تنقد وبررسی کتاب ” درستایش اتلاف وقت”
این کتاب ۱۰۲ صفحه‌ای‌کم حجم و پرمحتوا یکی‌ازآثارپرشمار آلن لایت من (Alan P Lightman)، فیزیک دان ،رمان نویس و مقاله نویس معاصر و مطرح آمریکائی‌است که درسال۲۰۱۸ منتشرشده است.
آلن لایت من (۱۹۴۸-۰۰۰)، زندگی پر مشغله‌ای‌دارد ، که درخلال پرداختن به موضوعات پراهمیت مبتلا به دنیائی که درآن بسر می بریم، اشارات پرشماری به آن وکارهایش هم دارد .
وی براین باوراست که انسان‌های‌این عصر درجهانی بی‌قرار، زندگی ناآرام وزمان محوری را پیشه کرده اند ، که درغایت امر به خوشبختی راهی ندارد .
اوبراین باوراست که :”درپس فن‌آوری‌ ، کل شیوه ی‌تفکرما ، شیوه‌ی‌بودن ما درجان،  وخصلت های‌اجتماعی و روانی ما تغییر کرده‌است .”( صفحه ۱۶)، به عبارتی دیگر بدون تنفس وشنیدن صدای درونی مان ، زندانی همین دنیای بی قرار پیرامون مان هستیم .(۱۸) ، این دنیا “وحشت از تنهائی “رابارآورده و جوانان دوره‌ی‌مدرن تنهائی را تقریباً غیرممکن یافته اند .
ترس از ، ازدست دادن فرصت ( FOMO = Fear Of Missing Out) به عارضه‌ای طبیعی تبدیل شده است .
وی بیان می کند :” در قرن ۱۹ تلگرام اختراع شد . اطلاعات درحدود ۴ بیت در ثانیه به مقصد می رسید ، امروزه  یک میلیون بیت درثانیه منتقل می شوند .”(۲۰)
“قدرت تولید درسال از ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۸ چهار برابر شده است.” ، ” تکنولوژی اوقات فراغت را کم کرده است .” و نگاه  نظام صورت حسابی‌، ارزش زمان را تقلیل داده‌به پول ،که عمیقاً باشکوفائی انسانی مغایرت دارد .”(۳۱)
وی براین باو است که ” دانش‌جویان کم تر آمادگی دارند تا اطلاعات را نقّادانه ارزیابی کنند و از آن ها اعتقاد قابل دفاع بسازند .”(۳۵) فن آوری های جدید ، تأملات تنهائی ،فضای‌باز ذهن و خلوت کردن با خود را ازبین برده است (۳۶)
فن آوری که باعث نشود سودای دوسه چیز را درسرداشته باشیم ونه هزارچیز،  نفرین است ونه نعمت !(۳۷)
…وازاین جا به بعد در ستایش اوقات فراغت می پردازد .
ازاینشتین می نویسد که بخش زیادی‌ازحل‌مسأله وتفکرخوب درسطح ناخودآگاه رخ می‌دهد ، یعنی درفضا وزمانی که ذهن درگیر نیست .
” وقت گذرانی‌به نحو هوشمندانه وبه شکلی که برای فرد خوشایند باشد ، درون او را غنا می‌بخشد و باعث رشد شخصیت اصیل او می شود .”  (۴۵)
ازنکات قابل توجه کتاب این که :” ایده ها ممکن است دهه‌ها درضمیر ناخودآگاه به خواب برود و بعد ناگهان برگردد”(۵۱) وحتی بیان شده : ” درموقع استراحت ، مغز فقط ۵% کمترازوقتی که هشیارانه سرگرم کاراست ،انرژی مصرف می کند .”(۵۲)‌ 
درکتاب به موضوع خلاقیت هم اشاره شده است به این ترتیب که :” خلاقیت چیست ؟…این یک رازاست …[اما بهتراست بدانیم] پیوند نزدیکی باهوش ندارد . افرادبسیار خلّآق،  به طور متوسط ، ضریب هوشی‌ای‌حول و حوش ۱۲۰دارند . [ واین درحالی‌است که‌باهوش ها از ۱۳۵ تا ۲۰۰] (۵۴)
البته ناگفته نماند که درکتاب به کوتاهی نظریه های درباره ی خلاقیت برشمرده شده اند:
۱- فروید ویونگ معتقدبودند که افراد درواکنش به دشواری ها یا عواطف سرکوب شده خلّاق می شوند .
۲- خلاقیت با عارضه‌های‌ذهنی‌ملایم همراه است .
۳- ترس از مرگ … ایجاد چیزهای زوال ناپذیر می کند .
۴- فرارازاسترس روزمره باعث خلاقیت می شود .
۵-شکوفائی خویشتن ، به عبارت دیگر ، میل به تبدیل شدن به بهترین شخصیتی که می‌‌توانیم باشیم ، خلاقیت ایجاد می‌کند.
۶- درمورد اینشتین ،کنجکاوی درباره ی کیهان ، عامل خلاقیت او عنوان شده است .
۷- درمورد پیکاسو ، میل به فردیت و بینش های درونی مبانی خلاقیت او محسوب می شود .
اما آنچه بیش تر پژوهش گران درباره‌ی‌‌آن اتفاق نظر دارند، ” تفکر واگرا” ست .
“تفکرواگرا” به این معنی که : توانائی‌کاویدن‌مسیرهای‌متفاوت، راه حل های‌متفاوت‌به نحوی‌خودجوش ونامنظم .
باتوجه به این نکته که :” تفکرواگرا” قائم به خودش است ودر وقت های ” تلف شده ” سرمیرسد ؛ بابازی،  خلاقیت و کنجکاوی همراه است .(۵۶)
ناگفته نماند :” امکان دارد در نوعی‌ازانتخابات به هر دواندیشه‌ی‌ناهشیار هوشیار نیازدارد. هم ملاحظاتی‌خودجوش وهم ملاحظات عمدی و آگاهانه ، اما دلیل خواهم آوردکه‌ دراکثر موارد یا همه‌ی‌شکل‌های‌فعالیت خلاقانه ، ودر نقاط‌مشخصی‌،به ذهنی‌باز و آزاد نیازاست ؛ ذهنی دست وپانبسته ، درون نگر و دورازمحدودیت . ذهنی که دو شاخه‌ی‌آن ازپریزدنیای شلوغ، پرازتجهیزات الکترونیک کشیده شده باشد . “(۵۸-۵۹)
قابل توجه آن که :” بسیاری کشفیات این مراحل را طی‌می‌کنند : (۱)آمادگی  (۲)درتنگناقرارگرفتن (۳)بینش نو یا تغییردیدگاه و سرانجام (۴) کشف .    … درتنگنا قرارگرفتن کاتالیزورتخیّل خلاق است و باعث تسریع [پیدایش] آن می شود .” تخیلات خلاق خفته ” ، ” عادت ذهن به تأمل و ژرف اندیشی” در” تنگنای‌دنیای‌پرارتباط وزمان محور امروز ” رنگ باخته است . (۶۱)
قابل ذکر آن که :”هیچ‌یک از کشفیات بزرگ علمی قرن بیستم ، کارمبتدیان نبوده است “. به عبارتی : ذهن بارورشده،
درتنگنا ره گشا است .
بازهم در مذمت ” دنیای پرارتباط وزمان محور ” به نتایج یک بررسی آماری اشاره شده است که :” خلاقیت درمیان آمریکائی ها از سال ۱۹۹۰کاهش پیدا کرده است .”
درفصل ۶ ، باعنوان: زمان خاموشی‌کامپیوتر و فعالیت های‌نو ، آلن بایت من ،با بررسی تجارب شخصی‌خویش‌ از اثرات مُراقبه و نتایج آماری‌ تحقیقات دانشگاهی‌، بادرنظر گرفتن مؤلفه های شش گانه شاخص بهزیستی روانی افراد که عبارتند از :” (۱)خویشتن پذیری (۲)روابط مثبت بادیگران (۳)استقلال فردی (۴)تسلط برمحیط اطراف (۵)هدف مندی‌درزندگی (۶)رشدشخصی (۶۸)،  تأکید دارد که ” دنیای پرارتباط و زمان محور ” ، با آن ها سرسازگاری ندارد و مُخلّ آن ها است .
آلن‌لایت من ، با اشاره به لحظات خوشایند زندگی‌شخصی‌اش درهنگامه هائی‌که غرق در دورانی دوراز دنیای‌پُرهیاهوی کسب وکار، فنآوری‌وکامپیوتربوده ،صدای‌درونی خود را نجوا کنان می‌شنیده که می‌گفته :”این منم ، این‌کسی‌است که می‌خواهم باشم .این جهان ِ وجودمن است .”(۷۲)… ودرادامه بابیانی کم وبیش شاعرانه به تمجید ” زمان خاموشی” می‌پردازد،یعنی‌زمانیکه ذهن فضا و آزادی‌آن رادارد که درراهروهای وسیع حافظه‌پرسه‌بزند و برکیستی ما تأمل کند . “زمان خاموشی”فرصتی‌است که می‌توانیم‌درگذشته‌مان غوطه‌ورشویم و آینده‌مان رامتصور شویم . وقتی‌است که‌می‌توانیم”خود”های‌مان را اصلاح و مرمت کنیم .زمانی‌دور از شلوغی‌و هیاهوی جهان .زمانی‌آرام.تنها. زمانی‌برای‌حرمت گذاشتن به خویشتن درونی ! زمان خاموشی زمانی است که ارزش‌های‌خودمان راتصدیق‌کنیم و براساس آن ها زندگی‌کنیم . تعبیر” زمان خاموشی” در دنیای کسب وکار ،دنیای‌فنآوری،دنیای‌کامپیوتر،درحکم دشنام است .اما برای ناحیه‌ی‌سرسبزورازآمیزذهن ما ، مجالی‌است برای‌کاویدن و کسب تجربه‌های جدید.
درادامه ، لایت من ، به تعریف ” خودایستائی” (homeostasis) ، یعنی توازن باثبات می‌پردازد، وآن را نظم دادن به دنیای درونی در مقابل تحریکات خارجی به منظور حفظ یک پارچگی درونی تلقی می کند . لایت من با استفاده از دیدگاه کارل گوستاو یونگ ، هویت را براساس”خود”برپایه همین انسجام درونی مورد تأکید قرارمی رهد. لایت من در توضیح اهمیت زمان خاموشی آن را معادل نقش خواب در بقاء موجودات زنده قرار می‌دهد.(۷۵)
وایت من ، بحث جالبی را مطرح می کند که اساساً مفهوم زمان چیست ؟ … وثابت می کند برداشت از آن ازبارفرهنگی پرمایه ای برخوردار است ، مثلاً توضیح می‌دهد:” درهند، زمان شبیه جریان رودخانه است . ما درلحظه می مانیم . زمان فراوان است . زمان شبیه پول نیست .زمان ازبین نمی رود .” (۷۹)
لایت من براین باوراست که :” زمان یعنی رفاه ونیک بختی روانی خودمان را احیاء کنیم .زمان یعنی‌خود را در مقام انسان بپرورانند. زمان یعنی‌تخیلات خودمان را ازقیدوبند آزاد کنیم .زمان یعنی‌از سلامی عقلی‌خودمان دفاع کنیم . زمان یعنی بفهمیم چه کسی‌هستیم و می‌خواهیم چه‌کسی‌باشیم . وی می نویسد در فعالیت هائی‌که برشمردم ،”اتلاف وقت” ازبی‌فایدگی‌غیراخلاقی‌فرسنگ ها فاصله دارد.اتلاف وقت شاید مهم ترین اشتغال ذهن می باشد. (۸۶ )
درانتها ، لایت من ، به مقایسه تخریب انسانی جهان طبیعی و محیط زیست با تخریب وجود شخصی ودرونی ما به واسطه‌ی‌دنیای‌مجازی‌ می‌پردازد . او یادآوری می کند :” ۱۵۰ سال قبل تلفن نبود .۵۰ سال قبل اینترنت نبود .۲۵ سال قبل گوگل نبود …. ازسال ۱۹۸۵ تاامروز ، سرعت اطلاعات ازحدود ۱۰۰۰ بیت برثانیه به حدود ۱ میلیاردبیت برثانیه افزایش یافته …بعضی از نیروهائی که موجب این دگرگونی شده اند ، همان هائی‌هستند که منجر به تخریب محیط زیست ما شده اند ازجمله میل به افزایش ثروت و رفاه مادی ، و جاه طلبی اقتصادی .”(۸۸)
وایت من ، راه برون رفت از این مخمصه را :” رویکردی ذهنی برای دست یابی سکون ، حریم خصوصی ،تنهائی‌، آهستگی‌ و تأملات شخصی ” تلقی  ‌می‌کند .او تأکید دارد که تغییر عادات ذهنی کاربرانی نیست ولی قابل حصول است . تنها چیزی که سخت به آن نیازمندیم تشخیص مسأله و تعهد شخصی است . باید بتوانیم منطقه‌ی حفاظت شده ای در ذهن و ضمیرمان به وجود بیاوریم. (۹۳)
مسعود خوشابی  ۱۴۰۲/۳/۱۲  Basel

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)