شما ملت ایران را نمیشناسید
شما
ملت ایران را
نمیشناسید.
از کجا آمدهاید
که بر شانههای این خاک
نام قیم گذاشتهاید؟
کی هستید
که از پشت دیوارهای بلند
برای رودخانه
فرمان ایستادن مینویسید؟
شما چه کردهاید
جز ترساندن پنجرهها،
جز بستن دهانها،
جز فروختن فردا
به چند صباح ماندن؟
به کجا خیره ماندهاید؟
به کدام آینه
که هنوز
چهره خود را در آن
میبینید؟
ما اینجاییم؛
زخمی،
اما زنده.
کمشمار در دفترهای شما،
اما پرشمار
در حافظه خیابان.
ما همان صداییم
که زیر خاک هم
خاموش نمیشود.
این را بدانید؛
پایان شما را
نه اتاقهای بسته مینویسند،
نه مهرهای رسمی،
نه تریبونهای دروغ.
پایان شما را
ملت ایران
خواهد نوشت.
با هر ترفند،
با هر نقاب،
با هر طنابی
که به گردن حقیقت میاندازید،
شاید
چند صباحی
سر خود را
از آب بیرون آورید؛
اما شما
شنا کردن
در جهان آزاد را
نیاموختهاید.
شما
تنها
با باتلاق آشنا هستید،
با تاریکی،
با بقا به زور.
و ملتی که برخاسته باشد
دیگر
به سایهها
تسلیم نمیشود.
روزی خواهد آمد
که آب
نام شما را پس میزند،
خاک
رد پایتان را نمیپذیرد،
و تاریخ
بیآنکه فریاد بزند
حکم خود را
مینویسد.
آن روز
ما نمیپرسیم
شما که بودید؛
شما خواهید فهمید
ملت ایران
که بود.
س. روزبه

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.