با شعار «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی» به مصاف جنگ‌افروزان برویم.

هم‌میهنان گرامی،
بالاخره فاجعه‌ای که همگان از آن بیم داشتیم و آن را به‌درستی «شر مطلق» در عصر جنگ‌افزارهای پیشرفته می‌دانستیم، به وقوع پیوست. درگیری میان رژیم اشغالگر اسرائیل—ژاندارم منطقه و پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه—و جمهوری اسلامی ایران، که نه‌تنها کشور را به گروگان گرفته بلکه تمام مسیرهای اعتراض مسالمت‌آمیز و مدنی را مسدود کرده، اکنون ایران را به یکی از تاریک‌ترین و خطرناک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود رسانده است.

در این بیانیه، تمرکز ما نه بر ریشه‌ها و دلایل آغاز این جنگ خانمان‌سوز، بلکه بر پیشنهادهایی برای چگونگی مواجهه با آن و کاستن از آثار ویرانگر آن است.

مردم ایران و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در شکل‌گیری این جنگ هیچ نقشی نداشته‌اند؛ اما در تلاش برای پایان دادن به آن و مقابله با پیامدهای فاجعه‌بارش وظایف مهمی بر دوش دارند.

در پی جنایات گسترده جمهوری اسلامی در طول ۴۶ سال حاکمیت ننگین، طبیعی است که بخشی از مردم از نابودی زیرساخت‌های نظامی و امنیتی این رژیم خوشحال باشند. اما هم‌زمان، بسیاری نیز به‌حق از عواقب هولناک این جنگ در هراس‌اند.

این شکاف در میان مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی نیز به‌وضوح دیده می‌شود:

بخشی از اپوزیسیون و رسانه‌های هم‌سو با آنان، که دستیابی به قدرت سیاسی را به هر قیمتی دنبال می‌کنند، آشکارا در کنار اسرائیل قرار گرفته‌اند و از جنگ به‌عنوان ابزاری برای سرنگونی رژیم استقبال می‌کنند.

در مقابل، بخشی دیگر از مخالفان با وجود اعتراف به جنایات جمهوری اسلامی، به دفاع از آن در این جنگ روی آورده‌اند و خواهان بقای آن هستند.

اما در این میان، صدای سومی نیز وجود دارد؛ صدایی مستقل و رسا که ضمن مرزبندی صریح با هر دو رژیم فاشیستی و آپارتایدی، در پی مبارزه با جنگ، ویران‌گری و سرنگونی جمهوری اسلامی به‌دست مردم ایران است.

بیانیه‌های متعدد از سوی نهادهای مدنی، صنفی و سیاسی در داخل کشور—از جمله معلمان، کارگران، کانون نویسندگان ایران، زندانیان سیاسی، و مدافعان حقوق بشر نظیر نرگس محمدی—بر این موضع تأکید کرده‌اند:
ضمن محکوم کردن جنگ‌افروزی و جنایات جمهوری اسلامی، تجاوز اسرائیل به خاک ایران را نیز به‌شدت محکوم می‌کنیم. جنگ و حمله نظامی نه دموکراسی می‌آورد و نه عدالت اجتماعی. سرنگونی جمهوری اسلامی باید به‌دست مردم ایران و از طریق جنبش‌های مدنی و مردمی صورت گیرد.

شعار “قدرت به مردم” راهنمای این جریان سوم است؛ جریانی که علیه جنگ، علیه هر دو رژیم، و در پی تحقق صلح، آزادی و عدالت است. صدای سوم امروز هم در داخل و هم در خارج از کشور بلندتر از همیشه شنیده می‌شود—صدایی که در سطح جهانی نیز، به‌ویژه به‌دلیل جنایات اسرائیل در غزه و کشتار کودکان فلسطینی، با افکار عمومی صلح‌طلبان و آزادی‌خواهان جهان هم‌صدا شده است.

ما وظیفه داریم با فاصله‌گیری از دو جریان همراه با اسرائیل یا جمهوری اسلامی، و با الهام از مواضع مدنی و انسانی فعالان درون کشور، در راهپیمایی‌های ضد جنگ و کارزارهای «نه به جمهوری اسلامی» این صدای سوم را تقویت کنیم.

در دل این شب تاریک، نشانه‌هایی از همبستگی و همیاری انسانی دیده می‌شود. مردم، علیرغم فقر و تنگ‌دستی، به آسیب‌دیدگان از حملات اسرائیل پناه داده و کمک می‌کنند.
فعالان میدانی می‌توانند با تشکیل گروه‌های امدادی، بذر نوع‌دوستی را بیشتر بکارند و زمینه را برای پیروزی انقلاب اجتماعی زن زندگی آزادی فراهم کنند.

در خارج از کشور، وظیفه اصلی ما، صداداران صدای سوم، تلاش برای شکل‌گیری یک آلترناتیو دموکراتیک و مردمی است—آلترناتیوی که در پیوند با مردم و مبارزان داخل کشور، راه آینده را در تداوم انقلاب زن زندگی آزادی هموار کند.

🔺پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی

شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۲۱ ژوئن ۲۰۲۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)