سلام ادوارد عزیز
امیدوارم خوب باشی و بیماریت بهبود یافته باشد.
زبان معیار آنچنان فربه و افسارگسیخته شده است که همهی اصول گفتمانی تو را به نفع قدرتهای هژمون مصادره کرده است.
اورینتالیسمی که تو از آن با دقت نوشتی را به پیشا وضعیت خود تغییر داده است. نیروهای هژمون با استفاده از زبان معیار، قدرت را آنچنان برساخت کردند که گویی هیچکس جرات مخالفت با آن را ندارد. صاحبان قدرت با تولید دانش از طریق زبان معیار، اورینتالیسم تو را از یک وضعیتِ خرده-روایت به یک موقعیت مکانی و زمانی کلان روایت فروکاستند.
تو گویی همان کاری را میکنند که قبل از تو تاریخ استعماری انجام میداده است. با یک تفاوت بزرگ ادوارد عزیز!
شناخت شرق نه از طریق زبان غرب بلکه از طریق زبان معیار قدرت مرکزی شرق!
ادوارد عزیز! به ما گفتی که اورینتالیسم وجود ندارد. بلکه تنها زبانی است؛ برساختهی استعمار که سعی در فروکاست طبقهی فرودست و سوژهی متکثر دارد. آن نشانها همگی توسط قدرت، پاکسازی شده است. استعمار با برساختن زبان معیار، سلطگی خود را دوباره برساخت کرد. او دیگر به موسیقی شرق از منظر بیرون به درون نگاه نمیکند. بلکه توسط نیروی سنتگرای داخل، زبان معیاری میسازد که دیگری را در موطن خویش غیر خودی بخواند.
ادوارد عزیز، در کشور من ایران، این زبان معیار را در موسیقی، ردیف مینامند. ردیف را دستگاهمند میکنند. و برای انتظاممند شدن آن زبان معیار میسازند. و در ضربه نهائی آن را با زبان موسیقی کلاسیک ایران، اینهمان میخوانند.
هر آنچه از دایرهی زبان معیار خارج باشد، دیگر ایرانی نیست. هژمونی قدرت با استفاده از رشتهی اتنوموزیکولوژی چنان درهم میآمیزد، که اجازهی کوچترین پرسشی به اندیشه ندهد. همچون وضعیت مشابه از پیشا اورینتالیسم تو.
حتی آنهایی که با این قدرت متمرکز مخالفت دارند، صدایی بلند نخواهند کرد. چون اقتصادشان به این زبان معیار وابسته است.
تو فکر کن تارنوازی که بگوید ردیف نه تنها نشانی از زبانِ معماری در خود ندارد بلکه در ضدیت با آن شکل گرفته است. از کجا شاگرد تاری پیدا کند که امرار معاش کند؟
ادوارد عزیز، پُست-اورینتالیسم، زبان معیار را نه تنها به رسمیت نمیشناسد؛ بلکه نشان میدهد که ارتباط قدرت متمرکز چگونه از طریق زبان معیار، باعث عدم تکثر و تحلیل دقیق از وضعیت پُست-اورینتالیسم میشود.
دوست کوچک تو،
-احسان،
جمعه، ۲۵ فروردین ۱۴۰۲

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.