خطاب به ملت آمریکا
ملت آمریکا!
امروز با شما سخن میگویم؛ نه از سر دشمنی با مردم آمریکا، بلکه از موضع دفاع از اصلی که خود شما آن را یکی از پایههای دموکراسی میدانید: تعیین سرنوشت هر ملت، حق همان ملت است.
اگر هیچ قدرت خارجی حق ندارد به جای ملت آمریکا درباره آینده آمریکا تصمیم بگیرد، هیچ قدرت خارجی نیز حق ندارد به جای ملت ایران درباره آینده ایران تصمیم بگیرد.
نه واشنگتن، نه تلآویو و نه هیچ دولت و شخص دیگری حق ندارد خود را صاحب اختیار ملت ایران بداند.
جمهوری اسلامی حکومتی مستبد است؛ حقوق مردم ایران را نقض کرده و سرکوب و بیعدالتی در کارنامه آن واقعیتی انکارناپذیر است. اما استبداد یک حکومت، به هیچ دولت خارجی حق تجاوز، بمباران و تعیین سرنوشت یک ملت را نمیدهد.
اگر مردم ایران خواهان تغییر حکومت باشند، این حق خود آنان است که درباره زمان، شیوه و آینده کشورشان تصمیم بگیرند.
حکومت میتواند تغییر کند، اما ایران نباید قربانی تغییر حکومت شود.
ملت آمریکا، از رئیسجمهور خود سؤال کنید
از شما میخواهم از رئیسجمهور خود، آقای دونالد ترامپ، سؤال کنید:
آقای ترامپ، شما رئیسجمهور آمریکا هستید؛ اما چه کسی به شما حق داده است درباره آینده ایران تصمیم بگیرید؟
هیچ ایرانی به شما رأی نداده است. هیچ ایرانی شما را مأمور تعیین سرنوشت ایران نکرده است.
اگر واقعاً به دموکراسی باور دارید، چرا باید سرنوشت مردم ایران در واشنگتن تعیین شود؟
به رئیسجمهور خود بگویید: اگر مردم آمریکا حق دارند درباره آینده آمریکا تصمیم بگیرند، مردم ایران نیز حق دارند درباره آینده ایران تصمیم بگیرند.
آزادی را نمیتوان با بمب تحمیل کرد.
دموکراسی را نمیتوان با موشک صادر کرد.
و تغییر حکومت یک کشور، مجوز ویران کردن آن کشور نیست.
از رئیسجمهور خود بپرسید: چرا باید برای آزادی ایران، ایران بمباران شود؟
چرا باید مردم عادی ایران هزینه یک مناقشه سیاسی و نظامی را بپردازند؟
و چرا باید تصور شود که یک ملت برای رسیدن به آزادی، ابتدا باید کشورش ویران شود؟
آزادی را نمیتوان با بمب تحمیل کرد. دموکراسی را نمیتوان با موشک صادر کرد.
اگر یک ملت نمیخواهد کشورش توسط قدرتهای خارجی بمباران شود، ملت ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.
پس سؤال ساده است:
چگونه میتوان ادعا کرد که بمباران ایران برای آزادی ایرانیان انجام میشود، در حالی که خود مردم ایران باید صاحب تصمیم درباره آینده ایران باشند؟
میناب را فراموش نکنید
ملت آمریکا!
به میناب نگاه کنید.
به مدرسه دخترانه شجره طیبه نگاه کنید.
عفو بینالملل درباره حمله به این مدرسه گزارش کرده که ۱۶۸ نفر کشته شدند و بیش از ۱۰۰ نفر از قربانیان کودک بودند و خواستار پاسخگویی مسئولان شده است.
سازمان ملل نیز این حمله مرگبار به مدرسه دخترانه میناب را محکوم و خواستار تحقیق درباره آن شد.
اکنون تصور کنید همین اتفاق در یک مدرسه در آمریکا رخ دهد؛ دهها و صدها کودک آمریکایی کشته شوند.
آیا مردم آمریکا میپذیرند که بعداً گفته شود: «هدف ما کودکان نبودند؛ اشتباه اتفاق افتاد»؟
برای پدر و مادری که فرزند خود را از دست دادهاند، آیا چنین توضیحی کافی است؟
چرا باید خون کودک ایرانی کمارزشتر از خون کودک آمریکایی باشد؟
جان انسان تابع ملیت نیست.
کودک ایرانی همان کودک است.
مادر ایرانی همان مادر است.
پدر ایرانی همان پدر است.
حقوق بشر، اگر واقعی است، گزینشی نیست
اگر از حقوق بشر دفاع میکنید، از حقوق بشر ایرانی نیز دفاع کنید.
اگر کشتن غیرنظامیان در هر نقطه جهان محکوم است، کشتن غیرنظامیان ایرانی نیز باید محکوم باشد.
نمیتوان گفت وقتی حکومت ایران مردم خود را سرکوب میکند، حقوق بشر اهمیت دارد، اما وقتی بمب خارجی بر سر همان مردم فرود میآید، حقوق بشر فراموش شود.
حقوق بشر یا برای همه است، یا نام دیگری دارد.
و اما کسانی که از آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران درخواست کردند
اکنون سخنی صریح با کسانی دارم که خود را هوادار رضا پهلوی میدانند.
مخالفت با جمهوری اسلامی حق شماست.
طرفداری از رضا پهلوی نیز، به عنوان یک موضع سیاسی، حق شماست.
اما هنگامی که از آمریکا میخواهید برای تغییر حکومت ایران مداخله نظامی کند، باید مسئولیت سیاسی این درخواست را نیز بپذیرید.
رضا پهلوی در فوریه ۲۰۲۶ از مداخله نظامی آمریکا در ایران حمایت کرد و بعدها در گفتوگو با رویترز نیز درباره درخواست خود برای مداخله آمریکا توضیح داد.
همزمان، گزارشهایی درباره حمایت اسرائیل از نقشآفرینی رضا پهلوی در آینده سیاسی ایران منتشر شده است.
بنابراین پرسش من روشن است:
وقتی سیاست یک دولت خارجی برای تغییر حکومت ایران با سیاست یک چهره سیاسی ایرانی در درخواست مداخله نظامی در ایران همجهت میشود، آیا ملت ایران حق ندارد درباره این همجهتی سؤال کند؟
من نمیگویم بدون سند که هر هوادار رضا پهلوی مأمور اسرائیل است.
اما میگویم:
رفتاری که در آن برای تغییر حکومت ایران از قدرت نظامی خارجی درخواست میشود، عملاً سیاست مداخله خارجی را در ایران تقویت میکند.
و این سیاست باید با صراحت مورد نقد قرار گیرد.
وقتی سیاست نتانیاهو دنبال میشود
ملت آمریکا!
اگر نخستوزیر اسرائیل خواهان فشار و اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی است و همزمان رضا پهلوی از آمریکا میخواهد علیه ایران مداخله نظامی کند، مردم ایران حق دارند بپرسند:
آیا این سیاست مستقلانه در خدمت حقوق ملی مردم ایران است، یا عملاً در مسیر سیاست نتانیاهو علیه ایران حرکت میکند؟
این پرسش، توهین نیست.
این پرسش درباره استقلال ایران و حقوق ملی مردم ایران است.
وقتی یک قدرت خارجی برای آینده ایران نقشه سیاسی و نظامی دارد و یک جریان ایرانی نیز برای تحقق تغییر حکومت، همان قدرت خارجی را به مداخله دعوت میکند، این همجهتی نمیتواند از نظر مردم ایران پنهان بماند.
وطندوستی یعنی چه؟
اگر کسی واقعاً ایران را دوست دارد، باید به یک سؤال پاسخ دهد:
چگونه میتوان برای رسیدن به قدرت سیاسی، از آمریکا و اسرائیل خواست وطن را بمباران کنند؟
میتوان جمهوری اسلامی را نخواست.
میتوان خواهان تغییر حکومت بود.
میتوان خواهان جمهوری، سلطنت یا هر نظام سیاسی دیگری بود.
اما هیچکدام از این خواستهها مجوز نمیدهد که ارتش خارجی را برای بمباران کشور خود دعوت کنیم.
حکومت میتواند تغییر کند؛ وطن نباید قربانی شود.
از نظر من، درخواست آگاهانه از یک قدرت خارجی برای بمباران وطن، دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ این رفتار خیانت به استقلال، حاکمیت ملی و حقوق ملی مردم ایران است.
پرچم اسرائیل در تجمعات
در برخی تجمعات ایرانیان خارج از کشور مرتبط با مخالفان جمهوری اسلامی، از جمله تجمعاتی که هواداران رضا پهلوی در آنها حضور داشتهاند، گزارشها و تصاویر حضور پرچم اسرائیل را نیز نشان دادهاند.
من نمیگویم هر فردی که در چنین تجمعی حضور داشته، نماینده اسرائیل است.
اما سؤال کاملاً مشروع است:
چرا کسانی که مدعی نجات ایران هستند، در شرایط جنگی در کنار نمادهای دولتی که با ایران در جنگ است ظاهر میشوند؟
این تصویر چه پیامی برای مردم ایران دارد؟
آیا آینده ایران باید با رأی مردم ایران تعیین شود یا با حمایت دولتهای خارجی؟
مخالفت با جمهوری اسلامی، دشمنی با ایران نیست
این مرز باید روشن باشد:
جمهوری اسلامی با ایران یکی نیست.
میتوان با جمهوری اسلامی مخالف بود و همزمان مخالف بمباران ایران بود.
میتوان خواهان تغییر حکومت بود و همزمان گفت:
این تغییر باید به دست مردم ایران انجام شود.
میتوان خواهان دموکراسی بود و گفت: هیچ دولت خارجی حق ندارد با موشک و بمب دموکراسی را برای مردم ایران تعیین کند.
اما اگر کسی بگوید: «برای سقوط جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل باید ایران را بمباران کنند»،
باید از او پرسید: اگر برای رسیدن به قدرت، حاضر به ویرانی وطن خود هستید، دقیقاً چه چیزی را میخواهید نجات دهید؟
ملت آمریکا، خودتان را جای ایرانیان بگذارید
اگر فردا یک سیاستمدار از ارتش خارجی بخواهد برای تغییر حکومت آمریکا واشنگتن را بمباران کند، آیا مردم آمریکا او را وطندوست خواهند دانست؟
اگر بگوید: «من حکومت آمریکا را نمیخواهم؛ لطفاً کشور مرا بمباران کنید تا حکومت تغییر کند»،
آیا شما این را دموکراسی مینامید؟
پس چرا همین منطق باید درباره ایران پذیرفته شود؟
ایرانیان حق دارند خودشان حکومت آینده ایران را انتخاب کنند.
نه نتانیاهو.
نه ترامپ.
نه رضا پهلوی.
نه هیچ گروه اپوزیسیون دیگری.
جنگ، آزادی نمیآورد
جنگ خانهها را ویران میکند.
دانشگاهها را تعطیل میکند.
بیمارستانها را آسیبپذیر میکند.
زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی را نابود میکند.
و در نهایت، این مردم عادی هستند که هزینه آن را میپردازند.
کسانی که در واشنگتن یا تلآویو تصمیم جنگ میگیرند، خودشان میان خرابههای شهرهای بمبارانشده زندگی نمیکنند.
اما مردم ایران باید بمانند و از میان ویرانیها زندگی خود را دوباره بسازند.
پس اگر واقعاً هدف کمک به مردم ایران است، سؤال این است: چرا باید راه آزادی از میان ویرانی ایران عبور کند؟
ملت آمریکا، از دولت خود سؤال کنید
آیا واقعاً مردم آمریکا درباره این جنگ تصمیم گرفتهاند؟
آیا مالیاتدهندگان آمریکایی باید هزینه آن را بپردازند؟
آیا سربازان آمریکایی باید جان خود را برای تغییر حکومت کشوری دیگر به خطر بیندازند؟
و مهمتر از همه: چه کسی به آمریکا حق داده است درباره آینده ایران تصمیم بگیرد؟
اگر پاسخ این است که «هیچکس»، پس اصل دموکراسی را درباره ایران نیز رعایت کنید.
ایران متعلق به مردم ایران است
ملت ایران ممکن است درباره آینده خود اختلاف نظر داشته باشد.
ممکن است جمهوری بخواهد.
ممکن است سلطنت بخواهد.
ممکن است نظام دیگری بخواهد.
اما انتخاب باید با مردم ایران باشد.
اگر جمهوری اسلامی را نخواهند، باید خودشان برای تغییر آن تصمیم بگیرند.
این یعنی دموکراسی.
اما اینکه ابتدا ارتشهای خارجی بمباران کنند و سپس یک نیروی سیاسی مورد حمایت خارجی برای آینده کشور معرفی شود، دموکراسی نیست؛ مهندسی سیاسی یک ملت از خارج است.
سخن آخر با ملت آمریکا
ملت آمریکا!
از شما نمیخواهم از جمهوری اسلامی حمایت کنید.
از شما میخواهم از حق ملتها برای تعیین سرنوشت خودشان دفاع کنید.
اگر واقعاً به آزادی باور دارید، آزادی را با بمب صادر نکنید.
اگر واقعاً به دموکراسی باور دارید، دموکراسی را با موشک تحمیل نکنید.
اگر واقعاً حقوق بشر برایتان مقدس است، جان ایرانی را به اندازه جان آمریکایی محترم بشمارید.
و اگر واقعاً به حق تعیین سرنوشت ملتها باور دارید:
ایران را به ایرانیان واگذار کنید.
ایران ملک نتانیاهو نیست.
ایران ملک ترامپ نیست.
ایران ملک رضا پهلوی نیست.
ایران ملک جمهوری اسلامی هم نیست.
ایران متعلق به ملت ایران است.
حکومتها میآیند و میروند.
رهبران سیاسی میآیند و میروند.
اما ایران باقی میماند.
پس هرکس که برای رسیدن به قدرت، از قدرت خارجی بخواهد وطنش را بمباران کند، باید در برابر ملت ایران پاسخگو باشد:
برای تغییر حکومت، چرا حاضر شدید وطن را قربانی کنید؟
این دیگر فقط اختلاف بر سر سلیقه سیاسی نیست.
این پرسش درباره استقلال، حاکمیت ملی و حقوق ملی مردم ایران است.
ما قیم خارجی نمیخواهیم.
ما بمب خارجی نمیخواهیم.
ما تصمیم خارجی نمیخواهیم.
ما حق داریم خودمان درباره آینده خودمان تصمیم بگیریم.
ما از استقلال ایران، حاکمیت ملی و حقوق ملی مردم ایران دفاع میکنیم.
حق تعیین سرنوشت ایران فقط و فقط متعلق به مردم ایران است.
ایران را به ایرانیان واگذار کنید.
سرنوشت ایران را ملت ایران تعیین خواهد کرد. شاد باشید
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.