
با گرامیداشت ۱۹بهمن، عاشورای مجاهدین سالروز شهادت سردار کبیر خلق موسی خیابانی و اشرف رجوی سمبل نسل بیشمار زنان مجاهد خلق، زنانی رها از هر قید و بند
و با درود به مریم رجوی که با انقلابش همواره قدرت و ظرفیت ما را در شناخت نقش شهید اشرف رجوی بالا و بالاتر میبرد و مسئولیت ما را در سرنگونی رژیم زنستیز آخوندی و رهایی زنان و مردان ایرانزمین رهبری میکند.
اولین دیدار با شهید اشرف رجوی
اوایل فروردین سال ۱۳۵۸ بود. هنوز من مجاهد نبودم و حتی هوادار سازمان هم نبودم. از یکی از دوستانم که قبل از سال۵۷ کارمند وزارت اقتصاد بود و با خانواده شهید اشرف آشنایی داشت، درباره او شنیده بودم.
تا اینکه یک روز به مطب یک پزشک متخصص گوش و حلق و بینی رفتیم. به مطب که وارد شدیم، در اتاق انتظار آقا و خانمی که پسر بچهای ۵-۶ ساله داشتند، هم حضور داشتند. چند صندلی آنطرف تر خانمی با مانتوی سورمهای و روسری با زمینه قهوهای روشن نشسته بود و مرتب آن پسر بچه میپرید توی بغلش و آن خانم با مهربانی فوقالعاده و چهرهای شاداب با او بازی میکرد، طوریکه ما فکر کردیم احتمالا خاله و یا عمه یا از نزدیکان آن بچه است. ولی بعد که آن خانم و آقا برای ویزیت رفتند و برگشتند متوجه شدیم که نسبتی با هم ندارند.
بعد از آنها، همان خانم خوش برخورد و صمیمی برای ویزیت رفت و سپس نوبت من و دوستم شد.
ما دکتر را از قبل میشناختیم، فردی خونسرد و به میزانی مغرور بود. ولی بعد از اینکه آن خانم ویزیت شد و ما به مطبش رفتیم احساس کردیم که از موضوعی متأثر شده. مدتی سرش روی میز و روی پروندهیی بود و بعد از چند دقیقه که سرش را بلند کرد، چشمانش پر از اشک بود.
از ما سؤال کرد، «آیا شما این خانم را شناختید؟»
ما گفتیم «نه چطور مگه؟»
گفت، «این خانم اشرف ربیعی است و بهرغم اینکه بیش از دو ماه است بیمار من میباشد و هر هفته وی را ویزیت میکنم، ولی هر بار بعد از اینکه ویزیتش میکنم تعادلم را از دست میدهم. بعد از میزان جراحت گوش شهید اشرف گفت و گفت این خانم شخصیت فوقالعادهای دارد، از صبور بودن، از متانت، از شجاعتش هر چه بگویم کم گفتم. ولی از همه مهمتر فوقالعاده باسواد است و از نظر من باسوادترین زن در ایران است».
من و دوستم با تعجب گفتیم با سوادترین؟ خوب شما که خودتان بهترین متخصص گوش و حلق و بینی هستید و سوادتان کم نیست!
وی با کمی مکث گفت، «دو نوع سواد داریم یکی سوادی که هر کس به هر میزان که به کلاسهای درسی از دبستان و دبیرستان و دانشگاه و. . . برود، میزان سواد و سطح تحصیلاتش مشخص میشود، ولی یکی هست که اصلاً میزان سوادش به سالهای تحصیلیاش ربط ندارد ولی میتواند باسواد باشد و از دانش بالایی برخوردار باشد و این خانم از همین افراد است و من هر بار مجذوب شخصیتش میشوم. سپس روی میز کناری، چند نوشته به ما نشان داد و گفت هر بار هم برایم نوشتههایی میآورد که علاقه زیادی به مطالعه آنها پیدا کردم و خودم از او خواستم که برایم همیشه از این مطالب بیاورد». و باز تأکید کرد، «او شخصیت فوقالعادهای دارد».
دوستم که خیلی جا خورده بود، وقتی از مطب دکتر بیرون آمدیم گفت، «من چنین شناختی از او نداشتم». بعد از آن بود که من انگیزه پیدا کردم بیشتر دنبال شناخت مجاهدین بروم.
اولین سخنرانی اشرف رجوی در دانشگاه ملی در اردیبهشت سال ۵۸ بود، من بهرغم اینکه آن رروز امتحان داشتم ولی ترجیح دادم که بروم و سخنرانی او را بشنوم. و این شروع مسیرم برای شناخت هر چه بیشتر مجاهدین و مجاهد شدنم بود.
با درود بیکران به شهید اشرف رجوی که باجسارت؛ شجاعت؛ صبر و متانت بیمانندش و فدا کردن جانش مسیر رهایی زن ایرانی را هموار کرد.
حشمت حیدریان ۱۸ بهمن

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.