* این مصاحبه در ۱۸ فوریۀ ۲۰۲۵ در وبسایت «حزب مارکسیست-لنینیست آلمان» قرار گرفته و با تأخیر ترجمه و منتشر شده است. م
هیئت تحریریۀ راه انقلابی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان
بحث پسزمینه، گفتگوی سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ) با اشتفان انگل در مورد بحران ناتو. برنامۀ بحث پسزمینه، قسمت ۱۰.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): با شما هستیم با یک بحث پسزمینۀ جدید. خوش آمدید، اشتفان انگل. امروز میخواهیم در مورد تحولات جاری پیرامون ناتو صحبت کنیم. کنفرانس امنیتی کنونی در مونیخ در تاریخ ماندگار خواهد شد. این کنفرانس از اهمیت سیاسی جهانی برخوردار است.
اشتفان انگل: بله، درست است. بلافاصله قبل از این کنفرانس امنیتی، دونالد ترامپ گفتوگوی تلفنی طولانیمدت خود را با ولادیمیر پوتین با این درک که مذاکرات صلح دربارۀ جنگ اوکراین اکنون آغاز خواهد شد، انجام داد. اینکه آیا این کار میکند یا نه، بحث دیگری است. اما آنچه قابل توجه است این است که این کار ورای دولت اوکراین و همچنین دولتهای اروپایی، متحدان ایالات متحدۀ آمریکا انجام میشود. این یک تلاش انفرادی ناهماهنگ است که ناتو را در یک بحران عمیق فرو میبرد.
ناتو ائتلافی است که در آن طیف وسیعی از شرکا، ظاهراً در موقعیتی برابر با یکدیگر کار میکنند. اما ترامپ اکنون سیاست “آمریکا مقدم است” خود را در حوزه سیاست خارجی نیز اعمال میکند و به تحریک شرکای اروپایی خود میپردازد. در مورد معنای همۀ اینها غوغای زیادی به وجود آمده است. زلنسکی رئیس جمهور اوکراین اعلام کرده است که هیچ صلحی را که با خود اوکراین منعقد نشده باشد، نمیپذیرد. متحدان اروپایی جلسات پرتنشی را در مورد اینکه چه نتایجی باید گرفته شود برگزار کردند. اما واقعیت این است که ناتو در یک نقطۀ عطف قرار دارد و در شکل کنونی خود، دیگر قادر به اقدام نیست.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): شما میگویید ترامپ ناتو را در یک بحران عمیق فرو میبرد. این دقیقاً به چه معناست؟
اشتفان انگل: به نظر میرسد که ایالات متحده از پروژههای مشترک ناتو، بهویژه حمایت از اوکراین، خارج میشود. آنها میگویند که اروپاییها اکنون باید مشکلاتشان را خودشان حل کنند، زیرا بهخوبی میدانند که نیروهای نظامی اروپایی در موقعیتی نیستند که بتوانند حمایتهایی را که امپریالیسم آمریکا تا به امروز از نیروهای مسلح اوکراین و جامعۀ اوکراین انجام داده است، جبران کنند. این یک موقعیت جدید و یک فرصت برای پوتین است که اکنون میتواند خواستههای خود را تا حد زیادی برآورده کند.
ترامپ در حال دادن امتیازات گسترده به پوتین است. از یک طرف، او میگوید که اوکراین تحت هیچ شرایطی نمیتواند به ناتو بپیوندد، چیزی که در گذشته همیشه یک گزینه بود. از سوی دیگر او میگوید اوکراین باید با واگذار کردن قلمروی خود به روسیه امتیازاتی بدهد. تقریباً یک پنجم اوکراین در حال حاضر توسط روسیه اشغال شده است، بهویژه منطقۀ دونتسک، که به لحاظ منابع یکی از غنیترین مناطق در جهان است.
این یکی از اهداف کلیدی جنگ اوکراین را از روی میز حذف خواهد کرد. اوکراین میخواست از حاکمیت ملی خود دفاع کند و نیروهای روسیه را از اوکراین بیرون راند. بدیهی است که این دیگر اصلاً موضوعیت ندارد.
در عین حال، روسیه از سوی ناتو به عنوان یک تهدید نظامی تلقی میشود. دولتهای اروپایی در حال حاضر خود را در موقعیتی نمیبینند که مستقلاً با این تهدید مقابله کنند. این یک وضعیت جدید است که بلافاصله به نشست ویژه در پاریس منجر شد.
این بخشی از سیاست ایالات متحده برای ایجاد تفرقه در اتحادیۀ اروپا و شرکای ناتو است. ترامپ به طرز ماهرانهای با وارد کردن دولتهای پروفاشیست و بهشدت مرتجع مانند ویکتور اوربان در مجارستان یا جورجا ملونی در ایتالیا و برقراری روابط ویژۀ معینی برای این امر تدارک دیده است. این دولتها در کنار ترامپ قرار دارند، در حالی که نمایندگان اصلی کشورهای اروپایی مخالف طرح صلح ترامپ هستند.
بدیهی است که این وضعیت بهعمد ایجاد شده است. این امر همچنین به این موضوع مربوط میشود که ترامپ به طور کلی سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل، سازمان بهداشت جهانی، توافقنامههای آب و هوایی پاریس و غیره را رد میکند. او شروع به از بین بردن سیستماتیک سازمانهای بینالمللی میکند تا همزمان وزن ایالات متحده را افزایش دهد. این یک سیاست خارجی امپریالیستی تهاجمی است. این چندان بر اساس اتحادها نیست؛ بلکه در عوض، ایالات متحده میخواهد در رابطه با اینکه در همهجای جهان چه اتفاقی بیفتد تعیینکننده باشد. این به طور طبیعی با منافع امپریالیستی کشورهای دیگر در تضاد است.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): اقدامات ترامپ یک تحریک آشکار برای شرکای اروپایی است.
اشتفان انگل: البته. جی. دی. ونس معاون رئیس جمهور ترامپ از کشورهای اروپایی به دلیل عدم همکاری کافی با احزاب فاشیست انتقاد کرد. در آلمان، او خواستار انتخاب آلترناتیو برای آلمان و حضور آن در دولت آینده شده است. اینکه آمریکا در منازعات سیاسی داخلی، در انتخابات دخالت میکند و اکنون میخواهد سیاستهای فاشیستی خود را به کشورهای دیگر منتقل کند، تازگی دارد.
جی. دی. ونس بهوضوح گفت که آلترناتیو برای آلمان باید مورد حمایت قرار گیرد، مبارزه با مهاجران باید افزایش یابد و “آزادی بیان” باید احیا شود. مبارزه با احزاب فاشیست و تبلیغاتشان “آزادی بیان” را نقض میکند. این یک استدلال فاشیستی بسیار عوامفریبانه است. این نشان میدهد که مرحلۀ جدید تهاجم امپریالیسم آمریکا تا چه اندازه با گسترش فاشیسم در سطح بینالمللی مرتبط است. تدارک برای جنگ و فاشیسم ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند و باید در آینده به صورت ترکیبی با آنها برخورد شود.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): در حال حاضر اروپاییها نسبت به آنچه که ترامپ انجام میدهد چه واکنشی نشان میدهند؟
اشتفان انگل: اروپایی ها مات و مبهوت هستند. آنها خواهان جدایی از ایالات متحده نیستند و همچنان امیدوارند که بتوانند با هم کار کنند.
آنها همچنین در عین حال، از این وضعیت برای پیشبرد جاهطلبیهای امپریالیستی خود استفاده میکنند. در نشست پاریس، آنها در مورد چگونگی مسلح شدن مجدد با هم در آینده بحث کردند. ترامپ از اروپاییها خواسته است که هزینههای تسلیحاتی خود را به پنج درصد تولید ناخالص ملی افزایش دهند. با محاسبۀ بودجۀ فدرال، این رقم بیش از ۴۰ درصد خواهد بود. این یک اقتصاد جنگی خواهد بود. بنابراین ترامپ آشکارا خواستار اقتصاد جنگی در اروپا است و اروپاییها بهوضوح این را رد نمیکنند. آنها میگویند “این مقدار کمی است”. اما به طور خاص این احزاب فاشیستی مانند آلترناتیو برای آلمان هستند که طرفداران واقعی آن هستند. آلترناتیو برای آلمان بلافاصله اعلام کرد که این کار درستی است. آلیس وایدل، نامزد این حزب میگوید که حتی این مقدار هم کافی نیست. متحدان فاشیست ترامپ قهرمانان این سیاست تهاجمی هستند.
این در عین حال، روشی برای تقویت اقتصاد نیز هست. در طول کل مباحثات، ذخایر تسلیحات بهشدت افزایش یافته است. در عرض چند روز، سهام راینمتال به تنهایی تقریباً ۳۰۰ واحد افزایش یافت و از ۷۰۰ به تقریباً ۱۰۰۰ رسید. همۀ ذخایر تسلیحات به معنای واقعی کلمه منفجر شدهاند، ۲۰، ۳۰، ۴۰ درصد.
بنابراین تسلیحات همچنین قرار است که راهی برای شروع اقتصاد نیز باشد. جی. دی. ونس آشکارا از دولتها به دلیل هزینههای بیش از حد برای مسائل اجتماعی انتقاد کرده است. آنها باید پول را در تسلیحات بگذارند و البته آن را از آمریکا بخرند.
بنابراین این در مورد تسلیحاتی است که با استفاده از دستاوردهای اجتماعی تودههای گسترده تأمین میشود. این امر معنای جدیدی به چرخش ارتجاعیای میدهد که به طور خاص توسط اتحادیۀ دموکرات مسیحی/اتحادیۀ سوسیال مسیحی و آلترناتیو برای آلمان میدهد. ما میتوانیم توقع داشته باشیم که خیلی چیزها اتفاق بیفتد.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): صدراعظم اولاف شولتس همیشه وانمود میکند که بسیار محتاط است. اما این دولت آلمان بود که قبلاً در سال ۲۰۲۳ دستورالعملهای سیاست دفاعی را تصویب کرده بود – این فرمان “عملیات آلمان” نام دارد.
اشتفان انگل: درست است. این فرمان تسلیح مجدد آلمان را مد نظر دارد که یک نظامیسازی فوقالعاده است. این به تشکیل بوندسور (نیروهای مسلح آلمان) اشاره دارد که قرار است تا سال ۲۰۲۹ برای جنگ آماده شود. این همچنین فراخوانی برای صنعت آلمان است تا خود را برای تولید جنگی آماده کند. همچنین به یک کارزار ایدئولوژیک برای ایجاد “اراده به دفاع” در میان مردم اشاره دارد. بدیهی است که این امر مشکلات زیادی برای آنها ایجاد میکند.
این طرح عملیاتی آلمان طراحی شده است تا به آلمان قویترین ارتش در اروپا و نقش رهبری در اروپا را اعطا کند. البته این امر پیامدهای گستردهای برای همۀ حوزههای اقتصادی، سیاسی و غیره دارد.
اگر به این فرمان دقت کنید، خواهید دید که با اظهارات رسمی دولت شولتس مطابقت ندارد. شولتس وانمود میکند که ما باید مراقب باشیم. به خصوص قبل از انتخابات، او خود را فردی معرفی میکند که آلمان را از ماجراجوییهای نظامی نجات میدهد. در واقع، این فرمان “عملیات آلمان” از دولت فدرال آمده و با آن هماهنگ شده است. در این فرمان آمده است که بوندسور باید یک بار دیگر به یک ارتش نظام وظیفه تبدیل شود. قرار است با “کار آموزشی”، تبلیغات برای بوندسور در همۀ عرصههای اجتماعی، در مدارس، دانشگاهها، تلویزیون و غیره راهاندازی شود. چیزهای زیادی در انتظار ما است. هزینۀ آن باید با مزایای اجتماعی مردم که به طور اساسی کاهش مییابد، پرداخت شود.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): مردم در مورد این طرحها چه میگویند؟
اشتفان انگل: مردم از تدارک جنگ خوشحال نیستند. یکی از مشکلات اصلی همین است. اگر جمعیت را پشت سر خود نداشته باشید، نمیتوانید جنگ به راه بیندازید. موجی از شوونیسم را تجربه خواهیم کرد.
در حال حاضر تعدادی روایت برای توجیه اینکه چرا “ما” باید به هر قیمتی دوباره مسلح شویم وجود دارد: گفته میشود که جنگ تجاوزکارانۀ روسها قریبالوقوع است. ما این را به عنوان یک توجیه در دهۀ ۱۹۷۰، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی هنوز وجود داشت دیدهایم. این در حال حاضر با جنگ در اوکراین بیشتر گسترش یافته است. ترسهایی در بین مردم ایجاد میشود، مبنی بر اینکه باید از خود دفاع کنیم. هدف این است که محدودیتها نسبت به جنگ کاهش یابد.
این تبلیغات برای ترساندن در قلب این استدلال شوونیستی قرار دارد. این دست کم یکطرفه است، چرا که تجاوز نه تنها از روسیه، بلکه از ناتو نیز صورت میگیرد. پس از اتحاد مجدد، ناتو متعهد شد که به سمت شرق گسترش نیابد – و امروز در مرز روسیه قرار دارد.
تقریباً همۀ کشورهای سابق شورای تعاون اقتصادی که تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی آن زمان بودند، اکنون به عضویت ناتو درآمده و مناطقی را علیه روسیه تشکیل میدهند.
جنگ اوکراین نیز در مورد چگونگی گنجاندن این کشور صنعتی بزرگ و غنی از مواد خام، در یکی از حوزههای نفوذ است: آیا در آوردن اوکراین به ناتو یا اتحادیۀ اروپا موفق خواهند بود و یا اینکه روسیه موفق خواهد شد اوکراین را به حوزۀ نفوذ خود بازگرداند.
بنابراین یکطرفه است که بگوییم “روسها متجاوز هستند و ما مدافع”. این امر با واقعیات مطابقت ندارد. این یک درگیری امپریالیستی است که در نتیجۀ رقابت عظیمی به وجود آمده که در سالهای اخیر ایجاد شده است. این با بحران اقتصادی و مالی جهانی ۲۰۰۸-۲۰۱۴ آغاز شد، زمانی که تولید بینالمللیشده در یک بحران عمیق قرار گرفت. در نتیجه، دولتهای فاشیستی در کشورهای امپریالیستی شکل گرفتند و درگیریها بر سر حوزههای نفوذ تشدید شد. روسیه کریمه را اشغال کرد. جنگ اسراییل علیه فلسطینیان، علیه لبنان و علیه کشورهای مختلف خاورمیانه را نیز میتوان چنین برشمرد، همچنانکه جنگ در سودان نیز از همین دست است. این همیشه مربوط به حوزههای نفوذ است.
این بحث باید به گونهای پیش برده شود که با امپریالیسم به مثابه یک کل، که با جنگ و تهدید جنگ، با نظامیسازی و اکنون نیز با فاشیسم همراه است، مورد مقابله قرار گیرد. این نتیجۀ جدیدی است که باید بگیریم.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): بنابراین اکنون پاسخ حزب مارکسیست-لنینیست آلمان چیست؟ در این زمان چه باید کرد؟
اشتفان انگل: اول از همه، این مناقشه به بحرانی برای به اصطلاح نظم بنیادی دموکراتیک آزاد نیز منجر شده است. به عبارت دیگر، دیگر بسنده نیست که تا به امروز امور چگونه اداره شدهاند و سیاست چگونه هدایت شده است. سبک متفاوتی در حال ظهور است. آنها ترجیح میدهند مانند ایالات متحده بر اساس حکم کردن حکومت کنند. فریدریش مرتس، نامزد حزب دموکرات مسیحی برای صدراعظمی قبلاً اعلام کرده بود که از او خواسته شده است تا این کار را انجام دهد. او میخواهد در اولین روز پس از انتخابات فدرال مرزها را ببندد. اما روز اول مجلسی وجود ندارد. چرا که به نظر میرسد که مجلس به شکلی آشکار نقشی کمتر و کمتر ایفا میکند، همانطور که در ایالات متحده میبینیم.
ترامپ از روز اول تحلیف خود بدون کابینه و بدون پارلمان حکومت کرده است. او فقط از طریق صدور احکام کار میکند. دادگاههای آمریکا احکام مختلفی را لغو کردهاند. اکنون اختلافی در دیوان عالی در حال بررسی است مبنی بر اینکه آیا قدرت اجرایی ترامپ بالاتر از قانون است یا خیر. اگر تصمیم گرفته شود که ترامپ میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد، ما واقعاً در شرایط فاشیستی به سر میبریم. این گرایش در همۀ کشورهای امپریالیستی وجود دارد.
این پرسش مهمی است که مردم چه میخواهند. آیا آنها میخواهند مثلاً با رأی دادن به آلترناتیو برای آلمان، اتحادیۀ دموکرات مسیحی/اتحادیۀ سوسیال مسیحی ، ائتلاف زارا واگنکنشت یا حزب دموکرات آزاد آلمان از روند حرکت به سمت فاشیسم حمایت کنند؟ یا با آن مخالفت میکنند؟ این تصمیم مهم در مورد جهتگیری در حال حاضر در دستور کار است.
سلینا یاکوبز (تلویزیون پرچم سرخ): بسیار متشکرم، اشتفان، برای این مصاحبۀ آموزنده. امیدواریم که این مصاحبه ایدههای جدید و استدلالهای جدیدی ارائه کرده باشد. ما مشتاقانه منتظر دفعۀ بعدی هستیم که در ۲۴ فوریه خواهد بود. ما آن زمان برای ارزیابی انتخابات دیدار خواهیم کرد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.