نزدیک به هشتاد روز از آغاز جنگ جاری بین رژیم ایران و ارتشهای اسرائیل و آمریکا میگذرد! جنگی که ترامپ و نتانیاهو مدعی بودند در دل آن خواهان کمک به مردم ایران هستند اما به ضد مردم ایران تبدیل شد!
اکنون برای همگان آشکار شده که حملات به زیرساختهای غیرنظامی مانند دانشگاه، پُلها، مراکز فولاد و انستیتوی پاستور نه برای کمک کردن به سرنگونی رژیم ایران بلکه در واقع تبدیل کردن ایران به زمین سوخته بود که دیگر هیچگاه ایران برای واشنگتن و اورشلیم خطری نباشد!
اگرچه بخشی از رسانههای فارسیزبان مانند «ایران اینترنشنال» تبلیغ میکردند که این جنگ برای سرنگونی رژیم ایران است، اما حال خود مقامات حاکم بر واشنگتن آشکارا میگویند که هدفشان نه سرنگونی رژیم ایران است و نه حتی در پی استقرار دموکراسی در ایران هستند! اعلام این سیاست توسط واشنگتن تمام رویافروشیهای بخشی از اپوزیسیون و بخشی از رسانههای فارسیزبان خصوصی را نقش بر آب کرده و حتی اعتبار آنان را زیر سوال برده است!
بدون شک جنگ کنونی در خلأ رخ نداده است، بیش از ۴۷ سال سیاستهای ضدملی رژیم ایران مانند غربستیزی، اسرائیلستیزی و گسترش تروریسم در خاورمیانه بخشی جداناپذیر از ورود جنگ به ایران بوده است اما جنگ جاری دیگر تنها علیه رژیم ایران نبود بلکه داشت ایران را هم نابود میکرد!
حمله به مخازن نفت تهران با علم آمدن باران در پی آن و بارش باران اسیدی، حمله به مراکز بهداشتی، حمله به دانشگاههای علم و صنعت، حمله به دانشگاه ملی ایران موسوم به بهشتی، حمله به دانشگاه صنعتی شریف، حمله به پارس جنوبی که بیش از نیمی از گاز ایران را تأمین میکند و حمله به انستیتو پاستور که مرکز مهم پزشکی در خاورمیانه است که رقیب در صنعت پزشکی در اسرائیل است و دهها هدف اینچنینی به ما نشان میدهد که این اهداف دیگر حمله به رژیم ولایتفقیه نبوده بلکه مشخصاً حمله به ایران بوده است!
باید دانست که پُلها، دانشگاهها، مراکز صنعتی، موسسات علمی، نیروگاهها، مراکز انرژی و…. دیگر زیرساخت رژیم ایران نیستند بلکه دارایی مردم ایران هستند! این اهداف که مورد حملات ارتشهای اسرائیل و آمریکا قرار گرفتهاند ثروت مردم ایران بودند که برای ایران و ایرانی مهم هستند!
با این حال عدهای میگویند رژیم ایران از این زیرساختها استفاده میکند و از همین رو دیگر متعلق به مردم ایران نیستند و پس از سرنگونی رژیم ایران میشود بهترش را ساخت! اما این نگاه بسیار سادهانگارانه است! چرا که ساخت این زیرساختها اگر نابود میشدند نه یک ماه و دو ماه بلکه سالها ساخت آنان وقت میبرد! فارغ از این موارد هم باید گفت در زمان کنونی که آشکار شده این جنگ سرنگونی رژیم ایران را در پی نداشته باید از این افراد پرسید اگر این زیرساختهای جامعه ایران نابود میشد، مردم ایران بدون این زیرساختها چگونه باید زیست میکردند؟
حامیان ایرانی جنگ که در اروپا و آمریکا در آرامش نشستهاند باید خود را بر اساس شرایط مردم جنگزده ایران تحلیل کنند و ببینند آیا حتی توانایی دارند که شش ماه بدون برق یا حتی دو ماه بدون آب و گاز زندگی کنند؟ پاسخ بدون شک از طرف این افراد خیر است! از همین رو خطاب به این افراد باید گفت نمیشود از مردم ایران انتظار داشت به این شرایطی که خود شما تن دهید تن دهند!
از همین جهت حمله به زیرساختهای ایران در این جنگ جاری بدون شک حمله به مردم ایران بوده است که باید با شدیدترین کلمات محکوم شود و تمام نیروهایی که دل در گرو ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک دارند مرزبندی خود را با این جنایت جنگی آشکارا نشان دهند! چرا که اگر ما در پی ساخت ایرانی آزاد هستیم باید ایرانی بماند که آن را به ایران آزاد و دموکراتیک تبدیل کنیم! ایرانی که در دل جنگ کنونی در آستانه نابودی قرار داشت! به همین جهت برای حفظ ایران و ایرانی از آتشبس جاری بین تهران و واشنگتن باید بدون قید و شرط حمایت کنیم!
همچنین استقبال و شوق اپوزیسیون راست-افراطی سلطنتطلب و حامیان جنگ کنونی که به ترامپ، نتانیاهو و لیندسی گراهام «عمو» میگویند هم نشان میدهد که آنان همانند رژیم ولایتفقیه، ایران و ایرانی برایشان مهم نیست و حاضر هستند برای رسیدن به قدرت، ایران، مردم ایران و دارایی مردم ایران را نیز قربانی کنند!
تاریخ همانگونه که جنایات و سیاستهای ضدایرانی رژیم ولایتفقیه را فراموش نخواهد کرد، سیاستهای ضدایرانی اپوزیسیون راست-افراطی سلطنتطلب را نیز فراموش نخواهد کرد!
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.