فایل صوتی دوم آیتالله منتظری درباره اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ در شهریور ۱۳۶۷ چه میگوید؟
دلجو آبادی
پژوهشگر حقوق بشر
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ – ۱ مه ۲۰۲۵
چکیده: این مقاله با رجوع به تنها اشاره آیت الله منتظری به اعدام گستردهٔ شهریور ۱۳۶۷ زندانیان سیاسی چپ که در کتاب خاطراتش آمده تاکید میکند که فایل جدیدِ دیدارِ دوم او با مجریان اعدام ها در تهران هم حاوی همان یک اشاره است که با جزئیات متفاوتی بیان شده. جزئیات متفاوت فایل جدید از این جهت اهمیت دارند که احتمال برنامهریزی و اجرای این اعدامها توسط قاضی شرع دادگاه انقلاب اسلامی تهران حسینعلی نیری و صادر نشدن حکمی از سوی آیتالله خمینی برای این اعدامها را تقویت میکند. در این فایل، همانند کتاب خاطرات، آیتالله منتظری نه از تلاشی برای توقف اعدام زندانیان چپ میگوید، نه به این اعدامها انتقاد میکند، نه آن را جنایت میخواند یا محکوم میکند، و نه گفتهای دارد که رازی را درباره آن صریحاً اِفشا کند.
اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ در دو موج مجزا از هم صورت گرفتند. پس از قطع ارتباط زندانیان با دنیای خارج، ابتدا هزاران زندانی وابسته به سازمان مجاهدین خلق از حدود ۶ تا ۲۵ مرداد در سراسر ایران به جرم «مُحاربه» مخفیانه اعدام شدند و سپس چند صد زندانی وابسته به دوازده سازمان چپ از حدود ۵ تا ۱۰ شهریور در تهران به جرم «اِرتداد».
فروردین ۱۳۶۸ که چند نامه از قائممقام ولی فقیه وقت، آیتالله حسینعلی منتظری، خطاب به ولی فقیه وقت، آیتالله روح الله خمینی، به خارج از کشور درز پیدا کرد، معلوم شد که منتظری برای توقفِ اعدام زندانیانِ مجاهد با خمینی مکاتبات مَحرمانه داشته است. در دی ماه ۱۳۷۹ نیز که منتظری کتاب خاطرات خود را منتشر کرد، جزئیات مهم و اسناد بنیادی از اعدام زندانیان مجاهد افشا شد، که مهمترین آنها حُکم ۶ مرداد ۱۳۶۷ خمینی برای اعدامِ زندانیان مجاهدِ «سرِموضع» به جرم «مُحاربه» بود. در مرداد ماه ۱۳۸۵ که احمد منتظری فایل صوتی دیدارِ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ پدرش با چهار مجری اعدام زندانیان مجاهد در تهران را منتشر کرد، معلوم شد که منتظری از همان ابتدا اعدام زندانیان مجاهد را به عنوان «بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده» محکوم کرده است.
اما آیتالله منتظری تنها مقام حکومتی نیست که رازهای مهم اعدامهای گسترده مرداد ماه ۱۳۶۷ زندانیان مجاهد را افشا کرده است. ده ها مقامِ حکومتی دیگر هم در طول ۳۷ سال گذشته، ضمن تمجید و دفاع از حکم ۶ مرداد ۱۳۶۷ خمینی و اعدامهای متعاقب آن، رازهای بیشتری را درباره آن افشا کردهاند. یک نمونه اخیر افشاگری مصطفی پورمحمدی است درباره تعداد هیئتهای مجری اعدام زندانیان مجاهد: «سی هیئت مختلفِ سه، چهار، یا پنج نفره.»
در نوار صوتی دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ آیتالله منتظری با چهار مجری اعدام زندانیان مجاهد در تهران، شنیده میشود که آنها وعده پایان قریبالوقع اعدامها را میدهند. همچنین تاکید میکنند که «دیروز» با آقای شوشتری (رئیس وقت سازمان زندانها) برنامه ریزی شده که تا «پنج شش روز دیگه ملاقاتها کلاً آزاد بشه». (دقیقه ۳۷:۰۰ تا ۳۸:۰۰ فایل صوتی اول) اعدام زندانیان مجاهد، طبق وعدهای که به منتظری داده بودند، یک روز بعد پایان یافت. اما ملاقاتها تا دو ماه دیگر آزاد نشدند. علت این تاخیر موج دوم اعدام زندانیان چپ در تهران بود.
چهار عضو هیئتی که در حکم آیتالله خمینی برای اعدام زندانیان مجاهد در تهران منصوب شده بود و ۲۴ مرداد ۱۳۶۷توسط آیتالله منتظری احضار شدنداز چپ به راست:حسینعلی نیری، قاضی شرع دادگاه انقلاب اسلامی تهرانمرتضی اشراقی، دادستان انقلاب اسلامی تهرانمصطفی پور محمدی، نماینده وزارت اطلاعاتابراهیم رئیسی: معاون مرتضی اشراقی |
![]() |
بر خلاف وجود حجم وسیعی از افشاگریهای حکومتی درباره موج اول اعدام زندانیان مجاهد، در مورد موج دوم اعدام زندانیان چپ تنها معدودی از مقامات حکومتی به آن اشاره داشتهاند که آنها نیز درباره دو راز کلیدی این اعدامها یا سکوت کردهاند و یا صراحت نداشتهاند. راز کلیدی اول توسط زندانیان سیاسی چپ که جان سالم به در بردند افشا شده است: زندانیان چپ به جرم «اِرتداد» محاکمه شدند. همچنین، معلوم شده که در نتیجه این محاکمهها چند صد نفر زندانی یا اعدام شدند یا شلاق خوردند تا نماز بخوانند یا با تهدید به مرگ مجبور شدند بپذیرند همچنان مسلمان هستند و نماز میخوانند. راز کلیدی دیگر که تاکنون از سوی هیچ مقام حکومتی تصریح نشده این است که چه فرد یا افرادی اعدام زندانیان چپ را برنامهریزی کردند؟ آیا این موج دوم اعدامها هم مانند موج اول اعدامهای زندانیان مجاهد با حُکم و با هیئتی منصوب از سوی خمینی آغاز شد؟
موضع آیتالله منتظری در مورد زندانیان چپ طبق مستندات موجود
متاسفانه رازداری و عدم صراحت مقامات حکومتی درباره موج دوم زندانیان چپ شامل آیتالله منتظری هم میشود، چرا که او نیز تنها یک بار و آن هم به عنوان موضوعی فرعی به اعدام زندانیان چپ اشاره دارد، زمانی که خاطره ادعای بی خبری رئیس جمهور وقت علی خامنهای از موج اول اعدام زندانیان مجاهد را تعریف میکند. این روایت که در صفحه ۶۳۹ جلد اول کتاب خاطرات او آمده میگوید که آقای خامنهای ادعای بی خبری را روزی بیان کرده که خبر اعدام «تند تند» زندانیان چپ را برای آقای منتظری آورده بوده. تاسف آورتر نیز این است که با وجود خبردار شدن از موج دوم اعدام زندانیان چپ، در هیچ منبعی نه اقدامی از سوی آیتالله منتظری برای توقف این اعدامها ذکر شده و نه کلامی درباره محکوم کردن یا افشای صریح رازهای آن.
اواخر آذر و اوایل دی ۱۳۹۸ احمد منتظری (بیانیه تصویری) و سپس سعید منتظری (مصاحبه با بی بی سی فارسی) اعلام کردند که نهادهای حکومتی از انتشار یک فایل صوتی دیگر که مربوط به دیدار دوم پدرشان در دی ماه ۱۳۶۷ با مجریان اعدامها در تهران است جلوگیری کردهاند. درباره محتوی فایل دوم سعید منتظری گفته بود «همین قصه است که خامنهای اظهار بی اطلاعی میکرده یا [آیتالله منتظری] گفتن چرا حرفها [ی دیدار اول] را به امام نگفتید … اضافه بر خاطرات چیز مهمی توی آن نیست و اینها همه مستندات خاطراتاند». با این وجود از آنجا که زمان دیدار دوم پس از موج دوم اعدام زندانیان چپ بوده، این امیدواری ایجاد شد که شاید در فایل صوتی دوم از آیتالله منتظری عکسالعمل جدی یا افشاگری واقعی درباره اعدام زندانیان چپ شنیده شود.
اما متاسفانه در فایل صوتی دوم هم که ۲۵ فروردین امسال توسط بیبیسی فارسی منتشر شد، تنها کمتر از یک دقیقه به موج دوم اعدام زندانیان چپ اشاره دارد. موضوع اصلی این یک دقیقه هم همان «قصهٔ بی خبری خامنهای» از اعدام زندانیان مجاهد است که در خاطرات آیتالله منتظری هم آمده و در آن اشارهای هم به موج دوم اعدام زندانیان چپ شده.
با این وجود بیبیسی فارسی و اکثر افرادی که تاکنون درباره فایل صوتی جدید اظهارنظر کردهاند، آن را سندی جدید از کشتار زندانیان چپ دانستهاند، با این تاکید که وجود حُکم دومی از خمینی برای اعدام زندانیان چپ را هم تایید میکند.
اما نگارنده معتقد است که فایل جدید تنها یک نکته جدید مهم درباره اعدام زندانیان چپ دارد که آن نیز نه تنها فرضیه صدور حکم دومی از سوی خمینی را تایید نمیکند بلکه آن را تضعیف هم مینماید.
فایل صوتی جدید و فرضیهٔ «خمینی برای اعدام زندانیان چپ حکم دومی صادر کرده»
قصه بی خبری خامنهای از اعدام مجاهدین که اشارهای هم به اعدام زندانیان چپ دارد در کتاب خاطرات آیتالله منتظری–که دوازده سال پس از اعدامها منتشر شده–و در فایل جدید دیدار ۹ دی ۱۳۶۷–که مربوط به چهار ماه پس از اعدام هاست–با تفاوتهای مهمی روایت شده است. مقایسه دو روایت اهمیت این تفاوتها را نشان میدهد.
|
دو روایت حسینعلی منتظری از دیدار علی خامنهای برای مطلع کردن او از اعدام زندانیان سیاسی چپ |
|
|---|---|
|
منبع: صفحه ۶۳۹ جلد اول خاطرات حسینعلی منتظری، انتشار ۱۳۷۹ |
منبع: دقیقه ۸:۵۴ تا ۹:۴۳ فایل صوتی دیدار ۹ دی ۱۳۶۷آ حسینعلی منتظری با مجریان اعدامها |
|
بالاخره این جریان گذشت بعد از مدتی یک نامه دیگری از امام گرفتند برای افراد غیرمذهبی که در زندان بودند، در آن زمان حدود پانصد نفر غیرمذهبی و کمونیست در زندان بودند، هدف آنها این بود که با این نامه کلک آنها را هم بکنند و به اصطلاح از شرشان راحت بشوند، اتفاقا این نامه به دست آقای خامنه ای رسیده بود، آن زمان ایشان رئیس جمهور بود، به دنبال مراجعه خانواده های آنان ایشان با متصدیان صحبت کرده بود که این چه کاری است که می خواهید بکنید دست نگه دارید، بعد ایشان آمد قم پیش من با عصبانیت گفت: “از امام یک چنین نامه ای گرفته اند و می خواهند اینها را تندتند اعدام کنند”، گفتم: “چطور شما الان برای کمونیست ها به این فکر افتاده اید؟ چرا راجع به نامه ایشان در رابطه با اعدام منافقین چیزی نگفتید؟” گفتند: “مگر امام برای مذهبی ها هم چیزی نوشته ؟!” گفتم: “پس شما کجای قضیه هستید، دو روز بعد از نوشته شدن آن نامه به دست من رسید و این همه مسائل گذشته است، شما که رئیس جمهور این مملکت هستید چطور خبر ندارید؟!” حالا من نمی دانم ایشان آیا واقعا خبر نداشت یا پیش من این صحبت ها را می کرد. |
آقای خامنهای شب اینجا بوده. بعد صحبت که بله من با آقای نیری دعوا کردم و نمیدونم چطور این اتفاق افتاد و اینها، گفتم که امام خودش علیه … گفت کی؟ اصلا آقای خامنهای نمیدونسته که آقای خمینی یه چیزی نوشته، رئیسجمهور کشور خبر نداشته که آقای خمینی یه نامه نوشته [برای اعدام مجاهدین] و دست اطلاعات هست و تحصیل کرده فهمیده. اون [خامنه ای] فقط به خیالش بعد [از اعدام مجاهدین] آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلا چپیها و اینها. اونوقت، اونجا من دعوا کردم ایشون [خامنه ای] رو. گفتم آقا! گفت اِاِ مگه چیز دیگهاس؟ گفتم بابا جون اون نامه امام [درباره اعدام مجاهدین] اصل کاری بوده، بعد اینها [نیری] دنبال چیز دیگه بودن. |
در فایل جدیدِ دیدار ۹ دی ۱۳۶۷، آیتالله منتظری، که طبیعتاً نسبت به زمان انتشار کتاب خاطراتش در سال ۱۳۷۹حافظه قویتری داشته، میگوید: «اون [خامنهای] فقط به خیالش بعد [از اعدام مجاهدین] آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلاً چپیها». اگر کلمات «به خیالش» و «مثلا چپیها» حاکی از این نباشد که نیری به خامنهای دروغ گفته و اصلا نامهای هم در کار نبوده، تنها برداشتی که میتوان از این عبارت داشت این است که نیری به قصد گرفتن حکمی از خمینی و یا شاید تنها به قصد آگاه کردن او درباره اعدام زندانیان چپ «به امام نامه نوشته». پرسش مهم در اینجا این است که اگر نیری در گرفتن حکم موفق شده بود، عجیب نیست که منتظری بجای اینکه بگوید «امام به آقای نیری نوشته» گفته «آقای نیری به امام نوشته»؟ در عبارت بعد نیز که منتظری میگوید «گفتم بابا جون اون نامه امام [درباره اعدام مجاهدین] اصل کاری بوده، بعد اینها [نیری] دنبال چیز دیگه بودن»، عجیب نیست که منتظری بجای اینکه بگوید «بعد اینها [نیری] چیز دیگه گرفتند» گفته «بعد اینها [نیری] دنبال چیز دیگه بودن»؟ همچنین، با توجه به اینکه گفته میشود نیری در این جلسه حضور داشته، عجیب نیست که منتظری از او نخواسته حُکم را ببیند؟ یا دَستکم از محتوی آن سوال کند؟ یا درباره آن با حاضرین در جلسه جملهای رد و بدل نماید؟
بنظر نگارنده، با توجه به اینکه در ۳۶ سال گذشته نسخهای از حکم دوم و حتی یک جمله از محتوی آن افشا نشده است، عبارات مذکور این احتمال را تقویت میکنند که خمینی حکمی برای اعدام زندانیان چپ صادر نکرده و این اعدامها را از ابتدا تا انتها قاضی شرعِ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، حسینعلی نیری، برنامهریزی و اجرا کرده است، حال چه سعی کرده از خمینی حکمی هم بگیرد و موفق نشده و چه اصلا سعی هم نکرده باشد. از اظهارات ۹ شهریور ۱۳۶۷ سخنگوی شورای عالی قضایی (مرتضی مقتدایی) که در آن از قُضات خواسته تا در برخورد با گروهکهای «مُلحد» و «جاسوسان به نفع اَجانب» سعی کنند «اَشداء علی الکفار» عمل کنند، میشود فهمید که کل یا اکثر اعضای این شورا موقع اعدام زندانیان چپ از آن خبر داشتند و مدافع آن بودند. (روزنامه اطلاعات، ۱۰ شهریور ۱۳۶۷) این اظهارات میتواند تاییدی هم باشد بر این که خمینی حکمی برای اعدام زندانیان چپ صادر نکرده، چرا که اگر کرده بود سخنگوی شورای عالی قضایی باید درخواست عمل «اَشداء علی الکفار» را از قول خمینی میکرد و نه از طرف شورای عالی قضایی و اساسا نیز این گونه اطلاعرسانی عمومی ضرورتی پیدا نمیکرد.
تحقیقات غیرمیدانی که نگارنده در سالهای اخیر درباره اعدام زندانیان چپ در شهریور ۱۳۶۷ داشته، حتی پیش از انتشار فایل جدید هم نشان داده بود که احتمال عدم صدور حکمی از سوی خمینی برای اعدام زندانیان چپ از احتمال صدور آن بسیار بیشتر است. شواهد اصلی این نتیجهگیری دادههای بستر حقوقی تاریخی اعدامها است. این دادهها نشان میدهند که خمینی از همان ابتدای استقرار جمهوری اسلامی طبق دُکترین «مَصلحت اسلام و نظام بر اجرای حُدود اَرجحیت دارد» به دستگاه قضایی توصیه کرده بود که برای جلوگیری از اعتراضات بینالمللی بهتر است قُضات کسی را تنها برای جرم اِرتداد اعدام نکنند. اینکه جرم اِرتداد درهر سه نسخه قانون مجازات اسلامی (۱۳۶۱، ۱۳۷۰، ۱۳۹۲) غیرشفاف ذکر شده نیز بر اساس همین دُکترین است. در عمل نیز، چه پیش از تابستان ۱۳۶۷ و چه پس از آن، بجز یک مورد که از سوی خانواده کشیش حسین سودمند درباره اعدام او به جرم اِرتداد در مشهد در سال ۱۳۶۹ گزارش شده، هیچ منبع رسمی یا غیر رسمی اعدامی را که تنها برای جرم اِرتداد اجرا شده باشد گزارش نکرده است. همچنین، در همه این سالها احکام اعدامِ علنی شدهای که تنها برای اِرتداد صادر شدهاند، همگی در مراحل بالاتر لغو گردیدهاند، تنها استثنا اعدام ناگهانی و مخفیانه چند صد زندانی سیاسی چپ به جرم اِرتداد در تهران در شهریور ۱۳۶۷ است. با در نظر گرفتن این دادهها این فرضیه که خمینی پس از یک دهه توصیه که بهتر است برای حفظ مصالح نظام افراد تنها برای اِرتداد اعدام نشوند، ناگهان دستور بدهد صدها نفر را به جرم ارتداد اعدام کنید معقول بنظر نمیرسد. این پرسشها هم وجود دارند که اگر حکمی از سوی خمینی صادر شده، چرا فقط برای زندانیان تهران بوده؟ چرا طبق اظهارات حداقل سه مقام حکومتی که به اعدام زندانیان چپ مستقیم یا غیرمستقیم اشاره داشتهاند (علی اکبرهاشمی رفسنجانی، مصطفی تاجزاده و حسن روزی طلب) این اعدامها با دستور خمینی نیمهکاره متوقف شدند؟ آیا اصلا ممکن است «رهبر» و «مجتهدی» در طراز خمینی حکمی بدهد که نیمه کاره آن را پس بگیرد؟
شواهد مدافعان فرضیه «خمینی برای اعدام زندانیان چپ حکم دومی صادر کرده»
مدافعان فرضیه «خمینی برای اعدام زندانیان چپ حکم دومی صادر کرده» توجهای به دادههای حقوقی تاریخی ندارند و استناد آنها تا کنون تنها به قصه بیخبری خامنهای از اعدام زندانیان مجاهد در کتاب خاطرات منتظری بوده است. (ر.ج. به ستون اول جدول بالا) منتظری در آنجا از قول خامنه ای گفته «پس از مدتی نامه دیگری از امام گرفتند [برای زندانیان غیرمذهبی]» و «این نامه بدست آقای خامنهای رسیده بود». اما این روایت تنها وقوع موج دوم اعدام زندانیان را تایید میکند. موضوع گرفتن «نامه دیگری از امام» و «بدست آقای خامنه ای رسیده» نمیتواند به تنهایی سند وجود حکم دومی برای اعدام زندانیان چپ محسوب شود، چرا که واقعه تحت شرایطی بیان شده که احتمال خطای حافظه گوینده بالا است: در سن ۷۸ سالگی، ۱۲ سال پس از واقعه، و جزئیاتی که با سه تواتر منتقل شده اند (از نیری یا دیگر مجریان اعدامها به خامنه ای و سپس از خامنهای به منتظری و در آخر از منتظری به تدوین کنندگان خاطرات).
بنظر نگارنده روایت متفاوتی که از همین قصه بیخبری خامنهای در فایل صوتی جدید گفته شده احتمال خطای حافظه آیتالله منتظری در روایت کتاب خاطرات را دو چندان میکند. علت نزدیکتر بودن روایت فایل جدید به حقیقت این است که آیتالله منتظری آن را چهار ماه پس از اعدامها و در محفل خودیها گفته، آن زمان ۱۲ سال جوانتر بوده، و موضوع هم با تواتر کمتری منتقل شده. در روایت فایل جدید، هیچ اشاره ای به «نامه دیگری از امام گرفتند» و «این نامه به دست آقای خامنه ای رسیده» وجود ندارد. در فایل جدید آیتالله منتظری فقط میگوید زمانیکه خامنهای درباره اعدام «چپیها» با نیری «دعوا کرده»، نیری ادعا کرده «به امام نامه نوشته». این را هم معلوم نمیکند که آیا قصد نیری از نامه نوشتن به امام صرفاً آگاه کردن او از اعدام زندانیان چپ بوده یا گرفتن حکم دومی برای اعدام آنها؟
بجز خطای حافظه، یک دلیل دیگر برای متفاوت بودن روایتها میتواند این باشد که آیتالله منتظری، هماهنگ با دیگر مقامات حکومتی، مصلحت نظام ندانسته که در کتاب خاطراتی که عمومی است حقیقتی را افشا کند که عمق شناعت قوانین کیفری و نظام قضایی جمهوری اسلامی را عیان میکند: اینکه یک قاضی به تنهایی در عرض کمتر از یک هفته حکم اعدام چند صد نفر را به جرم ارتداد «قانوناً» و «شرعاً» صادر و اجرا کرده است.
چشم پوشی از ایرادات گفته کتاب خاطرات آیتالله منتظری و سوگیری نسبت به فرضیه وجود حُکم دومی از سوی خمینی برای اعدام زندانیان چپ پیش از انتشار فایل صوتی جدید هم آن چنان شدید بوده است که حتی نویسندگان گزارش دسامبر ۲۰۱۸ سازمان عفو بینالملل زمانیکه آن را بازگو میکنند، این شاخ و برگ ساختگی که خامنهای با «نسخه کاغذی» حکم دوم به دیدار منتظری رفته را هم به متن خاطرات اضافه میکنند. (اَسرار به خون آغشته: کشتار ۶۷ – جنایتی علیه بشریت که همچنان ادامه دارد، ص ۹۹) جِفری رابرتسون نیز در گزارش سال ۲۰۱۱ خود هنگام استدلال برای وجود حُکم دوم کاملا به بیراهه میرود. او بدون ذکر هیچ منبعی به یک «ادعا» از منتظری استناد میکند که گویا خمینی این «فتوای مخفیانه دوم» را ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ صادر کرده، در حالیکه نه تنها چنین ادعایی از منتظری وجود ندارد، تاریخ ادعا شده هم که منطقا باید پیش از شروع اعدام ها باشد (حدود ۵ شهریور)، چند روز پس از تاریخ پایان یافتن اعدامها (حدود ۱۰ شهریور) است. رابرتسون در ادامه نیز «فتوای دوم» را به حُکمی وصل میکند که خمینی واقعاً در ۱۳ شهریور همان سال برای سَلب حق تَعزیرات حکومتی (مجازات برای تخلفاتی مثل گرانفروشی و اِحتکار) صادر کرده و در روزنامههای وقت هم چاپ شده بود. واضح است که این حکم هیچ ربطی به اعدام زندانیان سیاسی ندارد. (قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸، صفحات ۶۳-۶۴)
پردازشهای جنجالی بیبیسی فارسی از گفتههای آیتالله منتظری در فایل صوتی جدید
انتشار فایل جدید دیدار دوم آیتالله منتظری با مجریان اعدامها در تهران توسط بیبیسی فارسی قطعا جای تقدیر دارد. اما عناوین و پردازشهای جنجالی که این رسانه هنگام نشر فایل جدید تولید کرده است انتظاراتی را ایجاد کردهاند که با مراجعه به فایل برآورده نمیشوند.
از فایل ۲۷ دقیقهای که قرار است «تازهترین سند درباره کشتار بزرگ زندانیان سیاسی چپ» باشد و «جزئیاتی از اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ را مطرح کند که در ۳۶ سال گذشته در هالهای از ابهام قرار داشته»، ۹ ذقیقه اول هیچ ربطی به کشتار ۶۷ ندارد. از ۱۸ دقیقه باقیمانده ۱۷ دقیقه مربوط به موج اول اعدام زندانیان مجاهد است. تنها کمتر از یک دقیقه به موج دوم اعدام زندانیان چپ اشاره دارد.
این یک دقیقه را نیز، همانطور که پیشتر هم تاکید شد، میتوان در این عبارت آیتالله منتظری که «آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلاً چپیها» خلاصه کرد. در پردازشهای بیبیسی فارسی اما، فاعل و مفعول این عبارت خیلی آسان با یک چرخش قلم عملا جابجا شدهاند. به زعم بیبیسی فارسی:
«در این فایل آیتالله منتظری از حکم دیگری میگوید که آیتالله خمینی در پاسخ به نوشتهای از “حسینعلی نیری” صادر کرده است». (۲۵ فروردین ۱۴۰۴)
«برای اولین بار مشخص میشود که آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی حکم دومی برای اعدام زندانیان چپ و مارکسیست صادر کرده است». (۲۷ فروردین ۱۴۰۴)
تحریف عبارت «آقای نیری به امام نوشته» به عباراتی که برابر است با «امام به آقای نیری نامه نوشته»، میتواند مصداق خطای شناختی باشد که به آن سوگیری تاییدی ( confirmation bias، گرایش به جستجو در اطلاعات یا تعبیر کردن آن به نحوی که باورها یا فرضیههای خودِ شخص را تأیید کند) میگویند. نمونههایی که پیش تر ذکر شد نشان میدهند که سوگیری تاییدی میتواند در کار پژوهشی منجر گردد به دستکاری در مستندات، توسل به ادعاهای غیرموثق، و تعبیرهای بیربط. مورد اخیر رسانه بیبیسی فارسی نشان میدهد که سوگیری تاییدی در کار روزنامهنگاری میتواند منجر گردد به تولید خبرهای جنجالی اما تحریف شده و غیرموثق.
بیبیسی فارسی علاوه بر تحریف عبارت فوق، با تعمیم کُل ۱۷ دقیقه گفتههای دیگر آیتالله منتظری، که افشاگری یا انتقادات موجود در آن منحصر به اعدام زندانیان مجاهد است، به اعدام «زندانیان سیاسی» بطور کلی یا مشخصاً «زندانیان سیاسی چپ»، موضع او نسبت به اعدام زندانیان چپ را نیز شدیداً تحریف میکند. به زعم بیبیسی فارسی:
«در فایل جدید آیتالله منتظری از اینکه کسی حاضر نیست مسئولیت اعدام زندانیان چپ را بپذیرد و مقام های حکومتی درباره این اعدام ها اظهار بی اطلاعی می کنند بشدت ناراحت است.» (۲۵ فروردین ۱۴۰۴)
«آیتالله منتظری مسئولیت اعدام زندانیان چپ را هم متوجه احمد خمینی کرده است.» (۲۵ فروردین ۱۴۰۴).
«آیت الله منتظری از نقش شماری از مقامات اَرشد وقت و فعلی در گرفتن نامه از آیتالله خمینی برای اعدام زندانیان چپ انتقاد کرده است.» (۳۰ فروردین ۱۴۰۴)
اما هیچکدام از این ادعاها در فایل صوتی جدید وجود ندارند. در کتاب خاطرات منتظری یا مستند دیگری هم وجود ندارند. این ادعاها با مصاحبه دی ۱۳۹۸ سعید منتظری با بیبیسی فارسی هم منطبق نیستند. در آن مصاحبه سعید منتظری گفته بود «اضافه بر خاطرات چیز مهمی توی [فایل جدید] نیست و اینها [گفته های فایل جدید] همه مستندات خاطراتاند».
متاسفانه، تعمیم گفتههای منتظری درباره اعدام زندانیان مجاهد به اعدام زندانیان چپ تنها یک اشتباه قابل گذشت در برداشت یا پردازش نیست، تحریف یک واقعیت تاریخی مهم است، این واقعیت که در مستندات موجود بجز ایجاد شبهه درباره صدور «حکم دومی از خمینی» برای اعدام زندانیان چپ، هیج نشانهای از اینکه آیت الله منتظری نسبت به این اعدامها انتقاد یا افشاگری جدی کرده باشد وجود ندارد.
نگرانی از فقدان حکمِ دومی از خمینی
یک نگرانی که در اظهارات بسیاری از مدافعان فرضیه «صدور حکم دومی از خمینی برای زندانیان چپ» وجود دارد این است که اگر محاکمهها و اعدامهای زندانیان چپ بدون حکم خمینی ارتکاب یافته باشند، دیگر «نظاممند» محسوب نمیشوند، و در نتیجه مشمول «جنایت علیه بشریت» نمیگردند. این در حالی است که اگر به بستر حقوقی تاریخی این محاکمهها و اعدامها توجه کنیم، خواهیم دید که چه خمینی حکم داده باشد و چه نداده باشد، «نظاممند» بودن این اعمال در قوانین کیفری جمهوری اسلامی تضمین شده است. طبق این قوانین، که حکومت جمهوری اسلامی آگاهانه و عامدانه از ابتدای استقرار خود از جمله برای سرکوب و نابودی مخالفین سیاسی و مذهبی وضع نمود، قُضات در هر زمان و مکانی مجاز بوده و همچنان هستند که افراد بیشماری را به جرم اِرتداد محاکمه و اعدام کنند. در نتیجه، این نادیده گرفتن شناعت ذاتی دستگاه اعدام قضایی جمهوری اسلامی و بویژه جُرمِاِنگاری اِرتداد در قوانین کیفری آن است که جنایت علیه بشریتِ محاکمه و اعدام چند صد زندانی سیاسی چپ به جرم ارتداد را کوچکنمایی میکند و نه فقدان حکمی از خمینی.
نگرانی دیگر این است که اگر بپذیریم خمینی حکمی برای اعدام زندانیان چپ نداده او را «سفیدشویی» کردهایم. این در حالی است که اگر به بستر حقوقی تاریخی این محاکمهها و اعدامها توجه کنیم، باز هم خواهیم دید که جرم اِرتداد نه تنها با تایید خمینی وارد قوانین کیفری گردیده، بلکه مفاد آن هم از رساله تحریرالوسیله او (کتاب مواریث مساله ۱۰ و کتاب حدود/ارتداد مساله ۱-۵) اقتباس شده است. چند صد زندانی چپ نیز دقیقاً طبق این مفاد در شهریور ۱۳۶۷ محاکمه، شکنجه و/یا اعدام شدند.
در قوانین حقوق بشر و کیفریِ بینالمللی، صِرف جُرم اِِنگاری اِرتداد، نقض فاحش حقوق بشر محسوب میشود، محاکمه هر انسانی به جرم اِرتداد، صرفنظر از کیفیت آن محاکمه (حق داشتن وکیل و تجدیدنظر و غیره)، «اختصاری» (summary) و مصداق «شکنجه» محسوب میشود، و هر اعدامی برای جرم اِرتداد، «قتل عمد قضایی» شمرده میشود. طبق اَساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، برای اینکه یک محاکمه اختصاری، شکنجه و/یا قتل عمد قضایی «جنایت علیه بشریت» محسوب شود لازم نیست که هم «گسترده» و هم «نظام مند» باشد. یکی از این ویژگیها هم کافی است. ولی در مورد هر دو موج اعدام های سیاسی تابستان ۱۳۶۷ اتفاقا اینگونه بوده است که علاوه بر گستردگی، «نظام مند» هم بودهاند، چرا که ابزار جنایت علیه هر دو گروه زندانیان چپ و مجاهد را قوانین کیفری جمهوری اسلامی–بویژه جُرمانگاری «اِرتداد» و «مُحاربه»–فراهم کرده است. از این رو حتی در مورد زندانیان مجاهد نیز اگر خمینی حکمی صادر نکرده بود، باز هم اعدام آنها «نظام مند» محسوب میشدند. (ر.ج. کشتار ۱۳۶۷؛ ابزار «شرعی و قانونی» شکنجه و قتل عمد قضایی زندانیان مجاهد چه بود؟)
سخن آخر
آیتالله منتظری به واسطهٔ تلاشی که در جهت توقف موج اول مرداد ۱۳۶۷ اعدام زندانیان سیاسی مجاهد داشته و همچنین جنایت خواندن و محکوم کردن و افشاگریهای صریح و جدی درباره این اعدامها، قطعاً شایسته تقدیر است.
اما در رابطه با اعدام زندانیان چپ هیچ نشانهای از تلاش آیتالله منتظری برای توقف آن، جنایت خواندن و محکوم کردن آن، و افشای صریح و جدی رازهای آن وجود ندارد. تنها عکسالعمل آیتالله منتظری نسبت به اعدام زندانیان چپ ایجاد شبهه درباره «حکم دومی از خمینی برای اعدام زندانیان چپ» بوده است.
اولویت دادن به فرضیه «خمینی برای اعدام زندانیان چپ حکم دومی صادر کرده» باعث گردید که پیش از فوت آیتالله منتظری کسی از ایشان سوالهای کلیدی این اعدامها را نپرسد، از جمله اینکه: زمانی که اِرتداد را طبق مفاد رسالهٔ تحریرالوسیله آیتالله خمینی–که با مفاد «رساله توضیح المسائل فقیه و مرجع عظیم الشان حضرت آیت الله العظمی منتظری» (مساله ۳۲۱۰ تا ۳۲۱۷) تفاوت چندانی ندارد–وارد قوانین کیفری ایران کردید، آیا نمیدانستید که این جرمانگاری کارت سفیدی خواهد شد در دست یک قاضی تا در عرض کمتر از یک هفته چند صد نفر را «قانوناً» و «شرعاً» به جرم اِرتداد اعدام کند؟
اکنون نیز که همچنان باید جویای راههایی جدید برای کشف تمام حقیقت باشیم، ادعاهای واهی درباره آنچه که آیتالله منتظری نکرده و نگفته و درباره برملا شدن جزئیاتی که واقعیت ندارند، علاوه بر تحریف یک حقیقت تاریخی مهم، ما را از مسیر درست این اکتشاف منحرف میکند.
مقالات و وبینارهای نویسنده درباره کشتار ۶۷، دادگاه حمید نوری، و دادخواهی را میتوانید در سایت «نگاه دیگر – دیدگاه های دلجو آبادی» ملاحظه کنید.


نظرات
سالهاست بازماندگان قتلعام زندانیان چپ در سال ۶۷، خاطرات را بیسند حمل میکنندما میدانستیم چه دیدهایم. میدانستیم چه از دست دادهایم. اما نبودِ ثبت رسمی — غیبتِ حکم، نام، یا سند — شکلی دیگر از خشونت بود. حذفِ دوبارهی کشتههایمان.
کار خستگیناپذیرت دلجوجان امتناع از چشمپوشی از جنبههای حقوقی و ساختاری این جنایت و جایگاه کشتهشدگان را در تاریخ بازسازی کرده است. اعدامهای چپها نه از سر غفلت، بلکه با قصد حذف انجام شد. با برجسته کردن بود یا نبود فتوای دوم، با پیگیری تناقضهای روایت منتظری، با بازگشت مداوم به این پرسش که چهکسی چه دستوری داد به ما چیزی بیش از سند به ما دادهاید: من بهعنوان کسی که با چشم خود از خاوران عبور کرده، و مینویسد تا یاد کسانی را زنده نگه دارد که سنگ قبر هم نداشتند، ازت ممنونم کارت ، همان است که حکومت هیچگاه نمیخواست انجام شود.این تراژدی تنها بر خاک میهن ما سایه نیفکنده است در کشتزارهای مرگ کامبوج، زیر سایهی حکومت ایدئولوژیک پل پوت و خمرهای سرخ، کابوسی از همان دست رقم خورد. آنان کشور را به «سال صفر» بازگرداندند و به بهانهٔ ساختن جامعهای پاک و بیطبقه، روشنفکران، معلمان، پزشکان و هر که شهرنشین بود را دشمن پنداشتند و به نابودی محکوم کردند. کافی بود کسی عینک بر چشم داشته باشد یا به زبانی خارجی سخن بگوید
صدها هزار انسان را بیهیچ محاکمهای کشتند و پیکرشان را در گورهای دستهجمعی رها کردند
گورهایی که سکوت سنگینشان بعدها فریادی شد و نام «کشتزارهای مرگ» گرفت.با همین منطق شوم در تابستان ۱۳۶۷ به فرمان حاکمان، هزاران زندانی سیاسیِ عمدتاً چپگرا و آزادیخواه را شتابزده و فراقانونی اعدام کردند
و پیکر بسیاری از آنان را در گورهای بینشانِ خاوران پنهان ساختند
. خاوران ما و کشتزارهای مرگ آنان، هر دو گواهاند که چگونه ایدئولوژی میتواند بهانهٔ قتلعام و دفن حقیقت شود.
یکشنبه, ۱۴ام اردیبهشت, ۱۴۰۴