استیگلیتز استدلال میکند که آزادی فقط به معنای نبود دخالت دولت نیست؛ بلکه انسانها برای بهرهمندی واقعی از آزادی به آموزش، بهداشت، امنیت اقتصادی و فرصتهای برابر نیاز دارند. او دیدگاههای اقتصاددانانی مانند فون هایک و میلتون فریدمن را نقد میکند و معتقد است بازار آزادِ بدون نظارت میتواند به نابرابری شدید، انحصار، تضعیف دموکراسی و محدود شدن آزادی اکثریت مردم منجر شود.
استیگلیتز از نوعی «سرمایهداری مترقی» دفاع میکند که در آن دولت و نهادهای مدنی با سرمایهگذاری در آموزش، سلامت، پژوهش و تنظیم بازار، شرایطی فراهم میکنند که افراد بیشتری بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند. او با مثالهایی از کشورهای اسکاندیناوی نشان میدهد که رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و آزادی فردی لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند و میتوان میان آنها تعادل ایجاد کرد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.