سعید سیل آبادی
،،،،،،طرحِ حمایت از اسید پاش ها را با نامِ مستعارِ ” طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر” در مجلس فرمایشی عٓلَم کرده اند و دارند بند بندش را مطابقِ عملکردِ جنایتکارانه ی اسید پاش هایِ اصفهان و عاملانِ بسیجیِ قتل های زنجیره ای کرمان تصویب می کنند. با آنکه دولت بارها اعلام کرده است این طرح نیاز به کار کارشناسی بیشتری دارد، اما نمایندگانِ مجلسِ ، درها را به روی همه ی انتقادها بستند و مطابق امرِ عاقا که فرموده بود” موانع قانونی را از سر راه اقداماتِ – بخوانید غیرقانونیِ – جوانان انقلابی بردارید”، دارند می روند جلو. مجلسی ها در کمالِ بی شرمی، در حال تصویب طرحی هستند که رفتارهایِ غیرقانونی و ضد انسانیِ اسید پاش ها و قاتلان و متجاوزان و شعبان بی مخ های حکومت را قانونی جلوه دهند. من بعد،عربده کشی های خیابانی شان نیازی به مجوز از دستگاه های قانونی ندارد، ضرب و شتم مردم حتی با کوچکترینِ مخالفتی از سوی مردم نباید همراه باشد چون مطابق قانون، این ها به عنوانِ پیاده نظامِ حکومت برای ارتقای همه چیز(؟) حتی فرهنگِ بی فرهنگی به کار گرفته می شوند، فرهنگی که قرار است توسط مزدورانِ ضد فرهنگ، در خیابان ها و اتومبیل ها و خانه ها به مردم و به ویژه به مادران و خواهران و زنان مان تحمیل شود!! اگر تا همین چند روز پیش اسید پاش ها، زهر کینه و نفرت ضد انسانی شان را در بطری های اسید جمع کردند و داخلِ اتومبیل های شخصی بر سر و رویِ دخترانِ ما ریختند، امروز مجلس ، دست به تصویب قانونی می زند که شباهت اش با شیوه یِ عملِ اسید پاش های اصفهان آنچنان برابری می کند که انسانِ خردمند را هراسان می نماید!!!. چطور ممکن است حریمِ اتومبیل، حریم خصوصی افراد جامعه نباشد؟ چطور ممکن است حیاط و راه پله و بالکن خانه، حریم خصوصی مردم نباشد. شرم تان باد که نگاه ناپاک تان را تنها ، دیوار سزاوار است و بس. نگاهِ ناپاکی که مرزهای انسانی و اخلاقی نمی شناسد و از نرده ها و شیشه ها و بدنه ی اتومبیل ها هم نفوذ می کند. این مجلس، خانه ی ملت نیست. خانه ی اشباحِ اسید پاش ها را می ماند. آیا باید منتظرِ لیاخوفِ دیگری ماند تا این خانه را بر سرِ اشغال گرانش، آوار کند و همه را به توپ ببندد یا می شود با کنشِ آگاهانه ی مردان و زنانِ متمدن ایرانی، این خانه را اشباح زدایی کرد؟ پاسخِ به این پرسش اساسی به تصمیم و همت مردمانِ بیدار بستگی دارد و گرنه چاره ای جز این نیست که به انتظارِ سرداری در قامتِ لیاخوف بنشینیم!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)