سعيد سيل آبادي
مهم ترين گام در كشفياتِ جنايي، شناسايي انگيزه هاي مجرمانه اي است كه در پسِ پشتِ رفتارهايِ جنايت كارانه، پنهان مانده است. بيرون كشيدن انگيزه ي جنايت از پستوهاي پنهانِ فعل مجرمانه، ما را به نشانيِ مجرم هدايت مي كند و بدنبال آن با گمانه زني در مورد هويت مجرم بر اساس شواهدِ صحنه ي جرم، و بكار گيريِ شگردهايِ پليسي، مجرم را از مخفي گاه اش بيرون مي كشند و به دام مي اندازند. اما كار هميشه به اين سادگي نيست. همانطور كه شناسايي انگيزه، كارآگاهان جنايي را به كشفِ نقاطِ پنهانِ جرم و در نهايت دستگيري مجرم هدايت مي كند، ناتواني در شناساييِ انگيزه نيز، مانع اصلي در بافتن سر نخ هايي است كه از نظر جرم شناسي اهميت پيدا مي كنند. بدون شناختِ انگيزه، يافتنِ جنايت كاري كه ردِ چشمگيري از خود بر جاي نگذاشته و در گوشه اي مخفي شده، تقريبن ناممكن است. بنابراين توجه به انگيزه ي جنايتكار براي انجام جنايت هميشه در اولويت قرار مي گيرد و نخستين پرسشي كه هر كارآگاه جنايي در مقابل جنايت از خود مي پرسد اين است كه جنايتكار چرا مرتكبِ جنايت شده است؟ اين همان پرسش و پله ي اساسي است كه كارآگاهانِ جنايتِ اسيد پاشي اصفهان، بايد در مقابل خود قرار دهند وگرنه راه به جايي نخواهند برد و بازيچه ي كساني خواهند شد كه سعي مي كنند با دخالت هاي آشكار و نهان، انگشتِ اشاره را به سوي عواملٍ و دشمنانِ خيالي نشانه بروند تا بلكه از كشفِ حقيقت خلاصي يابند. به راستي چرا يك ” عده ي مشخص ” با استفاده از تمام امكانات رسانه اي و تريبون ها به راه افتاده اند و بدون آنكه هنوز اطلاعي هر چند ناچيز از هويتِ اسيد پاش بدست آمده باشد،سعي دارند او را ” غير حزب الهي، از عوامل سرويس هاي اطلاعاتي خارجي و شخصيتي با اختلال رواني و با انگيزه ي نا مشخص و كور” معرفي كنند؟؟ آيا تناقضي از اين آشكارتر وجود دارد كه عاملينُ سرويس هاي جاسوسي، سوار بر موتور شوند و بي مهابا در سطح شهر جولان دهند و بر سر و روي دخترانِ زيبا اسيد بپاشند، آن هم با اهدافِ كور؟؟!! آيا انتخابِ زنانِ زيبارو و جوان كه از نظر وضع پوشش و لباس در اصطلاح مذهبي ها “بي حجاب ” تلقي مي شوند، پيامي غير از اين دارد كه اسيدپاش اصفهان، قربانيان خود را از ميان “قشري از زنان ” انتخاب كرده كه تعلق ايدولوژيكي به حكومت ندارند؟ و چرا ” زنان “؟؟!! چنين اقدامي با هر انگيزه و توسط هر فرد و گروهي كه انجام شده باشد آيا جزء اين بوده كه موجبات ترس و وحشت و احساس ناامنيِ ” زنان جوان ” را در محيطِ بيرون از منزل فراهم كرده است؟ با توجه به اينكه ارتكابِ جرم بيش از يك بار و به شكل هاي مشابه و بر روي قربانيانِ مشخصي انجام شده، آن هم در روز روشن و در شهرِ بزرگي مثل اصفهان و تنها توسط يك موتور سوار، مي توان نتيجه گرفت كه مجرم به اعمال جنايتكارانه و عواقب آن آگاه بوده و بدون نگراني به ارتكابِ جرم اقدام نموده است. از نتايج بالا مي توان به اين نتايج رسيد كه مجرم ، نكرانِ دستگيري نبود. مجرم خبره كي عوامل جاسوسي را بكار نگرفت، مجرم انگيزه اي بسيار قوي داشت كه با توجه به بندي كه در ادامه خواهم گفت اين انگيزه به هيج عنوان ، شخصي و انتقام جويانه نيست چرا كه مجرم قصد جلب توجه ي جامعه را به عمل مجرمانه ي خود داشت(؟!) بعبارت ديگر اسيد پاش با ارتكابِ جرم، قصد انتقال پيامي را به جامعه و به ويژه زنان در سر داشته است!!! رمز خواني پيامِ اسيد پاش اين است؛ “زنان ، بدون پوشش مورد نظر حكومت، در بيرون از خانه امنيت ندارند” اين رمزخواني، بر گردانِ همان شعارِ رسمي ايدئولوژي حاكم است كه مي گويد” حجاب امنيت و مصونيت است” شكلِ تعديل شده ي شعارِ انقلابيِ يا روسري يا توسري، كه اينك پس از كذشت سي و پنج سال ناكامي حكومت در خانه نشين كردن زنان جامعه و بردگي جنسي آنان، به شكل تيزآب سلطاني روي زنان پاشيده مي شود!!!.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)