مصاحبه با سعید برزین
مصدق کاتوزیان (مدیر سابق رادیو فردا و جامعه شناس) معتقد است گفتوگو برای آشتی ملی به تدریج در ایران شکل گرفته ولی هنوز به سطح مطلوب و مورد نیاز نرسیده. وی تاکید دارد که:
یک – گفتوگو میتواند ابزار یافتن راهحل برای مشکلات کشور باشد.
دو – هدف از گفتوگو ایجاد یک نظم نوین بر اساس سازش مخالفان با یکدیگر و با حاکمیت است.
سه – در شرایط فعلی، گفتوگو با موانع جدی ساختاری روبرو است و از جمله اینکه سازش همه ایرانیان را شامل نمیشود.
سعید برزین: آقای کاتوزیان، شما سالها در مقام یک روزنامهنگار حرفهای مسائل سیاسی ایران را از نزدیک دنبال، و از جمله با صدها متفکر و فعال سیاسی مصاحبه کردهاید. به نظر شما آیا گفتوگو میتواند نقشی در حل مناقشات سیاسی ایران ایفا کند؟
کاتوزیان – گفتوگو میتواند ابزار کاهش تنش، بازسازی اعتماد و یافتن راهحلهای مشترک باشد. اما تلاش برای گسترده شدن گفتوگو و تساعد آن به سطح سیاسی و حزبی به دلیل فضای امنیتی و انحصار قدرت، اغلب به درجات مختلف سرکوب شده و همچنان میشود. متاسفانه، به جای آن تکصدایی ترویج شده.
با این همه، در سه دهه گذشته به عللی چند گانه انحصار صدا و سیمای جمهوری اسلامی و دیگر رسانههای رسمی و غیررسمی حکومت بر اطلاعرسانی و فرهنگسازی رفته رفته کم رنگتر شده است. به همین دلیل میزان محدودیت قبلی بر فضای گفتوگو وجود ندارد.
از سوی دیگر میبینیم که گفتوگو از مرز رادیو و تلویزیونهای دولتی فارسیزبان خارج از کشور هم فراتر رفته و رسانههای کوچک دایره بحث میان فعالان و صاحبنظران و حتی شهروندان عادی علاقمند را بازتر کردهاند.
امروز شاهد هستیم که سکوها و پلاتفرمهای متعدد الکترونیکی، کتبی، تصویری و صوتی بر روی موبایل و اینترنت بر سطح و عمق اندرکنش و ارتباطات متقابل افزودهاند.
آنها امکان مراوده مستقیم میان تولیدکنندگان محتوا و مخاطبان را پدید آورده و سبب برخورد عقاید و تعاطی آرا میان کنشگران حرفهای و عامه مردمِ، با اندیشهها و گرایشهای متنوع و متضاد، شدهاند.
همه اینها یعنی تقویت نبض گفتوگو و مدارا و پرسوتر شدن نور امید برای هموارتر شدن مسیر سازگاری و همافزایی میان قطبهای متضاد در فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.
توجه داشته باشیم که تجربه تاریخی جهانی — به ویژه از جنگ جهانی دوم به این سو — نشان داده که گفتوگو معمولا به کشف راه حلهای مشترک برای انواع اختلافها و سرانجام توافق و تفاهم میانجامد. در ایران هم، با همه فراز و نشیبها و پایین و بالاها، نتیجه احتمالی گفتوگو اعتماد سازی، کاهش و مهار تنش و، در موفقترین اشکال خود، دستکم رفع تعارض است.
س – هدف گفتوگو، در ایران و در آغاز سده پانزدهم هجری خورشیدی، چه میتواند یا چه باید باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که گفتوگو جایگزین حذف شود؟
ج – روش پیشبرد بلواها، شورشها و انقلابهای ایرانی در گذشته ترویج وعظ، خطابه و مونولوگ برای ایجاد وحدت کلمه با شعارهایی سادهسازانه – نظیر «اتحاد، مبارزه، پیروزی» یا «همه با هم» – با هدف حذف حاکم و حاکمیت مستقر بوده است.
بسیاری از فعالان سیاسی و حزبی اپوزیسیون جمهوری اسلامی، ۴۶ سال بعد از انقلاب ۵۷، به رغم دیدن نتایج کاربرد روش یادشده، مطابق عادت مالوف، هنوز مثل گذشته به دنبال حذف حاکم و حاکمیت مستقر هستند. مثلا قبلا در پی حذف شاه و شاهنشاهی بودند و حالا به دنبال حذف آخوند و آخوندیسم هستند. بدون توجه به این که نتیجه کاربرد این روش نه استقرار آزادی، حاکمیت ملی، دموکراسی و
عدالت اقتصادی و اجتماعی، که استمرار استبداد و دیکتاتوری شد.
این در حالی است که هدف از گفتوگو در سیاست مدرن ایجاد نظمی نوین بر اساس سازش مخالفان حاکم و حاکمیت مستقر با هم از سویی، و سازش همه طیفهای مخالفان با حاکم و حاکمیت از سویی دیگر است.
شایسته و بایسته است که بر اساس تجارب متعدد خونبار و ملالآور قبلی از دوباره و چند باره آزمودنِ آزموده بپرهیزیم. شایسته و بایسته است که این بار هدف از گفتوگو آشتی و سازش اصولی احزاب سیاسی و همگرایی جامعه مدنی باشد.
بر پایه چنین وفاقی است که یک قرارداد اجتماعی نوین مترقی و یک قانون اساسی پلورالیست و دگرپذیر، و استقرار حاکمیتی نه در لفظ بلکه به واقع ملی شکل میگیرد.
تنها در چنین شرایطی است که بر بستر ساختاری چند صدایی، توسعه سیاسی و اقتصادی توامان و پایدار، در چارچوبی دمکراتیک و مردمسالارانه میسر میشود.
از همین روست که به جرات میتوان ادعا کرد که معجزه سده چهاردهم تاریخ ایران امکانپذیر شدن یک گفتوگوی ملی و سراسری است.
س – به نظر شما در شرایط کنونی ایران، گفتوگو میان کدام گروههای سیاسی جریان دارد؟
ج – به نسبت پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷، گفتوگو در چهار دهه اخیر به گونهای فزاینده در میان گرایشهای معتدل در همه طیفها و جریانهای سیاسی گسترده شده و رسوخ کرده است.
اما گفتوگوی کارساز و موثر در داخل ایران هنوز هم تقریبا محدود به جناحهای حکومتی است. به ویژه میان اصولگرایان مصلحت گرا و جناح اصلاحطلب حاکمیت.
در ایران هنوز فضای امن لازم برای گفتوگو میان جناحهای حکومت با منتقدان نظام فراهم نشده است؛ چه رسد به گفتوگوی حاکمان با مخالفان نظام.
س – اگر گفتوگوی سیاسی بخواهد جدیتر شود و در جهت یک آشتی ملی حرکت کند کدام طیفها را باید مد نظر قرار دهیم؟
ج – برای گفتوگوی ملی واقعی، در یک کلام باید همه طیفهای سیاسی و طبقات اقتصادی، اقشار و لایههای اجتماعی و گرایشهای متنوع و ظاهرا متضاد فرهنگی، دینی، آیینی و قومی مشارکت داشته باشند — از حاکمیت تا منتقدان، اقلیتها، زنان، کارگران، جوانان، جامعه مدنی و اپوزیسیون داخل و خارج و مالا حتی جداییخواهان.
امروز در گفتوگوهای رسمی جناحهای حکومتی، بردباری و شکیبایی در برابر باورهای گوناگون طیفهای منتقد و مخالف ساختار و قانون اساسی جمهوری اسلامی بروز و ظهور جدی و موثری ندارند. این در مورد اقلیتهای جنسی، جنسیتی، سِنّی، دینی، فرهنگی و اندیشهای و نیز مدافعان سبکهای غیرسنتی و مدرن زندگی نیز صادق است.
اما در خارج از ایران، در چهار دهه اخیر، رفته رفته شبحی از گفتوگوی نسبتا برابر میان حذفشدگان از دایره حکومت نمایان و آشکار شده است. گفتوگوهایی که هدف آن هنوز سازش همه ایرانیان با هم نیست. گفتوگوهای لازم و ضروری اما نه کافی و کارساز.
برای پرهیز از تکرار رویاروییهای خونبار پس از انقلاب ۵۷، در ترکمنصحرا، کردستان، خوزستان و در دو دهه اخیر در بلوچستان، ضروری است که دایره گفتوگو از حالا حتی شامل طیفهای تجزیهطلب، جداییخواه یا استقلالطلب شود – با هر توصیفی که میخواهید، میخواهیم و میخواهند از این طیف یاد شود.
س – اگر موافقت کنیم که گفتوگو نقشی حیاتی در تحولات مسالمت آمیز دارد، آنگاه ارزیابی شما از وضعیت جاری فرهنگ گفتوگوی سیاسی در ایران چیست؟
ج – گفتوگو در داخل ایران با سد محدودیت، سرکوب و در بهترین صورت کمبود اعتماد رو به رو است. در خارج هم به رغم پیشرفتهایی که در زمینه مداراجویی و دگرپذیری صورت گرفته، گفتوگوها اغلب هنوز تا اندازه زیادی حذفی، قطبی و پرتنشاند.
هتاکی و دگرستیزی تعداد اندکی نامدار و تعداد بیشتری بینام و نشان و نقابدار و ارتش و چریک سایبری در فضای مجازی در کنار معدودی بزنبهادر و شرمسارگر در فضای واقعی جیغ و داد و غوغا میکنند. آنها به جای همافزایی همهمه میآفرینند. اقلیتی پر سر و صدا و مخل که به رغم تفاوتها و تضادهایی که در خط و خطوط سیاسی دارند روش و منش آنها – به عمد یا سهو و دانسته یا نادانسته – دشمن گفتوگو و مدارا است.
البته فرهنگ گفتوگو در ایران و در خارج از ایران تا اندازه قابل توجه و درخور اعتنایی از فرهنگ «مرگ بر» و «اعدام باید گردد» فاصله گرفته است. ولی برای رسیدن به یک جامعه سالم، رقابتی و پرنشاط بستر گفتوگو باید بسیار گستردهتر از این شود که هست.
س – اگر نیروهای سیاسی به جای رقابت بر سر حذف یکدیگر، بدنبال همزیستی و تفاهم بروند شاید بتوانند راه حلی برای مشکلات کشور پیدا شود؟ در شرایط موجود، وظیفه جناحها و جریانهای سیاسی را برای شکلدهی و تشویق چنین گفتوگو چگونه میبینید؟
ج – تفکر جناحی، هنوز هم تا حد زیادی گفتوگو را پروژه و برنامهای برای حفظ و بازسازی قدرت میبیند نه پروسه و فرآیندی برای رسیدن به آشتی، تفاهم، توافق، و یا دستکم وفاق و رفع تعارض.
به رغم پیشرفتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جامعه مدنی و در زیر پوست جامعه ایران در چهار دهه اخیر، گفتوگو در داخل و در خارج از کشور، بیش از آنکه ملی و باز باشد، تا اندازه زیادی میان–فرقهای و محدود است.
با این همه اگر پیشرفتهای بالفعل و کمی گذشته معیاری برای تخمین چشمانداز بالقوه و کیفی آینده باشد، میتوان امیدوار بود که دایره گفتوگو از این هم که اکنون هست فراتر رود. امید اینکه روزی هم نمایندگان حکومت را در برگیرد و هم همه گرایشهای منتقدان و مخالفان نظام «جمهوری اسلامی ایران» را.
فقط در چنین شرایطی گفتوگو از بگومگو پیشی میگیرد؛ «با یکدیگر حرف زدن» از «علیه یکدیگر فریاد زدن» جلو میافتد؛ دیالوگ از مونولوگ فاصله میگیرد؛ روشنگری از افشاگری جدا میشود؛ رقابت بر خصومت و جذب بر حذف غلبه میکند؛ همزیستی جای ستیز را میگیرد … و گُل بر گلوله پیروز میشود.
برزین: آقای کاتوزیان از اینکه وقت خود را برای این مصاحبه گذاشتید سپاسگزارم.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.