سعید سیل آبادی
طی روزهای گذشته، زنان و دختران اصفهانی بارها مورد اسید پاشی قرار گرفته اند.اما خبرها در این مورد، ضد و نقیض است. نه از هویت اسید پاش چیزی می دانند نه از تعدادِ اسید پاش ها.. عجیب تر آنکه، از تعداد واقعی قربانیان اسید پاشی زنجیره ای نیز آمار دقیقی در دست نیست ، اگر هم هست اعلام نمی شود!!! مسوولان انتظامی اصفهان می گویند همه ی اسید پاشی های اصفهان، توسط ” یک نفر” انجام شده است.اما احمدی مقدم،فرمانده نیروی انتظامی می گوید چهار مظنون را دستگیر کرده اند. سخنگوی قوه ی قضاییه دستگیری را انکار می کند و می گوید تا کنون کسی به اتهام اسیدپاشی دستگیر نشده است. جانشین فرمانده ی نیروی انتظامی اصفهان می گوید اسید پاش، بیمار روانی است که دچار اختلالات شخصیتی شده است. دادستان کل کشور می گوید اسید پاش ها ،حزب الهی نیستند. نماینده ی کاشان می گوید اسید پاش ها از عواملِ صهیونیست هستند .فرمانده ی نیروی انتظامی می گوید انگیزه ی اسیدپاش ها، مشخص نیست. امام جمعه ی اصفهان می گوید من نگفتم امر به معروف و نهی از منکر ، فراتر از تذکر لسانی باشد. دادستان کل کشور می گوید حزب الهی ها قانون مدار و ولایت مدار هستند و اسیدپاشی نمی کنند. حقیقت آن است که در این اوضاعِ آشفته و ناامن، هیچ کس بدرستی نمی داند اسید پاش ها چند نفر و از چه نحله ی فکری هستند و با چه انگیزه ای مرتکب چنین جنایات وحشتناکی شده اند اما مسوولان کشوری و لشگری ، هم صدا بر این امر توافق و تاکیدِ عجیبی دارند که اسیدپاش ها ،ارتباطی به نیروهای حزب الهی ندارند!!! که البته از مجموع مواضع آنها می توان این نتیجه را گرفت که اسیدپاش( ها) فردی است” دارای اختلال روانی، عامل سرویس های جاسوسی ولی بدون انگیزه !!!!!!”. باورش سخت است ولی این استدلالِ رسمی مقامات کشور است و شاید به دلیل همین مواضعِ ضد و نقیض است که جامعه، انگشت اتهام را به سویِ حزب الهی ها و آمران معروف و ناهیان منکرِ حکومتی نشانه رفته است. تجربه ی سال های گذشته ی جامعه، از خشونت ها و افراطی گری هایِ حزب الهی ها در برخورد با دختران و زنانِ به اصطلاح ” بد حجاب ” ، آنچنان ناگوار و دردناک بوده که مردم در این التهاب و ناامنی و ضد و نقیض گویی های مقامات کشور، چاره ای جز بازگشت به خاطراتِ تلخ گذشته ندارند. وانگهی اگر اسیدپاشی های اصفهان آنطور که مقامات کشور ابراز می کنند، کارِ نیروهای مذهبی وابسته به حکومت نیست، این سوال مطرح می شود که چرا نماینده ی ولی فقیه در اصفهان،سخنانش را که گفته بود با بی حجابی برخورد قاطعی باید کرد، پس گرفته است ؟ و چرا اصلن اصرار می کند که من نگفتم فراتر از تذکر لسانی برخورد کنند؟ معنی این جمله، آیا غیر از این است که ضارب یا ضاربین، محتملن بر اساس رهنمود هایِ نماینده ی ولی فقیه، تهییج و تحریک به چنین اقداماتِ وحشیانه ای شده اند؟؟ آیا امام جمعه می خواهد پیشاپیش و قبل از دستگیری(؟) مجرمانِ اسیدپاشی ، خودش را از مشارکتِ در جرم تبرئه کند؟؟ چرا دادستان کل کشور و سایرِ مقامات کشوری، این همه تاکید دارند که این جنایات ِ وقیح و شنیع، ارتباطی به حزب الهی ها ندارد؟؟ گیرم که حزب الهی های وابسته به حکومت مرتکبِ این جنایات نشده باشند ولی این دلیل نمی شود که نقشِ ائمه ی جماعت و روحانیون تندروی وابسته به حکومت را در تهییج احساساتِ مذهبی مردم به ویژه عوام ، در بروز تندروی ها و خشونت آفرینی ها و افراط گرایی نادیده بگیریم!!! وقتی مدام از محافل رسمی و تریبون های حکومتی فریاد وا مصیبتای اسلام سر داده می شود، وقتی بالاترینِ مقامات عالی حکومت ، “رفعِ موانع قانونی برای کنش هایِ غیرقانونی “نیروهای حزب الهی را از دولت خواستار می شوند!!!! وقتی حاکمیت در مقابل حمله ی بسیجی ها و نیروهای خودجوش ولی مزدبگیرِ حکومت به دانشگاه و خوابگاه و دانشجو و استاد و سخنران و کنسرت و فیلم و مجالس خصوصیِ مردم سکوت می کند، وقتی برای ضرب و شتم مردم و سرکوب اعتراضاتِ مدنی و آرام مردم، حکومت با تمام منابع و توان خود،لشگر کربلا راه می اندازد که زن و مرد را توی خیابان زیر بگیرند،به تیرِ غیب بزنند، شکنجه و تجاوز کنند، آیا می توان باور کرد که حاکمیت در ارتکابِ جنایات اصفهان بی تقصیر بوده است؟؟!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)