ملی بودن حقیقی چیست؟، به بهانه سخنان آقای سازگارا، نبش قبر نامناسب زمان امروزی داستان مصدق و عدم اشاره به ناکافی بودن معنی ملی کردن/ بعنوان مثال مغفول بودن سرمایه داری همگانی و تامین اجتماعی همگانی هر دو به فوریت و رایگان.
همین دعواهای بیفایده جمهوری خواه (بعضا جمهوری خواه نما هستند بدون مفهوم جمهوریت که سکولار دمکراسی و رعایت حداکثری حقوق بشر، حتا بدیهیات حقوق بشر نیز رعایت نشده در ج.اسلامی)، در مقابل دعوای جریان مشهور به سلطنت طلب (برخی می گیوند پادشاهی خواه).
نکته کجاست، دعوا بر سر شکل و فرم ادامه دارد، بدون مفهوم جمهوریت که در بلا چکیده اش گفته شد، در این مفهوم گسترده، فرم پادشاهی نمادین که فرمادهی کل قوای مسلح در اختیار مقام انتخاباتی دموکراتیک موقتی و دوره مانند نخست وزیر است و رعایت اول تفکیک قوا، چیزی گویا مدعی اند در برخی پادشاهی های اروپا است.
در اساس ملی شدن، سلطنت طلبان سنتی و پادشاهی خواهان متجدد، می گونند واقعه ۲۸ مرداد یک ضد کودتا بود، کودتا توسط دکتر فاطمی انجام شده که اعلام جمهوری کرده بود… مردم قیام کردند و ارتش به نفع حکومت قانونی سلطنتی دخالت کرد.. حال حکومتهای وقت امریکا و انگلیس نیز دخالت کردند در رستای ضد کودتا بوده، این هم روایت مکمل است جناب امثال آقای سازگارا، اما مشکل این است، الان این جنگ روایت نزدیک ۸۰ سال پیش نیست! بحث این است، تعریف ملی که به نظر مفهوم مدرن همه مردمان تبعه یک کشور است که دارای حقوق اساسی مشترک در تعلق و مالکیت بر کشور باشند، ملی شدن نفت، بر طبق نظر سلنطت طب سنتی تا پادشاهی متجدد، اساس نامناسب بود، اشتابهات زیادی کردن دولت که توافق نکرد و سنعتی که ایران توان اداره نداشت، دولتی کرد! سرمایه داری دولتی که در نهایت به اقتدارگرایی بیشتر حکومت/دولت شد که میراث ج.اسلامی کشید، همین نفت به ظاهر ملی (در واقع حکومتی/دولتی بجای مدرمی و سرمایه داری همگانی)، منبع تامین مالی عظیم برای کارهای شده امروز خود مخالفان ج.اسلامی آن را تروریستی در داخل و خارج شده، موجب فساد و رانت خواری و شکاف شدید طبقاتی شده و نوعی شبه کمونیزم که سرمیاه داری حکومتی میگویند.
نکته همینجا است، حتا این مدعیان اپوزیسیون که در واقع گروههای پراکنده و افراد هستند (بجز جریان پادشاهی خواه/سلطنت طلب بواسطه ثروت عظیمی دارند و راستگراهای خارجی حمایتشان میکنند و برخلاف ادعا بسیار فعال هستند و عملا بیشترین رسانه و افراد از جریان است و دلیل اینکه اسرائیل عملا پشت این جریان آمده، همین قدرت و تشکلات متعدد موازی است، بدون آنکه مستقیم آقای رضا پهلوی چندان درگیر کند/ البه به طرز جالبی هم بین خودشان دعوا میکنند و کمتر به جریانهای جمهوریخواه می پردازند/ در واقع دو فرم حاکمیت تبدیل به ایدئولوژی گونه شده/ فرم و شکل چیزی کمتر از محتوا است، اکنون پادشاهی و سلطنت ها هستند به شدت دیکتاتوری و حکومت کشورهایی اسمشام جمهوری دموکرایتک و حتی سوسیالیستی است، اما عملا نوعی سلطنتی دیکتاتوری/ پس دعوا باید مهمتر اسم و فرم حاکمیت باشد).
اولیت اصلی، گذاز از دیکتاتوری ج.اسلامی است. به گفته برخی پادشاهی خواهان و..، این حکومت ج.اسلامی بر سه پایه اصلی است، پول نفت، قدرت سرکوب، شیعه گری. در دو مورد اول این مدعیان اپوزیسیون خارج نشین هیچ کاری نمیتوانند بکنند طبق گفته فلان پادشاهی خواه، کار بخری از پادشاهی خواه و بعضا مدهی چمهوری، زدن پایه هویت ایدئولوژیک این حکومت یعنی شیعه است.
طبق گفته این پادشاهی خواهان و برخی مدعیان جمهوری خواه (بنظر اقلیت هستند)، حملات نظامی امریکا و اسرائیل و متحدانش… از سالها پیش قابل پیش بینی بودف با توجه ۴۷ سال دشمنی آشکار و علنی و حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههای ضد امریکایی و ضد اسرائیلی… این مرگ.. مرگ.. گفتن.. پرچم اتش زدن ها.. سفارت اشغال کردن ها… از قانون اساسی که در واقع عمدتا احکام اسلامی است که خود همین طیفی که پادشاهان آنها مصدقی و ۵۷ تی ها و چپی میگویند.. بارها قربانی ترور و اعدام وزندان و شلاق و تبعید و یا فراری شدن و محرومیت ها از حقوق بشری.. شده اند.. باز هم برطبق نظر همین منتقدان عمدتا پاداشاهی خواه، همچنان دارند از پایه ها و اصولی دفاع میکنند که حکومت ج.اسلامی تداوم عمر داده و موجب نسل سوزی و حتا نسل کشی خاموش (با انواع ایجادد پایین آوردن کیفیت زندگی و آلودگی های مختلف زیست محیطی و گسترش فقر… بویژه انواع دزدی از رانت و بعیض…)
پس چه باید کنند این دو طیف دعوا،.. معقول ترین همین است به رفراندوم بین دو قانون اساسی با فرم پادشاهی نمادین یا جمهوری که محتوای دمکراسی سکولار با رعایت حداکثری حقوق بشر و رسیدگی سریع به عدالت اقتسادی و توزیعی مانند چیزی که اسمش سرمایه داری همگانی و تامین اجتماعی همگانی که هر دو فوری و رایگان انچام شود با ایجاد شرکت سهامی همگانی از سی هزار میلیارد دلار ذخایر طبیعی ایران. این ابتدایی ترین راه ملی کردن و ملی بودن است. وقتی حتا مدعیان جمهوری خواهی مانند آقای سازگارا و مدعیان سرنشاس تا خود آقای رضا پهلوی، حتا حاضر نیستند درباره ملی شدن واقعی که مثال مهمش گفته شد، صحبت کنند (در حالی با توجه سابقه بیش از دو دهه از مفهوم مدرن ملی بودن و ملی شدن کشور… اکنون باید در ارائه پیش نویس های دولت انتقالی و گذار.. بندهای مهم سرمایه داری همگانی و بیمه تامین احتماعی همگانی که هر دو با فوریت و رایگان اجرا شود حتا در دوران گذار و دولت انتقالی/ که نباید یچ برپسب چپ و سوسیالیستی زد به دو پینهاد مهم، که زیانش بیشتر سودش است حتا برای جریان چپ و وسوسیالیست و جمهوری خواه یا پادشاهی خواه /این دو پیشنهاد بهترین حالت همنی اسمی که انتخاب کردن است در رستای همان ملی کردن یا مردمی میهنی کردن متعلقان ثورت عمومی باری فقرزدایی سریع و پیشرفت کشور به سمت تمدن ورفاه و همزیستی مسالمت امیز همه مردمان تبعه ایران)، بحث درباره ملی بودن و ملی شدن… نوعی به کج راهه رفتن و بازی با کلمات و اتلاف عمر خودشان و بقیه مردم است و این وسط حکوت ج.اسلامی نهایت استفاده میکند…
————————-
لینک مطلب آقای سازگارا

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.