در روز نوزدهمین روز درگیری نظامی بین رژیم ایران با آمریکا و اسرائیل اعلام شد که ارتش اسرائیل به پارس جنوبی، مرکز اصلی تولید انرژی در ایران حمله کرده است! اقدامی که با توجه به مشارکت روسیه و قطر در این مرکز باعث شد توجه زیادی به آن صورت بگیرد!

اما اهمیت پارس جنوبی در چیست؟ چرا کشورهای منطقه فورا آن را محکوم کردند؟ باید دانست که پارس جنوبی به همان اندازه جزیره خارک برای ایران مهم است! چرا که تقریبا ۲/۳ تولید گاز کشور که برای زندگی عامیانه،‌ چه تولید برق و چه تهیه خوراک از طریق پارس جنوبی تامین می‌شود!

همچنین باید دانست که در پارس جنوبی ذخایر عظیمی از سوخت‌های سمی «مازوت» هم قرار دارند که اگر آسیب جدی به آنان وارد شود می‌تواند تمام ایران را غرق آلودگی کند! فارغ از این موارد بخشی از فازهای پارس جنوبی در خلیج قرار دارد که نزدیک به کشورهای عربی از جمله قطر است که آسیب وارد شدن به آن موجب می‌شود یک آلودگی زیست‌محیطی منطقه‌ای را شامل شود!

از همین جهت کشورهای عربی خلیج بدون لکنت زبان این حمله ارتش اسرائیل به پارس جنوبی را محکوم کردند! البته این محکومیت تنها به دلیل نگرانی از سلامت زیست‌محیطی نبوده بلکه کشورهای عربی قصد داشتند که به وسیله آن از حملات تلافی‌جویانه سپاه پاسداران به مراکز انرژی خود جلوگیری کنند! چرا که رژیم ایران ناتوان از ضربه زدن به مراکز انرژی ایالات متحده و اسرائیل است و از همین رو برای اعلام قدرت به مراکز انرژی کشورهای عربی حمله می‌کند!

اما سوال پیش می‌آید آیا حملات ارتش اسرائیل و رژیم ایران به زیرساخت‌های غیرنظامی انرژی مشروع است؟ پاسخ بدون شک خیر است! چرا که این حملات نشان می‌دهد که جنگ دارد از قواعد نظامی خارج می‌شود و به اهداف دیگری به خود میگیرد!

دولت راست-افراطی نتانیاهو حاکم بر اسرائیل در حالی شعار حمایت از مردم ایران را سر میدهد به پارس جنوبی حمله کرده است که اگر در این حملات این مرکز انرژی از رده خارج می‌شد تمام مردم ایران دچار خسارت می‌شدند و نمیتوانستند به ادامه زندگی بپردازند! از همین جهت بود که حتی حامیان ایرانی حملات اسرائیل هم دیروز آشکارا آن را نادرست خواندند و گفتند این نوع حملات به سود رژیم ایران است! از همین منظر میشود تحلیل کرد که این جنگ بر خلاف برخی تحلیل‌های رسانه‌های فارسی‌زبان نه در حمایت از مردم ایران بلکه عملا فلج کردن نظامی، سیاسی و اقتصادی رژیم ایران است که دیگر نه تنها خطری برای منافع اسرائیل و آمریکا باشد بلکه همزمان تهران، توان بازسازی خود را هم از دست بدهد!

در نقطه مقابل یعنی رژیم ایران، نیز با حملات کور خود به کشورهای عربی خلیج نه تنها ضعف و شکست خود را در مقابل محور آمریکا-اسرائیل بیان میکند بلکه قوانین بین‌المللی دفاع مشروع را هم زیرپا می‌گذارد، چرا که کشورهایی را مورد حمله قرار می‌دهد که ربطی به این تنش جاری ندارند! تهران مدعی است که چون از هوای آن کشورها برای حملات استفاده میشود این اقدامات را انجام می‌دهد! ادعایی که نمی‌تواند دفاع مشروع را توجیه کند، چرا که بر اساس این ادعا چون موشک‌ها و پهبادهای رژیم ایران از آسمان عراق، اردن و سوریه عبور می‌کنند پس اسرائیل هم باید این کشورها را مورد حمله قرار دهد اما چنین نمیشود چرا که در مبحث دفاع مشروع تنها عامل اصلی حمله کننده باید مورد حمله تلافی‌جویانه قرار بگیرد نه کشورهایی که از آسمان آنان برای حمله استفاده شده است! به همین جهت اقدام رژیم ایران در حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی در کشورهای عربی خلیج نقض فاحش قوانین بین‌المللی است!

از همین منظر باید یادآوری کرد که حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی انرژی را ابتدا خود رژیم ایران و محور ترور آن در خاورمیانه آغاز کرد و مراکز انرژی در اقلیم خودمختار کُردستان، امارات، قطر، بحرین، کویت، سعودی و اسرائیل را مورد حمله قرار داده‌ و جنگ را از اهداف نظامی به اهداف غیرنظامی برده‌اند! بنابراین هرگونه آسیب‌ رسیدن به تاسیسات انرژی ایران جنایتی علیه بشریت است که مقامات تهران با حملات کور خود در خاورمیانه باعث بروز آن شده‌ و ایران را با خطر نابودی زیرساخت‌ها روبرو کرده است!

در انتها باید تاکید کرد، فارغ از این تحلیل‌ها، بدون شک حملات به زیرساخت‌های انرژی در ایران و کشورهای عربی خلیج نه تنها جنگ جاری را بین رژیم ایران و ارتش‌های اسرائیل و آمریکا را تشدید کرد بلکه یک بحران بزرگ انرژی بین‌المللی را هم پدید آورد! حملات سپاه پاسداران به مراکز انرژی ال‌ان‌جی در قطر، رشد قیمت هر بشکه نفت به ۱۱۶ دلار و تلاش ایالات متحده برای کنترل قیمت نفت تنها نتایج ابتدایی‌ این حملات بود! حملاتی ثابت کرد که هیچ جنگی نمی‌تواند نجات‌بخش و بشردوستانه باشد بلکه هر جنگ حتی محدود تنها جهان را غرق در آتش خواهد کرد!

✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)