کلیهای دارم فروشی ، رهبرا ابتیاعش کن، مرخّص کن مرا ,کلیهای دارم جوان و تازه سال میفروشم , شادمان و خوش به حال قیمتش یک ماه اجاره خانهام یا سه ماهی پول آب و دانهام , قیمتش چند اسکناس ساده است که دم جاروی تان افتاده است , قیمتش یک لنگه نعلین شما , ده گرم تریاک آقا مجتبی , قیمتش یک پاچۀ پیژامهات, نیم متر ابریشم عمامهات , جان رهبر کلیهای دارم درشت حظ کنی وقتی بگیری توی مشت, کردهام بهر فروشش کارها , آگهی بنوشته بر دیوارها , کردهام توی مطبها التماس تا که بفروشم شوم از غم خلاص , لیک میگویند فعلاً بیشتاب , کلیه بسیارست در نوبت بخواب , رهبرا ما نسل کلیه در کفیم , مارکت اشباعست و ما توی صفیم , پس شما با آنهمه پول و پله بنده را دریاب , در این مرحله زانهمه پولی که بفرستی دمشق تا به آن جانی ببازی نرد عشق , زانهمه پولی که بفرستی برون با هواپیما و ناو و کامیون زانهمه خرجی که داخل میکنی نذر اوباش و اراذل میکنی , قطره ای از آنچه رویتر کرده فاش خرج کرده صاحب این کلیه باش , تا که داری اینهمه میلیارد را در کفات چاقو بگیر و کارد را , رهبرا پهلوی مخلص پاره کن درد یک بچه محصّل چاره کن , کلیهام بردار تا گردی قوی تقویت گردی ز حیث کلیوی , بعد ازین مرد «ثلاثالکلیه» باش بر مریدان خودت بهتر بشاش
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.