با آتنا دائمی، زندانی سیاسی پیشین و فعال سیاسی، به گفت‌وگو نشسته است. خانم دائمی که سال‌ها در زمینه رعایت حقوق زندانیان تجربه و فعالیت زیادی داشته، از تجربه شخصی خود در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گوید.

حقوق ما: آیا در دورانی که در زندان‌های جمهوری اسلامی بودید، با وضعیت بحران عمومی مانند اپیدمی، جنگ یا اعتراضات روبرو شده‌اید؟
آتنا دائمی: بله، هم در دوره اپیدمی کرونا در زندان بودم و هم در دوران اعتراضات دی‌ماه ۹۶، مرداد ۹۷ و آبان ۹۸. باید بگویم شرایط زندان در هر یک از این وقایع متفاوت بود.

در دوره کرونا وحشت از زندگی جمعی، در حالی که در بیرون از زندان و خارج از ایران قرنطینه کامل حاکم بود، بسیار مشهود بود. در زندان هر روز مأموران تغییر می‌کردند (شیفت‌ها ۲۴ ساعته بود)، مواد غذایی و فروشگاهی از بیرون زندان وارد بند می‌شدند. زندانیان جدید نیز در بند پذیرش می‌شدند که این امر علت نگرانی شدید زندانیان بود و احتمال ابتلا به ویروس و همچنین مرگ جمعی را افزایش داده بود. تقریباً همهٔ ما همزمان یک بار مریض شدیم که برای ما بسیار وضعیت نگران‌کننده بود.

این مطلب در شماره ۲۵۷ مجله حقوق ما منتشر شده است

بهداری زندان اوین، در شرایط عادی به زندانیان، خصوصاً زنان زندانی (به بهانهٔ این‌که زندان اوین زندان مردانه است و امکانات کافی برای تنها بند زنان وجود ندارد) خدمات کافی ارائه نمی‌داد و این موضوع در دوره کرونا تشدید شد. ملاقات‌ها قطع شد و همه زندانیان به شدت نگران اعضای خانواده خود بودند. توصیه‌ها مبنی بر استفاده از الکل و ماسک بود، اما زندان یا این مایحتاج را تامین نمی‌کرد، یا بسیار تامین این مایحتاج محدود بود و ما مجبور بودیم از فروشگاه تهیه کنیم.

هر بار یک نفر از ما برای همه بند این خریدها را انجام می‌داد یا خیرین برای خانواده‌ها پول واریز می‌کردند که ما تهیه کنیم. تنش هم در بند زیاد بود، از یک طرف بین زندانیان سختگیری نسبت به یکدیگر جهت رعایت مسائل بهداشتی بیشتر شده بود و از طرف دیگر تنش‌ها و درگیری‌ها بین زندانیان و ماموران و مسئولان بیشتر شده بود؛ هم از این بابت که باید در چنین شرایطی زندانیان را آزاد کنند یا مرخصی بدهند و هم از این بابت که زندان همچنان برخلاف پروتکل‌های بهداشتی، زندانی جدید وارد می‌کرد. در آن زمان مدت طولانی اعتراض کردیم و سرانجام موفق شدیم، مسئولان را مجاب کنیم که سلول انفرادی بند و سپس بندی که پیش‌تر مختص زنان کُرد (متهم به عضویت در داعش) بود را به زندانیان تازه‌وارد اختصاص دهند و پس از ۱۴ روز قرنطینه زندانی وارد بند شود.

همچنین موفق شدیم که جیره الکل، ماسک و مواد شوینده برای بند زنان را تثبیت کنیم. در خصوص واکسن هم نگرانی‌ها شدید بود، از یک‌سو بی‌اعتمادی به «واکسن برکت»، از طرفی مخالفت عده‌ای با هر نوع تزریق واکسن کرونا و تأکید عده‌ای دیگر بر تزریق خود باعث تنش شده بود. برخی هم نگران بودند که ماموران به جای واکسن کرونا داروهای ناشناخته دیگری به آن‌ها تزریق کنند. در نهایت با اعتراضات مکرر موفق شدیم مسئولان را متقاعد کنیم که واکسن‌های دیگری غیر از برکت را هم در اختیار زندانیان بگذارند.

در شرایط اعتراضات اما نگرانی از سرکوب‌ها و کشتار بیشتر بود، خصوصاً در آبان ۹۸. اخباری که از خانواده‌ها در رابطه با کشتار دریافت می‌کردیم بسیار نگران‌کننده بود. از طرفی عده‌ای خوشحال بودند که ممکن است این اعتراضات سرانجام به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود؛ به‌خصوص وقتی خانواده‌ها می‌گفتند که مردم در حال برنامه‌ریزی برای آزادی زندانیان هستند. شاهد بودم که بسیاری هر روز با خوشحالی دوش می‌گرفتند، خود را می‌آراستند و لوازم و لباس‌هایی که می‌خواستند، به وقت آزادی با خود ببرند را در ساک جدا می‌گذاشتند. لباس خود را برای لحظهٔ آزادی انتخاب می‌کردند و شور و هیجانی در بند در جریان بود که وقتی مردم به داخل زندان‌ها آمدند، چه کنیم. اما وقتی شب درها یکی پس از دیگری قفل می‌شدند، با توجه به اخباری که از کشتار می‌رسید این شوق را به نگرانی و وحشت تبدیل می‌کرد؛ همه نگران بودیم که مأموران شبانه به بند هجوم بیاورند و همه ما را به گلوله ببندند، این نگرانی به قدری شدید بود که زندانیان، خصوصاً کم‌سن‌ها دچار پنیک و حملات عصبی می‌شدند و به همین دلیل تصمیم گرفتیم تعدادی از ما شب‌ها بیدار بمانیم و تحرکات مأموران را تحت نظر داشته باشیم و به صورت کلی برای مقاومت در برابر چنین احتمالی هوشیار باشیم. یکی از آن مراقبان هوشیار من بودم.

حقوق ما: بر اساس تجربه شما حقوق زندانیان در این موارد تا چه اندازه از سوی مسئولان رعایت می‌شود؟

آتنا دائمی: تجربه زیسته‌ام این موضوع را به من اثبات کرد که زندانیان در شرایط بحران بیش از هر گروه دیگری تحت خطر هستند و حقوق و نیازهای ابتدایی زندانیان بیشتر از قبل نادیده گرفته می‌شود. اعمال فشارها بیشتر می‌شود و سرکوب‌ها شدیدتر.

حقوق ما: زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم عادی در آن دوران تا چه اندازه از حقوق خود اطلاع داشتند؟

آتنا دائمی: زندانیان عمومی که به صورت کلی از حق و حقوق خود هیچ نمی‌دانند و در چنین شرایطی نیز تحت تأثیر فضای رعب و وحشتی قرار می‌گیرند که زندانبان‌ها به آن‌ها تحمیل می‌کنند.

من سال ۹۹ در حالی که همچنان قرنطینه کرونا و منع رفت‌وآمد اعمال می‌شد، به زندان لاکان رشت منتقل شدم. در کمال ناباوری شاهد بودم که هیچ‌یک از حقوق زندانیان رعایت نمی‌شود؛ نه مواد شوینده، نه الکل و نه حتی ماسک وجود نداشت. حتی جیره ماهانه زندانیان که قانون سازمان زندان‌های ایران بود به زندانیان تحویل داده نمی‌شد.

 زندانیان جدید و بازداشتی‌ها که برخی اعتیاد شدید داشتند بدون طی کردن دوره قرنطینه وارد زندان می‌شدند، بیماری بسیار زیاد بود، ازدحام جمعیت در بندهای کوچک نگران‌کننده بود، تخت‌ها بسیار نزدیک هم بود (۶۳ سانتی‌متر) و چنان‌چه یک نفر بیمار بود، سریع منتقل می‌شد.

خدمات درمانی در عمل وجود نداشت و زندانیان نه‌تنها از حقوق خود مطلع نبودند، بلکه اگر بودند هم از ترس مطالبه‌گری نمی‌کردند. ماموران بسیار خشن بودند و زندانیان را به بدتر شدن وضعیت پرونده‌شان تهدید می‌کردند. من مجبور شدم ۱۵ روز اعتصاب غذا کنم و بسیار درگیر شدم که توانستم کمی شرایط را به نفع زندانیان تغییر دهم. این مسئله منجر به پرونده‌سازی و‌ محرومیت من از تماس تلفنی شد و بعد از آزادی‌ام دوباره همه آن امکانات پس گرفته شد.

حقوق ما: بر اساس اطلاعات شما وضعیت رعایت حقوق زندانیان در دوران جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چگونه بود؟

آتنا دائمی: در وضعیت جنگ ۱۲ روزه، همانطور که مطلع هستید نه‌تنها تمامی حقوق ابتدایی زندانیان از جمله حق آزادی، مرخصی، ملاقات و تلفن، نقض شد، بلکه زندان اوین نیز هدف حمله اسرائیل قرار گرفت. زندانیان نه‌تنها تمام امکاناتی که پس از سال‌ها تلاش و مبارزه به دست آورده بودند، از دست دادند بلکه به زندان‌های دیگر با شرایط بسیار ناگوار منتقل شدند؛ حداقل در خصوص بند زنان اوین، زندانیان در حدود یک سال در برابر آن مقاومت کردند.

در جنگ اخیر هم علاوه بر نقض تمامی حقوق و قوانین، نگرانی از کشتار زندانیان نیز اوج گرفت. زندانیان همچون گذشته بسیار نگران این موضوع بودند و میزان بازداشت‌های دی‌ماه و بازداشت‌های دوران جنگ باعث تشدید این نگرانی و بحران کمبود امکانات و جا شد.

در شرایط بحرانی حتی کوچک‌ترین امور مربوط به زندانیان با اخلال مواجه می‌شود، همانطور که در دوره جنگ، رسیدگی به پرونده‌ها، پاسخگویی به خانواده‌ها و زندانیان و رسیدگی به درمان زندانیان به شکل کامل متوقف شد. علاوه بر این اخبار نگران‌کننده از کمبود آب و غذا هم وجود داشت که قطعاً این بحران‌ها در زندان‌های عمومی و برای زندانیان گمنام شدید‌تر بوده است.  

در شرایط جنگ زندانیان سیاسی هدف اعمال فشارهای مضاعف هم قرار گرفتند، به این دلیل که نهادها و ماموران و مسئولان به این زندانیان به عنوان مقصر وضع موجود نگاه می‌کنند و تهدیدها، حملات، رفتارهای غیرقانونی و تلافی‌جویانه شدیدتر می‌شود.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)