«هرماینی گرینجر» از شخصیت های اصلی مجموعه داستانی «هری پاتر»، نوشته ی جی.کی.رولینگ، به شمار می رود. او، به همراه «رونالد ویزلی» و هری پاتر، قهرمان اصلی این مجموعه، در تمام هفت سالْ ماجراجوییِ به تصویر کشیده شده در جامعه ی جادوگران، نقش قابل توجهی را ایفا می کند. از میان خصلت های مهم او می توان هوش بالا, ملاحظه برای احساسات دیگران و احتیاط عمل را نام برد. خصلت هایی که در آمیزش با شجاعت هری و وفاداری رون, معجون ایده آلی برای ایجاد یک روحیه ی نیرومندِ عدالت خواه که درخور مقابله و مبارزه ی موثر با ظلم و بهره کشی موجود در این جامعه است، را تشکیل می دهند.

99fe09fc0e3e3fe1e310a6a531ed5e7d یکی از خصوصیات مشترکی که بین این سه دوست ،از بدو آشناییشان، وحدتی با ثبات به وجود می آورد, نگاه آرمان گرا ولی در عین حال عمل گرا به عناصر بی عدالتی، تبعیض و ستم موجود در جامعه ی جادوگریست. زمخت ترین جلوه ی این عناصر، مربوط به آن بخش به اصطلاح «تاریک» جامعه جادوگران، که ایدئولوژی ای مشابه نازیسم را اشاعه و اعمال می کنند، می شود. ولی حتی در میان آنهایی که با مقصودی نیک به سحر و جادو می پردازند و خود را از اعضای گروه مخالفین جادوگران ستمگر و گونه پرست می بینند، نگرش ها و رفتارهای تبعیض آمیزی جریان دارد که از نگاه هرماینی پنهان نمی ماند. در حقیقت می توان گفت, هوش سرشار هرماینی تنها در جوابگو بودن او به سوالهایی که توسط مدرسان «هاگوارتز» در کلاسهای درس جادو مطرح می گردد خلاصه نمی شود. با بهره مندی از یک وجدان اخلاقی منحصر به فرد، او به مسائل و نکات ریز اجتماعی ای توجه می کند که هیچ کدام از اطرافیان او، از جمله معاشران بزرگسالش، به عنوان مسائلی که حائز اهمیت باشند نمی بینند. مثال بارز این شیوه برخورد با عناصر بی عدالتی، اقدام کاملا خود جوش هرماینی به تاسیس انجمنی در جهت ترویج حقوق و رفاه اجتماعی برای «جن های خانگی» که  اقلیتی بسیار هوشمند در میان موجودات جادویی همزیست انسانها به شمار می روند، هست.

وقتی هرماینی می بیند که با جن های خانگی، که عموما به بردگی انسانها در آمده اند، بسیار تبعیض آمیز برخورد می شود و هیچ نهاد مدنی و دولتی (بله، جادوگران هم دم و دستگاه رسمی خود که «وزارت جادو» نامگذاری کرده اند را دارند!) برای حفاظت از منافع آنها وجود ندارد، خودش مصمم می شود که یک تنه جنبشی آزادی خواه شروع کند.

هرماینی کار خود را با نوشتن یک مانیفستو آغاز می کند. او هدف های کوتاه مدت این انجمن را در این مانیفستو مشخص می کند که مهم ترین آنها، کمپین برای دریافت حقوق در ازای کار،حق مرخصی و بهبودبخشی شرایط و محیط کاری جن هاست؛ و در بلند مدت نیز به آینده ای می اندیشد که در آن جن ها و دیگر گونه های جادوییِ طبقه ی محروم، از وضعیت حقوقی کاملا برابری با انسانها برخوردارند.

در یک سال اولِ کنشگری هرماینی برای حقوق جن ها، ما فقط شاهد شکست هایی پی در پی هستیم. چرا که هیچ کدام از اطرافیان او، از جمله هری و رون، اشتیاقی برای پیوستن به این جنبش نشان نمی دهند. به هر کسی هرماینی برای عضو گیری رجوع می کند یک جواب دریافت می کند: « هرماینی! چرا انقدر اصرار داری که ثابت کنی وضعیت جن ها نامطلوبه؟ جن ها خودشون اینطوری ترجیح میدن زندگی کنن و بهشون بر هم می خوره اگه باهاشون در مورد حقوقشون صحبت کنی، پس بی خیال شو.»

در حقیقت وقتی هرماینی تلاش می کند از طریق گفتگو با جن هایی که در آشپزخانه ی هاگوارتز بردگی می کنند اهداف خود را پیش ببرد، می بیند که ادعای دوستانش صحت دارد. به غیر از «دابی»، جن عدالت طلبی که از  دست اربابش آزاد شده و اکنون در هاگوارتز به ازای کار حقوق دریافت می کند، هیچ کس دیگه ای از ایده ی آزادی و حقوق برابر  استقبال نمی کند. با اینکه جن های هاگوارتز، در آخرین دیدارشان با هرماینی, اقدامات او را اهانت امیز می خوانند و او را به زور از محل کار خود بیرون می کنند، هرماینی با عزمی راسخ تر به تلاش برای احقاق اهدافش ادامه می دهد و خود را به هیچ عنوان شکست خورده فرض نمی کند.

بدون هیچ حمایت عملی یا معنوی ای از طرف جامعه ی جادوگری، هرماینی تمام راهکارهایی که برای آزادی جن ها به ذهنش می رسد در هاگوارتز به آزمایش می گذارد. مثلا، در اوقاتی که مشغول درس خواندن برای امتحانات آخر سال یا مبارزه با جادوگران سیاه نیست، با کاموا لباس می بافد و در جاهای مختلف مدرسه قایم می کند. چون بر اساس یک قرار داد جادویی، مادامی که یک جن خانگی از اربابش یک آیتم لباس دریافت می کند، از قید او آزاد می شود ‌(اتفاقی که برای دابی می افتد). ولی جن ها این اقدام او را  به فال نیک نمی گیرند چون آزادی را بزرگترین رسوایی برای جامعه ی خود می دانند.

حتی تا پایان این مجموعه، ما شاهد موفقیت قابل توجهی برای انجمن هرماینی نمی شویم ولی می فهمیم که سرانجام هرماینی برای پیگیری حقوق موجودات محروم به وزارت جادو  می پیوندد. بنابراین، این به معنای شکست این جنبش تک نفره نباید طلقی شود. شیوه ی نگرش هرماینی به عوامل بی عدالتی در جامعه و کنش گری وی در مقابل بهره کشی از یک قشر محروم، حتی زمانی که همان قشر محروم در این امر با او همکاری نمی کند، مشمول آموزه ی بسیار مهمی برای جامعه ی غیر جادویی ما نیز هست.

وقتی در جامعه ی خودمان صحبت از راهکارهایی موثر برای کنشگری در مقابل نابرابری های اجتماعی می شود، مخصوصا برای اقلیت هایی که اکثریت به حقوقشان توجهی ندارند، افراد زیادی نظرشان این خواهد بود که یا اصل یک جنبش پوچ یا مضحک هست، یا اهداف آن غیر معقول و دست نیافتنیست. با الهام گیری از عزم غیر شکننده ی هرماینی برای بهبود دادن وضعیت اقلیت های محروم، نسلی که هری پاتر بخش بزرگی از نوجوانی و جوانیشان را تشکیل می دهد، باید دست به کار شوند و در اوقات نومیدی به این گفته ی جی. کی. رولینگ پناه ببرند:

«[به عنوان یک کنشگر]، اولش فکر میکنی که آنقدر که تصور می کردی در تو توان نیست. بعدا درک میکنی که فقط با سخت تلاش کردن هست که تغییر امکان پذیر می شود و هیچ اتفاقی یک شبه نخواهد افتاد. هرماینی اولش خیال می کند که یک شبه می تواند جن ها را راضی کند که به او در یک شورش عظیم ملحق شوند، ولی بعدا می فهمد که واقعیت کاملا متفاوت است.»

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)