هر دم از این باغ بَری می‌رسد/تازه تر از تازه تری میرسد

می‌گویند معمار ارشد حضرت لنین فرمود: “بهترین راه برای نابودی یک ملت، بی‌ارزش کردنِ پول ملی آنهاست” و تأکید داشته که “کمرِ بورژوا (طبقه متوسط) را باید با فشارِ تورم و مالیات سنگین خرد کرد”

عجیبا غریبا، نخبه ترین نخبگان جهان در ایران اسلامی ۴۷ سال است که آگاهانه این مانیفستِ برکت زا را به اسم “اقتصاد اسلامی” مو‌به‌مو اجرا کرده و می‌کنند و ثمره این دستورالعمل سیستماتیک، امروز در سفره‌های تهی، جیب‌های خالی و چشمانی بی فروغ، خودنمایی می‌کند. طی نیم‌قرن اخیر، در اقتصاد ایران اعداد چنان وقاحتی یافته‌اند که علم ریاضیات را “لال” کرده و از دلِ منطق، بس تراژدیهای ملی ساخته‌اند.

صحبت از “عدم بازگشت ۱۱۷ میلیارد دلار ارز صادراتی” خبر از یک گزارش آماری نیست؛ این فریادِ سقوط در “چاهِ ویلِ” رانت است. چاهی که خونِ حیاتیِ کشور از آن به بیرون جهیده و ریالی را که روزگاری اعتبار جهانی داشت، دستمال مستضعفین کرده است. البته، وقتی بنیان‌گذارِ انقلاب مستضعفین با آن صراحتِ تاریخی فرمود: “اقتصاد مالِ خر است” باید می‌فهمیدیم که قرار است مدیریتِ ملی را به محراب “یغمای شرعی” ببرند. امروز آن “خرِ اقتصاد”، زیر بارِ غارتِ ۱۱۷ میلیارد دلاریِ خواص، لنگ‌زنان به قربانگاه می‌رود و جالب اینجاست که این سیرکِ غارت، نه اولی است و نه آخری!
این ۱۱۷ میلیارد دلار، یعنی دقیقاً ۲ برابرِ کلِ بودجه‌ی عمرانیِ ایران در ۱۰ سال گذشته! یعنی مبلغی معادلِ “دو دهه آبادانیِ کشور” که به عنوان “حق‌الزحمه‌یِ تزویر” به کسانی رسیده که وطن را صادر کردند تا دلار را جای دیگری بنشانند!

حقِ پا برهنگان در جیبِ “سفره‌نشینانِ انقلابِ پربرکت”
این ۱۱۷ میلیارد دلار، پولِ خرد نیست؛ این “حق‌الناسِ ایتام” است که از گلویِ کارگرِ کوره و دهقانِ بی‌آب بریده شده و به کامِ شغال‌هایی رفته که اتفاقاً پیشانی‌شان از پینه‌یِ تزویر کبود شده، تسبیح می‌گردانند و در مدحِ “عدالت” مقاله ها می‌نویسند.

وقتی از پتانسیل درآمدیِ ۵۳۱ میلیارد دلاری حرف می‌زنیم، یعنی از کشوری ثروتمند می‌گوییم که توسط “گدایانِ سیر ناشدنی” به خاک سیاه نشسته است. ۱۱۷ میلیارد دلار یعنی ما با دستِ خودمان، معادلِ “خون‌بهایِ تمام دارو و نانِ” این ملت را در جیبِ بلانسبت صادرکنندگانی ریخته‌ایم که وطن برایشان “هتلِ مجانی”، و ارز صادراتی، بلیطِ فرارشان شده است!
با این مبلغ ناقابل می‌شد لااقل۲۰۰ فروند بوئینگِ نو خرید، نه اینکه مردم را در تابوت‌های پرنده سوار کرد! تکان‌دهنده است که با نیمی از این یغما، می‌شد کشوری ویران چون سوریه را از نو ساخت! میشد دهها نیروگاه خورشیدی احداث کرد و یا مشکل آب را حل نمود ولی افسوس که….

ژانگولرِ شیعی با ارز و وقاحتِ شرعی
این غارتها، زیرِ سایه‌یِ هزار و یک تبصره و به اسمِ مقدسِ “دور زدن تحریم” انجام می‌شوند؛ و تو چه دانی که این لحافِ کثیفِ تزویر به چه سان است!
فرمولِ “سمیِ” این نوابغ ساده است:
کالا را با انرژی مجانی و عرقِ جبینِ کارگرِ ارزانِ ایرانی تولید می‌کنند، اما وقتی نوبت به بازگرداندنِ دلار می‌رسد، ناگهان روضه‌یِ جگرسوزِ “تحریم” پخش می‌کنند! جالب است که همین تحریم‌هایِ ظالمانه، هیچ‌گاه مانعِ انتقال به حساب بانکیِ سوئیسی یا خریدِ پنت‌هوس در استانبول و دبی و برگزاری “ختمِ انعامِ لاکچری” در بلادِ کفر برای فرزندان همین نخبگان نشده، و یا برای واردات خودروهای میلیاردی با سهمیه‌های خاص مثل جانبازان هیچ تحریمی جلودارشان نبوده و نیست

در همین حال برای ۱۱۷ میلیارد دلار “نرمشِ قهرمانانه” نشان می‌دهند و چشمانشان را می‌بندند، اما چند تار موی دختران یا دست‌فروشِ کنار خیابان، باعث نعره حیدرحیدر و کفن پوشی با “رگ غیرتِ‌ اسلامی” میشود و حکمِ اشدِ مجازات صادر می‌گردد. این استاندارد دوگانه، همان “لحاف چرکی” است که باید دریده شود.

سونامیِ فرارِ سرمایه و قطع عضو ملت
این دیگر “نشتِ ارزی” نیست، بلکه “سونامیِ فرارِ سرمایه” است. لنین اگر زنده بود، جلوی فوق نخبگانِ ایرانی لنگ می‌انداخت؛ او می‌خواست کمرِ بورژوا را بشکند، اما این‌ها کمرِ یک ملت را شکستند تا بورژوازیِ جدیدی بسازند که ریشه‌اش در “رانتِ ولایی” و میوه‌اش در “فرنگِ قشنگ” است و آخرش ما ماندیم و هزاران نوکیسه و تازه به دوران رسیده که فیگور بازرگانِ موفق گرفته اند!

عواقبِ اجتماعی: وقتی “گلوله” جوابِ “چرا” می‌شود
در جامعه‌ای که پولش به کیلو مبادله می‌شود، پس‌انداز کردن علامتِ بلاهت است و دزدی، نشانه‌یِ ذکاوت!
و عاقبتش:
– ذبحِ اخلاق: وقتی سفره کوچک شد، حیا و ایمان هم از درِ دیگر خارج می‌شوند
– آنومی جمعی: در جامعه‌ای که دزدی نشانه‌ ذکاوت شود، بازگشت به مسیر توسعه دهه‌ها زمان می‌برد
– تخریب سرمایه اجتماعی: وقتی مردم می‌بینند که “رانتِ ملا-ولایی” چطور ثروت ملی را می‌بلعد، پسبِ اعتماد جامعه از بین می‌رود.

و جوابِ “سربی” تلخ‌ترین جایِ این سمِ کشنده است که اگر بپرسی “حقِ ما چه شد” با “گلوله” جوابت را می‌دهند و نامش را می‌گذارند “مصلحت نظام و حفظ اسلام!”

نتیجه نهایی
میلیاردها دلار، بهایِ سنگینِ ۴۷ سال حماقت، تزویر و اقتصادِ “خر‌محور” است. رقم ۱۱۷، نفرینِ نسلی است که آینده‌اش در چاهِ ویلِ شعارهایِ پوچ فرو رفت. ما ماندیم و ریالی که مایه خجلت شده و خواصی که با پولِ یتیمان، در حالِ آباد کردنِ دیارِ کفر هستند. این سیرکِ غارت تا زمانی که “لحافِ تزویر” پاره نشود، ادامه خواهد داشت گرچه بسی از آثار آن جبران ناپذیر بوده و دامان چندین نسل را خواهند گرفت.
اینجا عدالت فقط کور نیست بلکه آبِ مروارید هم میریزد! و اینگونه میشود که آخرش لیست متهم “ب-ز” و “ک-م” به امت میدهند تا برای اجرای عدالت شان کف بزنند!
بزعم کاتب، این ۱۱۷ میلیارد دلار نه ناشی از “تحریم خارجی”، بلکه محصول “تصمیم داخلی” بوده؛ تا راهِ فرارِ “مقدس‌مآبان” آسفالته شود.

و آیا در این دیارِ بلازده، فریادرسی هست که گریبانِ یغماگرانِ بیت‌المال را بگیرد، یا “عدلِ علی” کما‌فی‌السابق فقط برای بریدنِ دستِ قالپاق دزدان و مویِ دختران عمل می‌کند؟

می‌تازد این زمانه و ما لنگ می‌زنیم
بر طبلِ توخالیِ “عدالت” چنگ می‌زنیم

 

امیرعلی متولی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)