سعيد سيل آبادي
آزادي با گفتن و خواستنِ خشك و خالي بدست نمي آيد مگر با مبارزه ي مدني و هزينه كردن از زندگي. اين مبارزه، جنگي است براي رسيدن به صلح و مثل همه ي جنگ ها، مبارزه در راه آزادي نيز با مخاطراتي همراه است كه كوچك ترين اش زندان و تبعيد است. مهديه گلرو، بار اولش نيست كه توسطِ رژيم زنداني مي شود.بيرون و داخل زندان تفاوتي برايش ندارد وقتي مي بيند همه ي ابعاد زندگي خصوصي و اجتماعي اش توسط حكومت تفتيش مي شود و باورها و روياهاي اش مورد پرسش قرار مي گيرند و جز رأي دادن به منتصبينِ حكومت، انتخابِ ديگري براي اش باقي نمي گذارند. چنين جامعه اي براستي از زندان، تنگ تر و محدودتر است و چاره اي جز فروريختن ديوارهايش نيست. ديوار هايي كه هر كدام شان مثل لايه هاي پياز، ديوار ديگر را أحاطه كرده اند و انسان را از حقوق انساني اش محروم و از ماهيت انساني اش تهي مي كنند. مهديه گلرو و ديگراني كه با زياده خواهي هاي حكومت مبارزه مي كنند چه هراسي از ديوارهاي زندان و حصر و تبعيد دارند وقتي مي بينند ديوارهاي نامريي ديگري با نام مذهب و قوانين ارتجاعي و حكم ولي فقيه و فتواي آيت الله ها و غيره و ذالك، پشت ديوارهاي زندان و حصر قد كشيده اند؟؟ براي انسانِ آزادي خواه و دموكرات، اگر چه مطلوب تر آن است كه براي تحقق ايده آل هايش، ديوارها و خطوط قرمزي را كه در اطراف جامعه كشيده اند گام به گام از بيروني ترين لايه ها به سمت مركز به چالش بگيرد و تخريب نمايد اما تحقق اين رفورم و اصلاح دموكراتيك ، از يك سو به آمادگي شرايط اجتماعي و هوشياري تك تك افرادِ جامعه و از سوي ديگر به خردمندي حاكميت نيز بستگي دارد كه متاسفانه هيج كدام از دو شرط مذكور فراهم نيست و بد تر از همه ، حاكميت در طول سي و چند سالِ گذشته نشان داده است كه نه تواناييِ فهم ضرورتِ اصلاح ساختارها را دارد و نه علاقمندِ به شنيدنِ مشاوره ها و رهنمودهاي نظري وطن پرستانه را. بنابراين تنها راه باقيمانده براي مبارزانِ راه آزادي، تخريبِ ديوارها از دروني ترين لايه هاي آن است كه بر خلافِ رفورم، شيوه اي انقلابي و ويران گر است و البته، اين تنها راه و تنها انتخابي است كه حاكميت به دليل نابخردي و لجبازي جاهلانه اش در مقابلِ مردم باز گذاشته است. برخوردهاي پليسي و امنيتي با اقليت هاي مذهبي و دكرانديشان و كنشگران حقوق زنان و روشنفكران و دانشگاهيان و روزنامه نگاران و نخبكانِ جامعه و مسدود كردن گفتمان اصلاح طلبانه و پافشاري حكومت بر قوه ي قهريه كه نسبت معكوسي با مشروعيت سياسي دارد، نتيجه اي جز تخريب و فروپاشي رژيم از درون ندارد و ديوارهاي زندان به عنوان نمادي از همه ي ديوارها و خطوط قرمزهاي حكومت دير زماني است كه در مقابل مبارزانِ راه آزادي، استحكام خود را از دست داده و ترك بر داشته است. مهديه گلرو و ديكر كنشگران سياسي و اجتماعي زنداني و در حصر، با شجاعتي كه از خود نشان داده اند،از ديوارهاي زندان و حصر گذشته اند و حضورشان در زندان يا حصر، باعثِ فروپاشي ساير ديوارها خواهد شد و چنان بمبِ پر قدرتي از درون ، اين نظام را ويران خواهد كرد. اين راهِ غيرعاقلانه و نابودگرانه اي است كه جا دارد دلسوزان كشور نسبت به خطرات آن، هشدارهاي لازم را به نابخردان بدهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)