حامد شیبانیراد، دبیر اول پیشین حزب ایران نوین وابسته به رضا پهلوی ولیعهد سابق ایران، حلقه نزدیکان پهلوی را به توهم قدرت، تحملنکردن هرگونه نقد، دسیسهچینی علیه منتقدان و ایجاد «فساد سیاسی» متهم کرد و گفت سعید قاسمینژاد، امیر اعتمادی و دیگر چهرههای نزدیک به این جریان، ساختاری درباری و غیرپاسخگو پیرامون رضا پهلوی شکل دادهاند. او همچنین مدعی شد دخالت «دفتر شاهزاده» در برکناری او از دبیرکلی حزب ایران نوین، نمونهای آشکار از نقض ضوابط داخلی و بیاعتنایی به سازوکار تشکیلاتی بوده است.
شیبانیراد در این سخنان گفت پس از مشاجره با سعید قاسمینژاد، اعضای کمیته مرکزی حزب ایران نوین با او تماس گرفتهاند و خبر دادهاند که از بیرون حزب برای کنارزدن او فشار وارد شده است. او تأکید کرد برکناری دبیر اول، طبق اساسنامه و آییننامه حزب، روند مشخصی دارد و نمیتواند با خواست حلقهای خارج از ساختار رسمی انجام شود. او در بخش دیگری از این فایل، رضا پهلوی را به بیتوجهی به هشدارهای میدانی در جریان اعتراضات متهم کرد و گفت با وجود گزارشهای مستقیم از استقرار رگبار و تیراندازی در خیابانهای اصلی تهران، باز هم معترضان به حضور در همان مسیرها فراخوانده شدند؛ اقدامی که به گفته او، مردم را در برابر ماشین سرکوب جمهوری اسلامی بیدفاع گذاشت.
این عضو جداشده همچنین ادعای وجود ۱۲۰ هزار نیروی همراه در داخل ایران را زیر سؤال برد و گفت ارائه چنین اعدادی بدون راستیآزمایی، نوعی فریب و تولید انتظار کاذب است. او تأکید کرد در میان این ارقام خام، میتوان از نیروهای نفوذی رژیم اسلامی ایران تا افرادی که صرفا برای رصد اوضاع ثبتنام کردهاند، یافت و همین موضوع نشان میدهد جریان رضا پهلوی در تحلیل توان واقعی خود دچار خطای جدی بوده است. شیبانیراد افزود مشکل اصلی آن است که اطلاعات به شکلی انحصاری و گزینشی به رضا پهلوی منتقل میشود و همین امر او را در موقعیت وابستگی کامل به حلقهای قرار داده که نه نقد میپذیرد و نه پاسخگوست.
او در ادامه، به شکست تلاشهای نمایشی این جریان برای نمایش وحدت در خارج از کشور نیز اشاره کرد و گفت تصور سادهانگارانه برخی نزدیکان پهلوی این بود که با چند نشست و نمایش رسانهای، میتوان اعتماد بازیگران خارجی و نیروهای سیاسی را جلب کرد؛ اما رفتار انحصارطلبانه و بسته این حلقه، نتیجهای معکوس به جا گذاشت. مجموعه این اظهارات، بیش از پیش تصویری از اردوگاه رضا پهلوی به دست میدهد که به جای یک بدیل سیاسی منسجم، گرفتار مناسبات درباری، تصمیمگیری محفلی و فاصله عمیق با واقعیتهای میدانی است.
این افشاگری از جایی مهم است که تمام آنچه را دموکراسیخواهان ایرانی که هم با رژیم اسلامی ولایتفقیهی و هم با رژیم سلطنتی پهلویستی مرزبندی داشتهاند و اعلام میکردند ساختاری که رضا پهلوی به دنبال آن است غیرشفاف، غیرپاسخگو و تمامیتخواه است را آشکار و عیان کرد!
هرچه میگذرد بیش از پیش حباب کودتای رسانهای رضا پهلوی میترکد! حبابی که از صداگذاری ویدیوی اعتراضات گرفته تا عدم انتشار ویدیوهای اعتراضی که نام پهلوی را فریاد نمیزدند با کمک شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» پدید آمد و با ترور شخصیتی کسانی منتقد رضا پهلوی بودند یا حامی او نبوند توسط رباتهای توییتری وابسته به دولت حاکم راست-افراطی اسرائیل که روزنامه هاآرتص اسرائیل در مورد آن گزارش داد ادامه پیدا کرد!
اکنون دیگر نقابها افتاده! دروغها آشکار شده،! دموکراسیخواهی نمادین رنگباخته و تمامیتخواهی جریان سیاسی پهلویگرا برای همه نمود پیدا کرده است! این جریان سیاسی حتی نتوانست به مدت یک سال رهبرسازی رسانهای انجام دهد و در کمتر از چهار ماه رهبر خودخوانده اپوزیسیون به یکباره سقوط آزاد کرد!
سقوطی که پیام مشخص دارد! پیامی که میگوید دادن وعده دروغین به جامعه با کمک رسانهها و ارتشهای سایبری برای جذب افکار عمومی و همزمان عدم پاسخگویی نسبت به اقدامات و داشتن نگاه تمامیتخواهانه حتی به درون حلقه حامیان خود نمیتواند کسی را رهبر سیاسی جامعهای کند که بیش از ۴۷ سال است با این موارد که رژیم اسلامی ولایتفقیهی پایهگذار آن بوده درگیر داشته و در خط مقدم مبارزه بوده است!
چرا که جامعه ایران تشنه آزادی، دموکراسی، حقوقبشر و عدالت اجتماعی است که آغشته به شفافیت سیاسی، پاسخگویی در قبال اقدامات و عملگرایی باشد! در همین جهت اپوزیسیون اگر میخواهد مورد پذیرش جامعه قرار بگیرد باید در چنین بستری فعالیت کند، در غیر این صورت هرجریانی در تضاد با این خواستههای جامعه قرار بگیرد همانند رژیم اسلامی ولایتفقیه توسط خود جامعه ایران و حتی هواداران خودش طرد و منزوی میشود! رویدادی که این روزها برای رضا پهلوی در حال رخ دادن است!
✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.