در طول تاریخ، همانگونه که در دوران حکومت پهلوی ساختار ورزش ایران بیش از آنکه بر توسعه همگانی ورزش استوار باشد، در اختیار گروههای صاحب قدرت قرار داشت، امروز نیز بسیاری معتقدند که نفوذ مراکز قدرت و منافع سیاسی و اقتصادی بر مدیریت ورزش سایه افکنده است؛ حتی از دید برخی منتقدان، این وضعیت در برخی زمینهها تشدید نیز شده است.
در نتیجه، توجه کافی به توسعه زیرساختهای ورزشی در شهرها، روستاها و مناطق محروم صورت نگرفته است. کمبود زمینهای ورزشی، سالنها، امکانات آموزشی و برنامههای استعدادیابی سبب شده است که بسیاری از نوجوانان و جوانان از فرصت برابر برای ورزش و شکوفایی استعدادهای خود محروم بمانند.
ورزش زمانی میتواند به رسالت اجتماعی خود عمل کند که سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش و ورزش همگانی، جایگزین نگاه صرفاً سیاسی، تبلیغاتی و نتیجهمحور شود.
با چنین زمینهای، حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز صرفاً یک رویداد ورزشی نبود، بلکه بازتابی از وضعیت کلی ورزش کشور در عرصه بینالمللی بود؛ جایی که تیم ملی در کنار رقابتهای فنی، با مجموعهای از فشارها، محدودیتها و موانع اجرایی، از سوی ایالات متحده و در چارچوب سیاستهای مرتبط با دولت وقت و شخص دونالد ترامپ نیز روبهرو شد.
محدودیتهای ویزا، تأخیر در صدور مجوز ورود برخی اعضای کاروان، استقرار اجباری در مکزیک و رفتوآمدهای مکرر برای انجام مسابقات، به اعتقاد مسئولان فوتبال ایران و برخی ناظران، اصل برابری فرصتها را تحت تأثیر قرار داد.
در همین فضا، فرقه صهیوفاشیست به رهبری رضا پهلوی و رسانههای همسو نیز با بهرهگیری از ادبیات سیاسی، تبلیغاتی و گاه توهینآمیز، تلاش کردند فضای رقابت را از مسیر ورزشی خارج کرده و آن را به میدان فشار روانی و حاشیهسازی بدل سازند. چنین رفتارهایی، فارغ از مواضع سیاسی، با روح ورزش و اصل احترام متقابل در تضاد است و نشان میدهد که این جریانها میکوشند از فوتبال بهعنوان ابزار جنگ روانی استفاده کنند.
در سطح تاریخی نیز فیفا همواره با بحثهایی پیرامون شفافیت، فساد و استانداردهای دوگانه مواجه بوده است. از پروندههای مرتبط با جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان تا جنجالهای مربوط به میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲قطر و رسواییهای سال ۲۰۱۵، مجموعهای از اتهامات و تحقیقات شکل گرفته که هرچند همگی به صدور حکم قطعی منتهی نشدهاند، اما تصویر این نهاد را با پرسشهای جدی روبهرو کردهاند.
در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز برخی تصمیمهای داوری و استفاده از فناوری VAR درباره تیم ملی ایران محل بحث و انتقاد قرار گرفت. هرچند درباره ادعاهای تبانی یا تصمیمگیری عمدی برای حذف یک تیم، شواهد معتبر و مستقل ارائه نشده است، اما همین اختلافنظرها بر ضرورت شفافیت بیشتر در سازوکارهای داوری و نظارت فنی تأکید میکند.
با وجود همه این چالشها، آنچه در حافظه جمعی فوتبال ایران باقی خواهد ماند، تلاش بازیکنانی است که با غیرت، تعهد و انگیزه برای حفظ حیثیت و اعتبار کشور به میدان رفتند. آنان نشان دادند که پیراهن تیم ملی، فراتر از یک لباس ورزشی، نماد هویت و مسئولیت ملی است.
بازگشت کاروان تیم ملی به تهران و استقبال گرم مردم، نشانهای از پیوند عاطفی جامعه با تیم ملی بود؛ پیوندی که نشان میدهد ارزش تلاش، تعصب و فداکاری، فراتر از نتایج ورزشی است.
در کنار این نگاه، نقد عملکرد مدیریتی فوتبال ایران نیز بخشی از واقعیت است. در این میان، باندبازی و فساد در مدیریت فدراسیون فوتبال ایران از نگاه بسیاری از اهل نظر و اکثریت مردم ورزشدوست کشور مورد انتقاد شدید قرار گرفته و استعفای مسئولان بهعنوان مطالبهای جدی مطرح است. همچنین دفاع مؤثر از حقوق تیم ملی، برنامهریزی حرفهای و توسعه زیرساختها، مسئولیتهایی است که نمیتوان از آن چشم پوشید.
در نهایت، آینده فوتبال زمانی روشنتر خواهد بود که هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی، عدالت، شفافیت و برابری نه در شعار، بلکه در عمل محقق شود؛ تا ورزش بتواند به رسالت واقعی خود یعنی پیوند ملتها و شکوفایی استعدادها وفادار بماند.
جمال صفری
۲ژوئن ۲۰۲۶
توضیح:
در همین فضا، برخی اظهارات و واکنشهای سیاسی نیز بر شدت حساسیتها افزود. در اواخر ژوئن ۲۰۲۶، پس از حذف تیم ملی فوتبال ایران از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، مارکوین مولین در اظهاراتی جنجالی مدعی شد که از این موضوع آنقدر خوشحال شده که «رقص شادی» کرده و «آهنگ خوانده است». او این موضع را به مسائل امنیتی و ادعاهایی درباره ارتباط برخی همراهان کاروان ایران نسبت داد؛ ادعاهایی که پیشتر نیز در قالب محدودیتهای شدید سفر، از جمله اجبار به اقامت در مکزیک، پروازهای روزانه به آمریکا برای مسابقات و لغو روادید برخی همراهان مطرح شده بود.
این اظهارات با واکنشهای گستردهای روبهرو شد. وزارت امور خارجه ایران با انتقاد از این مواضع، آن را مغایر با روح میزبانی و اصول رقابتهای بینالمللی دانست. عباس عراقچی در واکنشی صریح تأکید کرد که چنین رفتارهایی نهتنها اعتبار اخلاقی گویندگان آن را زیر سؤال میبرد، بلکه نشان میدهد چگونه میزبانی یک رویداد جهانی میتواند تحت تأثیر تصمیمها و نگاههای سیاسی قرار گیرد.
در ادامه، برخی رسانههای بینالمللی از جمله روزنامه اسپانیایی مارکا نیز این فضا را مورد توجه قرار دادند و نوشتند که چنین برخوردهایی از سوی مقامات سیاسی، بار دیگر مرز میان سیاست و ورزش را مخدوش کرده و اصول بیطرفی در رقابتهای جهانی را با چالش جدی مواجه میسازد.
افزون بر آن، حذف ایران در بازیهای جهانی ۲۰۲۶، موجب شادی و رقص فرقه پهلوی شد؛ فرقه ای که از منظر منتقدان، با رویکردی وطنفروشانه و ذوبشده در «عمو» ترامپ و «عمو» نتانیاهو، حتی به نمایش پرچمهای آمریکا و اسرائیل نیز دست زدند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.