سعید سیل آبادی
،،،،،،،،می گویند دستگیر کرده ایم، بلافاصله مقام دیگری می آید و می گوید هنوز دستگیر نکرده ایم. یکی از سرنخ ها حرف می زند یکی از دستگیری ” گوش برهای محل”، انگار کک توی تمبان شان افتاده باشد. فقط دور خودشان می پیچیند و آنجای شان را می خارانند. سر انجام مردم به خیابان ها ریختند که تکلیف شان را روشن کنند. همه می دانند اسید پاش ها از کجا خط گرفته اند و زیر چتر حمایتی چه کسانی هستند اما نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، نشانی های عوضی می دهند که مردم را سردرگم کنند. پافشاری می کنند ” آلتِ جرم ” را از زیرِ قبایِ ” دلواپسان ” ولی فقیه و امامان جماعت و جمعه و نیروهای حزب الهی بیاندازند توی زمینِ یک مشت کیف قاپ و جیب بر و معتاد. یک مشت آدم مفلوک و آسمان جل که از برکتِ همین نظام اسلامی به این روز افتاده اند. بعدش هم ،لابد از میان همین ها چند نفر را به عنوان اسید پاش عٓلٓم می کنند و دوباره بر طبل مظلوم نمایی نظام شان می کوبند. این سناریوی نخ نمای حکومت از سی و پنج سال پیش تا امروز است. حکومت نمی تواند و نمی خواهد فرش را از زیر پای خودش و وابستگانش بکشد و موجب سرنگونی خودش شود. در قضیه ی قتل های زنجیره ای دیدیم که چطور همه چیز را بارِ سعید امامی کردند و او را در زندان، ” واجبی ” خوراندند. در اتفاقاتُ کوی دانشگاه هم فقط، یک سرباز بدبخت را به جرم سرقتِ ماشین ریش تراشی مجازات کردند. در اتفاقات بعد از سال هشتاد و هشت هم که اعترافاتِ اجباری تلویزیونی نشان مان دادند اما نگفتند چی کسی از روی پایگاه های بسیج به زن و بچه های مردم تیراندازی کرد. این حکومت سال هاست که با همین دودوزه بازی ها و پول نفت مملکت دارد بصورت حرفه ای و سیستماتیک در ایران و سراسر دنیا آدم می کشد ولی تا امروز دم به تله نداده است حالا محال است بخاطرِ چند تا اسید پاشی، مشتش را وا کند و اعتراف کند. طی این سی و پنج سال چند بار دیده شده که از دهان حکومت بشنویم فلان نماینده ی ولی فَقِیه یا امام جمعه و دارو دسته اش را محاکمه کرده اند؟!! بی جهت نباید به اینها دلخوش بود مخصوصن که سناریوی اسید پاشی را از قبل آماده کرده اند اما اعلامش نمی کنند. در این اوضاع و احوال ملتهب امکان پذیرش مردم کم است و نمی شود ناگهانی یک آدم مفلوکِ بی کناه را جلو بیندازند و به مردم بقبولانند که مجرم را گرفته اند. مردم نگاهشان به آن بالاهاست به دست های نرم و سفید و عرق کرده ی زیر قباها نه به دست های چرک مرده ی چندتا معتاد و ولگرد. ولگرد را چه به این کارها. اسید پاشی به صورت “چند، نه یک نفر ” جنایتِ سازماندهی شده است و پوشش و تامین می خواهد. مکر ندیدید مجلس همزمان طرح حمایت و پوشش امنیتی ” دلواپسان حجاب و آمران به معروف و ناهیان از منکر ” را در دستور کار خود قرار داده است؟؟!! اینها را می خواهند مطابق مصوبات مجلس، تحت حمایتِ قانونی در بیاورند و به کارهای ننگین شان پوشش قانونی بدهند چون دولت جدید با شعار قانون گرایی، مانع از فعالیت رسمی شان شده بود. با تصویب طرحِ ننگین حمایت از اراذل و اوباش حکومتی در مجلس فرمایشی، حریم خصوصی جامعه را هدف گرفته اند. حریم خصوصی مردم به ویژه زنان را در پستوی خانه ها محصور کرده اند. نه اتومبیل امن است و نه حیاط و بالکن و راهروی خانه ها. بی جهت نیست که اسیدپاش ها قبل از تصویبِ طرحِ ننگین مجلس، دخترانِ أصفهانی را توی اتومبیل های شخصی شان مورد هدف قرار داده اند. این جنایت در راستای تایید همان طرح مجلس است که داخل اتومبیل های شخصی را از حوزه ی خصوصی جامعه خارج کرده است. پیام مجلس را پیشاپیش، اسید پاش ها به اطلاع مردم رسانده اند!!! هدف یک چیز است، خانه نشین کردن زنان. همان چیزی که تفکر پدرشاهی دین سالار دیرزمانی است برای زنان ایرانی دنبال می کند. حکومت دنبال دستگیری خودش نیست وگرنه نشانی ها و سرنخ ها فراوان است. به جای دستگیری چندتا مفلوکٍ معتاد و گوش بر و تیغ زن که عالی ترین مرجعِ امنیتی کشور با افتخار آن را اعلام می کند، بهتر است سر نخ ها را از روی پیامک هایی بگیرند که روزنامه نصف جهان در تاریخ٢٧ مهر از آنها به عنوان پیامک های دلهره آور نام می برد.همان ها که خشک شدن زاینده رود را بخاطر بد حجابی زنان می دانند و خود را مکلف به برخورد با بدحجابان. اصلن چرا راه دوری برویم. نیروهای امنیتی اگر صداقت دارند بروند سراغ همان ” دلواپسانی ” که مانع دفن ریچارد فرای در اصفهان شدند و بطور ” خودجوش ” دلِ فرهنگ دوستان نصفِ جهان متمدن را سوزاندند. همان ها که با وقاحت تمام به آرامگاهِ پروفسور پوپ و همسرش حمله کردند. عکس شان هم به وفور در اینترنت در اختیارتان است. از آنها بازجویی کنید می رسید به فرشی که زیر پای خودتان است!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)