بایگانی

آقای “چوخ بختیار” یک کارمند خوشبخت

شعری ماندگار از “سایه” و خطی به یادگار از “صمد بهرنگی”

این یک شوخی نیست!

خشونت

«داستان دو شهر»

صمد بهرنگی (۱۳۱۸-۱۳۴۷)، معلمی که عمرش را وقف آموزش بچه‌های روستایی در آذربایجان کرد. داستان نویس برای بچه ها، پژوهشگر فولکلور آذربایجانی و منتقد اجتماعی بود. مرگ زودهنگامش در ۲۹ سالگی، وی را اسطوره مقاومت کرد. در تعبیر مرگ صمد، جلال آل احمد می‌نویسد:«می‌خواهم چو بیندازم که صمد عین آن ماهی سیاه کوچک از راه ارس خود را به دریا رسانده است تا روزی از نو ظهور کند». منبع عکس: https://qazidjahan.blogsky.com

داستان یک ترانه: آراز-آراز

صمد، معلمى که تکرار نشد

صمد بهرنگی با ماهی سیاه کوچولوی کتابش به ارس پیوست

صمد بهرنگی با ماهی سیاه کوچولوی کتابش به ارس پیوست

ب مثل بیگانه، برای دهمین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر

راز آشکار

علی اشرف درویشیان: «من سر سفره‌ خون نمی‌نشینم»!

​به مناسبت سالروز درگذشت صمد بهرنگی

شاهین نجفی پرولتاریا و صمد بهرنگی

در حاشیه برندسازی از صمد بهرنگی: ماهی سیاهِ فروشی؛ قهرمان قاب سفید

«صمد» آموزگاری برای همه نسل‌ها

بررسی تحلیلی مبارزات معلمان از جنبش تنباکو تا کنون

خاطره آن نیمروز تابستان و کودکان خیابان

از حلقه‌ هفته ‌نامه‌ «مهد آزادی‌ آدینه‌» تا حلقه ‌چریکی‌ تبریز -علی مرادی مراغه ای

آقای چوخ بختیار و فارسی وانیسم!

سلام، عمو صمد!

به یاد هفتادو پنجمین سال تولد صمد بهرنگى

ماهی سیاه و صمد٬ زادهٔ اضطراب جهانند – محمذرضا لوایی