رضا قادری/ ایرنا

تظاهرات مردمی که پس از واقعه ی اخیر سگ کشی در شیراز صورت گرفت از دیدگاه خیلی از تحلیل گران نشانگر تحولی در نظام کنشگری حقوق حیوان ها در ایران بود. ولی این تحولِ اساساً رسانه ای را می توان به یک نوع بیداری وجدان جمعی برای ترویج و ترفیع حقوق تنها گونه های محدودی از حیوان ها نسبت داد، یا فقط به عنوان بخشی از تحولات کنشگری محیط زیستی مطرح کرد؛ زیرا توجه رسانه ای که به حرکت های ارگانی یا فردیِ پیگیرِِ بهبودی وضعیت اسف بار میلیون ها حیوانی که اسباب بهره کشی در کشتارگاه ها و تحقیقات علمی و تجارتی کشور هستند می شود، در مقایسه با موضع گیری قانونی و مدنی در برابر کشتار حیوانات سرگردان در مناطق شهر نشین و همچنین شکار حیوانات وحشی در حال انقراض، در طی دهه های اخیر، تقریباً ناچیز بوده است.

البته، پهلوی هم گذاری پدیده ی ابراز خشم عمومی در برابر کشتار سگ ها با تزریق تناوبی اسید یا کشتار خرس با ضربات سنگ و چوب، و بی علاقگی شایع نسبت به بهبود بخشی وضعیت دام ها و حیوان های آزمایشگاهی در ایران، تصویر متناقضی که منحصر به دولت و مردم ایران باشد تولید نمی کند. بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، یا قوانین تنظیم کننده ی کاملاً موثر و قابل اجرایی در این زمینه وضع نکرده اند، یا در اجرای قوانین و معاهده های خود کوتاهی کرده اند. همچنین، با اینکه جنبش های معترض به بهره کشی از حیوان ها در آمریکا و اروپا، که از دهه هفتاد میلادی،همزمان با انتشار کتاب های مستند کلیدی, نظیر «نجات حیوان ها»، موفق به ایجاد قدم های قابل توجه مدنی به سمت شیوه های زندگی متًکی به حداقل بهره کشی حیوانی شده اند، می توان با صراحت گفت که هنوز راه بسیار درازی برای احقاق هدف های خود در پیش دارند.

اگر چه وجود نهادهای رسمی غیر دولتی، مانند مکتب حرمت حیات ، و یا جوامع عموماً مجازیِ چند ده هزار نفریِ مبارزه برای حقوق حیوانات، خود حاکی از شروع گسترش نگاه تجدیدگر نسبت به رفتار ما با حیوان ها در ایران است، مشارکت مدنی گسترده ی اخیر در محکوم کردن کشتار و آزار حیوان ها می تواند نشانگر ظرفیت بالای جامعه ما برای تولّد بخشیدن به جنبش هایی غیر گونه گرا که خواستار تعمیم ملاحظه ی اخلاقی به حیوان ها هستند، تلقی گردد.

با رجوع به تاریخ معاصر گام های حقوقی برداشته شده در راستای قانونگذاری جهت حفظ رفاه حیوان ها توسط کشورهای پیشرو، مانند انگلستان، می توان دریافت که این ظرفیت تنها زمانی می تواند کارگر شود که مورد پشتیبانی اساسی حوزه ی قضایی قرار گرفته باشد. ولی متأسفانه‌ در نظام حقوقی ایران، به غیر از قوانینی غیر کار آمد در خصوص شکار و صید بی رویه ، هیچ کدام از عرصه های یاد شده در بهره کشی گسترده از حیوان ها تا به حال مورد توجه جدًی قانونگذاران قرار نگرفته است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)