ابر بحران صندوقهای بازنشستگی در ایران
بحران صندوقهای بازنشستگی در ایران موضوعی است که با آمد و رفت هیچ کدام از دولتها از شدت و حدت آن کاسته نمیشود.
دولت پزشکیان در شرایطی فعالیت خود را آغاز میکند که بسیاری از مسائل اقتصادی به بحرانهای عظیمی تبدیل شدهاند و رفع آنها نیازمند اتخاذ تصمیمات سخت و پیچیدهای است.
یکی از معضلات بزرگ که همچنان با وجود تخصیص بودجههای کلان در وضعیت نامناسبی قرار دارد، بحران صندوقهای بازنشستگی است.
شواهد نشان میدهد که عملکرد دولتها در این زمینه با قرار دادن این موضوع در لایحه بودجه، به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از وقوع فاجعه مالی در این صندوقها بوده است.
به همین دلیل، بخش قابل توجهی از منابع بودجه عمومی به این صندوقها اختصاص مییابد.
بحران عدم توازن در صندوقهای بازنشستگی طی سالها از سوی کارشناسان هشدار داده شده است. اما به دلیل نیاز به تصمیمات سخت و بنیادی برای بهبود وضعیت، دولتها تمایلی به انجام این کار نداشتهاند.
آنها تلاش کردهاند با افزایش بودجه سالانه، این مشکل را به طور موقت پوشش دهند. این افزایش بودجه دیگر پاسخگوی بحران نیست، زیرا با افزایش تعداد بازنشستگان، حتی این بودجه نیز کفایت نمیکند.
بر اساس محاسبات، هر ۱۰ دقیقه یک نفر به جمعیت بازنشستگان کشور افزوده میشود. پیشبینیها حاکی از آن است که تا سال ۱۴۳۰ جمعیت بازنشستگان چهار برابر خواهد شد.
۱۵ صندوق از ۱۷ صندوق بازنشستگی در آستانه ورشکستگی قرار دارند
بنابراین، اگر اکنون به بهبود وضعیت صندوقهای بازنشستگی پرداخته نشود، در آینده نزدیک حاکمیت با بحرانهای اقتصادی بیشتر و اعتراضات گسترده این قشر مواجه خواهد شد.
در حال حاضر، ۱۷ صندوق بازنشستگی در ایران فعالیت میکنند که حدود ۲۵.۳ میلیون نفر را تحت پوشش دارند.
اکثر این صندوقها قادر به پرداخت حقوق و مزایای بازنشستگان از محل منابع داخلی خود نیستند و نیاز به کمکهای دولتی دارند.
از نظر بودجهای، افزایش قابل توجه این کمکها ناشی از تصمیمات هزینهساز و افزایش تعداد بازنشستگان است.
بر اساس جداول بودجه، میزان کمکهای دریافتی صندوقهای بازنشستگی از حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۳ به حدود ۳۳۱ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۲ رسیده است.
این رقم شامل صندوقهای غیرپایدار مانند صندوق بازنشستگی کارکنان صدا و سیما و بانکها نمیشود.
در سال ۱۴۰۳، با افزایش ۳۶.۹ درصدی، این رقم به بیش از ۴۵۳ هزار میلیارد تومان رسیده است.
در این میان، تنها سازمان تأمین اجتماعی است که تاکنون توانسته حقوق بازنشستگان را از محل منابع داخلی خود پرداخت کند و نیازی به کمک بودجه عمومی نداشته باشد.
اما به دلیل کاهش نسبت پشتیبانی، این صندوق نیز به زودی به کمکهای دولتی نیاز پیدا خواهد کرد.
طبق برآوردها، نسبت پشتیبانی هر صندوق باید حدود شش یا هفت نفر باشد، یعنی به ازای هر مستمریبگیر شش یا هفت شاغل وجود داشته باشد.
بدهی دولت به صندوقهای بازنشستگی، ۴۴۰ هزار میلیارد تومان
در حال حاضر، اکثر صندوقها نسبت پشتیبانی بسیار پایینی دارند. صندوق تأمین اجتماعی با داشتن بیشترین تعداد اعضا، نسبت پشتیبانیاش در بهترین حالت چهار نفر است و در آینده نزدیک نیازمند کمکهای دولتی خواهد شد.
منابع اختصاصیافته از بودجه عمومی به صندوقهای بازنشستگی حدود ۱۶ درصد از کل بودجه دولت را تشکیل میدهد و این درصد نسبت به سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است.
لازم به ذکر است که این رقم تنها شامل کمکهای مستقیم به صندوقها میشود. هرچند دولت به صندوق تأمین اجتماعی کمک مستقیم نمیکند، اما مبلغ ۱۳۰ هزار میلیارد تومان برای تسویه بدهیهای قطعی خود به این سازمان و متناسبسازی حقوق بازنشستگان در نظر گرفته شده است.
این مبلغ در کل رقم اختصاصیافته به صندوقها محاسبه نمیشود.
در واقع مشکل اصلی صندوقهای بازنشستگی ناشی از بدهیهای انباشته دولتها و نبود نظارت کافی است.
همچنین، به دلیل برخی رویههای نادرست سیاسی، برخی از سران حاکمیت، اقوام و آشنایان خود را به عضویت هیئتمدیره صندوقها منصوب میکنند که این اقدام به وضعیت آشفته صندوقها دامن میزند.
بدهی دولت به صندوقهای بازنشستگی اکنون به ۴۴۰ هزار میلیارد تومان رسیده و این رقم همچنان در حال افزایش است.
دلیل این افزایش، عدم پرداخت بدهیهای گذشته و بروز بدهیهای جدید است.
علاوه بر این، دستدرازی دولتها به صندوقهای بازنشستگی باعث شده است که رسانههای حکومتی از شستا و سایر صندوقها به عنوان «قلک دوم» و «حیاط خلوتها» یاد کنند.
[چرا صندوقهای بازنشستگی به ورشکستگی رسیدند؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.