ا
مسعود خوشابی

پس از انتشار یادداشتی با عنوان :” شکوفائی اقتصادی که مشهود نیست !” در تریبون زمانه (۱۴۰۲/۰۹/۰۹) انتظار این بود که وزیر” تعاون ،کار و رفاه اجتماعی” قدری با احتیاط و ملاحظه بیشتری زبان درکام بچرخاند و در حوزه‌هائی که درحیطه‌ی‌تخصص ایشان قرارندارند ، نه تنها در بین “خودی‌ها” بلکه به ویژه درمیان “غیرخودی‌ها” دم برنیارند که خاموشی چه بسیار شرط عقل است آن هم درفضائی که نمی‌توان تمامی : گوش ها را کر ، زبان ها را لال و چشم ها را کور کرد . اما گویا این دیدگاه که اهل مطبوعه ستون پنجم دشمن هستند ونه چشم وچراغ و بلندگوی ملت و قطب نمای اصحاب قدرت تا ابدالآباد برخی از حکمرانان ج.ا.ا. را رها نمی‌کند . ‌

جناب حاج آقا سید صولت مرتضوی ، وزیر”تعاون ، کار و رفاه‌اجتماعی” ‌، به جامعه‌ی‌معلولان افتخار دادند و به جای خُلف وعده‌ی‌ مقام محترم ریاست جمهوری در مراسم معلولان که به مناسبت سوم دسامبر (۱۲آذر) روزجهانی‌معلولان نام گزاری شده است ، شرکت کردند .

انتظار این است که حضور مقامات حکومتی درمراسم بزرگ داشت‌ها توأم با ذکر آمار و ارقام مستند و تشریح وضعیت باشد ، به عبارت دقیق تر مختصات سوژه‌ی مورد جلسه دقیقاً توضیح داده شود ، به سوابق تاریخی آن اشاره شود ، دلیل یا ادله آهنگ پیشرفت اش و موانع پسرفت‌اش برشمرده شوند و درنهایت خطوط کلی مسیر آینده ی آن ترسیم گردد.اما … گویا … جناب وزیر استادِ نعلِ وارونه زدن است ! ازمنبر خطابت چشم در چشمان همیشه نمناک معلولان می دوزند و می گویند : ” به امید ایرانی بدون‌معلول” ! شگفتا ازاین همه هوشمندی ! روز‌ِروشن در مَلاَ عام به میزبانان خود می‌گوید :” به امید روزی که شما نباشید !” … نه به امید روزی که معلولیت باعث ایجاد تفاوتی بین انسان ها نباشد ! نه به امید روزی که معلول ازحس‌ِ جانفرسای‌معلولیت‌اش رها شود ! نه به امید روزی که علم وتکنولوژی فاصله بین معلول و غیر معلول را بیش ازصفر نگه ندارد ! نه به عقب افتادگی فرهنگی‌جوامعی که تفاوت های معلول با غیرمعمول را پُررنگ می کنند ! بلکه نه (!) به موجودیت معلول ! معلولی که یا زاده‌ی امری خدادادی است یا‌ جنگ و یا تصادفات ناشی از استفاده ی بی محابا وبی رویه و غیر قانون مدارانه از تکنولوژی !
جناب وزیر که جای علت و معلول را اشتباه گرفته اند ، همچین بفهمی نفهمی خواستار نیستی معلولان شده اند ! به فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی‌الهیات باید گوش زد کرد : ” الحذر ! الحذر ! … یاایّهاالاخوی !! … اَخَذَتهُ العِزَّه ُ بالاِثمِ … ” گویا درد معلولیت در ج.ا.ا. کم بود ، یک لبه ی قیچی هم دست ناجراح افتاده درد زائی می‌کند به جای درد زُدائی !

اجازه دهید ازاین لبه‌ی قیچی کمی فاصله بگیریم و ببینیم آیا تمامی اصحاب دنیای هزاره ی سوم میلادی هم، چنین امید و آرزوئی در دل می پرورانند؟

در جوامع پیشرفته‌ی‌اروپائی‌، جایگاه بس رفیعی برای طیف وسیع معلولان قائل هستند . به انگیزه های تاریخی ماجرا کاری ندارم ، ولی اساساً نه تنها شهر ، خدمات شهری بلکه بسیارفراترازآن‌کشور به گونه‌ای هوشمندانه وناظربه‌مقصود طراحی ، ساخته و پرداخته شده است که‌ موجودیت ، رعایت حال و احترام معلولان امری بدیهی و مسلّم و بدون هرگونه شک‌وشبهه ای‌پذیرفته شده است .
تمامی اماکن عمومی ، سالن های سینماها ، تاترها ، کنسرت‌ها ، موزه ها ، مراکزآموزشی ، درمانی ، خدماتی … طوری تعبیه شده اند که معلولان منظور .
یک راننده اتوبوس یا تراموا به محض ملاحظه‌ی معلولی‌در صف منتظران ، بی‌درنگ از وسیله‌ی‌ نقلیه خود خارج می‌شود و با وسایل متعدد به اوکمک می‌کند تا سوار وبعد پیاده شود و صدها نفر منتظر حرکت هم عین خیالشان نیست که گویا وقت‌شان دارد تلف می‌شود ! دیدن پسر بچه ای که باداشتن یک‌پا دوچرخه می‌راند و دخترکی که به خاطر معلولیت درستون فقرات خوابیده دوچرخه رانی‌می کند ، جوانکی که با نداشتن یک یا دوپا مثل قرقی می‌دود و یا مثل مرغابی شنا می‌کند و مهمتراز آن نظراحدالناسی راهم به خودجلب‌نمی‌کنند ‌صحنه های دیدنی هرروزه هستند !
چه بسا تعداد فروشگاه های عرضه کننده‌ی‌خدمات توان بخشی و کمک درمانی که از تعداد فروشگاه های عینک وسمعک فروش بیشتر باشد !
چه بسیار اتفاق می افتد که شما باکسی صحبت می کنید و حتی متوجه نمی شوید یک چشم و دوگوشش از حیض انتفاع افتاده اند ! … چه بسیارنابینایانی را می بینید که یک سگ‌تر بیت شده نقش دوچشم او را بازی می کند !… چه سازها برای معلولان که نمی سازند ، چه ماشین هاکه طراحی نمی کنند !

آنتراکت (entracte) تمام شد ! برویم سراغ لبه‌ی دوم قیچی که همچنان دردست ناجرّاح است !

ایشان بناگاه از جایگاه وزارت” تعاون ، کار و رفاه اجتماعی” ، فاصله می‌گیرند و در مقام وزارت امورخارجه جلوس می‌فرمایند :” جامعه‌ی‌جهانی‌درمقابل‌موضوع‌فلسطین ، کرو کور و لال ، شده اند ! ” خیز آهو حداکثر ۱۳ متراست وخیز ایشان الی ماشاءالله تعالی !
بناگاه می‌انگاری بی‌خود نبود باهزار ضرباضربوا و مخالفت خوانی تمامی آئین نامه های استخدامی ، شهردار ابرشهری‌چون مشهدش کردند و دو نهاد نسبتاً معتبر چون ” دیوان عالی محاسبات ” و ” دیوان عدالت اداری ” هرکدام به نوعی به عدم صلاحیت اش رأی‌های‌ شداد وغلاظ صادر نمودند !
بر شما منت گذاشته اند و شما را به مراسم شان دعوت کردند ! حاج آقا ! سید ! بزرگوارا ! شاَن مجلس چه ربطی به کشتار و معلول آفرینی‌ ده ها هزار از اهالی مردم غزه توسط یکی از بدخیم ترین غدد مرگ آفرین منطقه دارد ؟
توکه نوشم‌نه‌ای،نیشم‌چرائی ؟ / توکه یارم‌نه‌ای‌پیشم ‌چرائی ؟
توکه مرهم نه‌ای برداغ ریشم / نمک پاش دل‌ریشم چرائی ؟
ماهی نیست که جامعه ی معلولان یک صدا ویک نفس با آن اوضاع دل خراششان ، شجاعانه در این سرزمین تاریخی درّه‌اندردشت ، بیرق اعتراض‌شان را به‌اهتزاز درنیاورند ، پاسخی قانع کننده‌ندارید که بدهید، پیش کش ! به صحرای کربلا نزنید و فهم وشعورشان را اقلاً به سُخره نگیرید !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)