امپریالیسم آمریکا و اسرائیل مسئولان اصلی آغاز این جنگ هستند. اما رژیم فاشیستی ایران نیز از آغاز حاکمیتاش خواهان جنگ بوده و آن را نعمت میداند، زیرا توانسته با قتلعام هزاران جوان مبارز، پایههای نظاماش را بر خون تثبیت کند. فراموش نکنیم که دولت آمریکا و ترامپ به دنبال برنامهی تغییر نقشه جهانی، رقابت با چین و نزدیکی با پوتین، وارد صحنه شد. حمله اسرائیل به فلسطین آغاز اجرای نقشههای جهانی آمریکا بود و چراغ سبز حمله به غزه، نه توسط ترامپ نئوفاشیست، بلکه در زمان بایدن دموکرات داده شد. رژیم جمهوری اسلامی سالهاست که به یک قدرت در منطقه تبدیل شده بود و خود را برای حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل آماده مینمود. این برنامههای نظامی – تدارکاتی در عراق، سوریه، لبنان و در کنار آن فلسطین و یمن صورت گرفته بود. با تمامی خواستهای جنگطلبانه رژیم ایران، نباید فراموش کنیم که جنگ علیه ایران یک عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل بوده است.
پس از آتشبسی موقت، این جنگ خانمانسوز دوباره آغاز شده و جنوب ایران در آتش گرما و زیر بمباران میسوزد، کُردستان مورد حمله قرار گرفته و نگرانی از بیثباتی، ویرانی و کشتار مردم، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی کشور، تهدید معیشت مردم و گسترش ناامنی در سراسر منطقه، زندگی میلیونها انسان را در معرض فاجعه قرار داده است. مردم ایران نباید قربانی استبداد جمهوری اسلامی، جنگ و مداخله نظامی – سیاسی قدرتهای سلطهگر و تجاوزکار شوند. ما این جنگ تجاوزکارانه و ارتجاعی را به شدت محکوم میکنیم و خواهان صلحی عادلانه و پایدار هستیم. ما بر این باوریم؛ همانگونه که جمهوری اسلامی مسئول اصلی سرکوب، تبعیض، فقر، فساد، تبعیض جنسیتی و ویرانی زندگی مردم است، امپریالیسم آمریکا و اسرائیل نیز مسئول کشتار، ویرانی، نظامیگری، آوارگی، اقتدارگرایی و وابستگی هستند و تمام این جنایتکاران باید در برابر مردم پاسخگو باشند و محاکمه و مجازات شوند.
مردم ایران در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر زندگی خود قرار گرفتهاند. دههها استبداد، سرکوب، تبعیض، فساد ساختاری، فقر، نابرابری، ویرانی اقتصادی و تخریب محیط زیست، اکثریت مردم را از ابتداییترین حقوق و امکانات زندگی محروم کرده است. جمهوری اسلامی نه تنها از تأمین آزادی، امنیت، رفاه و کرامت انسانی ناتوان بوده، بلکه هر مطالبه آزادیخواهانه، برابریطلبانه و عدالتجویانه را با زندان، شکنجه، گلوله و اعدام پاسخ داده است. آخرین نمونه، قتلعام معترضان در دیماه ۱۴۰۴، همزمان با گسترش جنگ و حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بوده که کمر مردم را بهواقع شکسته است.
اما آنچه این لحظه تاریخی را از گذشته متمایز میکند، تنها همزمانی استبداد و جنگ نیست؛ بلکه دگرگونی عمیقی است که در آگاهی جامعه شکل گرفته و آخرین بقایای مشروعیت جمهوری اسلامی را در ذهن بخش بزرگی از جامعه فرو ریخته است. این دگرگونی حاصل سالها مبارزه و مقاومت مردم، از اعتراضهای اجتماعی و اعتصابهای کارگری، معلمان، بازنشستگان و جنبشهای زنان است. خیزش «زن، زندگی، آزادی» از دل این تجربه برخاسته و آگاهی تازهای سر برآورده است؛ آگاهی به این واقعیت که رهایی مردم ایران تنها از مسیر مبارزه مستقل، سازمانیابی دموکراتیک از پایین، گسترش همبستگی اجتماعی و اتکای مردم به نیروی جمعی خود امکانپذیر است. آزادی را نمیتوان با سرکوب حفظ کرد و با بمباران به دست آورد. برابری را نمیتوان بر ویرانههای جنگ بنا کرد. دفاع از صلح، دفاع از زندگی مردم و دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش، سه عرصه جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک مبارزه واحد برای رهاییاند.
عاملیت جمعی مردم تنها یک اصل سیاسی یا اخلاقی نیست، بلکه شرط گذار دموکراتیک از استبداد و جنگ است. این عاملیت در جریان مبارزات روزمره مردم علیه شکافهای عمیق جنسیتی، طبقاتی، اجتماعی، ملیتی و مذهبی است که از دل سازمانیابی مستقل و مترقی شکل میگیرد؛ در اتحادیههای کارگری، تشکلهای صنفی، شوراها و مجامع دموکراتیک، سازمانهای زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، دادخواهان، فعالان محیط زیست، ملیتهای ساکن ایران، جامعه کوئیر، نهادهای محلی و تمام اشکال خودسازمانیابی جامعه از نیروهای آزادیخواه، برابریطلب و ضد تبعیض. چنین نهادهایی نه تنها ظرفیت مقاومت در برابر سرکوب، جنگ و مداخله خارجی را خواهند داشت، بلکه امکان ساختن نظمی دموکراتیک، سکولار، مبتنی بر آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفع هرگونه تبعیض و مشارکت همگانی در اداره امور جامعه را نیز فراهم خواهند آورد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، وظیفهی مُبرم ما نیروهای چپِ دموکراتیک، آزادیخواه، برابریطلب و همه کنشگران مستقل و مترقی در خارج از کشور است که در دفاع از جنبشهای مستقل و مترقی در ایران و علیه جمهوری اسلامی، علیه جنگ و مداخله خارجی و علیه هر سیاستی که عاملیت مردم را نفی یا تضعیف میکند، بپاخیزیم و اقدامهای مشترکی را با همبستگی بیشتر تدارک ببینیم. ما بر این باوریم که آیندهی دموکراتیک مردم ایران نه در اتاقهای فرمان جمهوری اسلامی، و نه در مراکز تصمیمگیری امپریالیسم آمریکا، اسرائیل و شرکای جهانی آنها ساخته خواهد شد؛ آیندهای دموکراتیک را مردم سازمانیافته، آگاه، متحد، مترقی و متکی به نیروی جمعی خود خواهند ساخت.
زنده باد آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی و صلح
پیش بهسوی سازمانیابی و همبستگی جنبشهای مستقل و مترقی مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش
ارتباط با ما: info@etehadefaragir.org
اتحاد فراگیر چپ انقلابی
۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ – ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.