سعید سیل آبادی
،،،،، اگر چه سید محمد خاتمی قبلن نیز بطور غیرمستقیم خواستار پایان حصر رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی شده بود اما یک سال پیش گفته بود حرف زدن از حصر، اوضاع را بدتر می کند. حال چه پیش آمده که با گذشت حدود سه سال و نیم از حصرِ میرحسین و رهنورد و کروبی، خاتمی آشکارا خواستار پایانِ حصر شده است؟ طی سال هایی که میرحسین و رهنورد و کروبی در حصر بسر می برند، دستگاه تبلیغاتی حاکمیت تلاش زیادی کرد که هرگونه جانبداری از آنها را به تابوی نظام تبدیل کند و بارها از تریبون های مختلف ، موضع قاطعانه ی حاکمیت را در این مورد اعلام کرد و بدون آنکه میرحسین و رهنورد و کروبی را محاکمه کند مورد اتهامات سنگینی قرار داد. خاتمی و هاشمی ” از سوی دستگاهِ تبلیغاتی نظام مورد بی مهری قرار گرفتند و به همه ی کسانی که به نوعی مخالف حصر رهبران جنبش سبز بودند برچسب” جریان فتنه ” زده شد. در واقع حاکمیت موفق شد طی بیش از سه سال و نیم ، هم رهبران جنبش سبز و هم بخشِ عمده ای از جامعه را درون خانه های شان محصور کند و همه را مجبور به سکوت نماید.اما این تابو، برای نخستین بار، بطور رسمی توسط علی مطهری نماینده ی اصول گرای مجلس شکسته شد. علی مطهری در دیدار نمایندگان مجلس با رهبر، آشکارا تابوی حصر رهبران جنبش سبز را هدف قرار داد و بطور علنی در این مورد با رهبر سخن گفت. این موضوع اگرچه در ابتدا در محافل و مجالس و تا حدودی هم در رسانه ها بازتاب یافت اما به دلایل مختلفی، هیچ کس جز علی مطهری دنبالش را نگرفت و سرانجام این نماینده ی اصول گرای مجلس در ١۵ مهر طی نامه ای به رئیس جمهور هشدار داد که موضوع رفع حصر رهبران جنبش سبز را به عنوان وظیفه ی قانونی در دستور کار قرار دهد. یک روز پس از انتشار نامه، نوبخت سخنگوی دولت گفت که ” دولت نسبت به این موضوع بی تفاوت نیست اما در پاره ای از موارد ضروری نمی داند که اقداماتش را رسانه ای کند”. این پاسخ ، برای مردمی که منتظر بودند رئیس جمهور ، مطابق وعده های انتخاباتی اش، در همان یک سال نخست ریاست جمهوری مشکل حصر را حل نماید،اگرچه رضایت بخش نبود اما روزنه ی امیدی را در دل ها باز کرد بطوریکه نامه ی آیت الله صانعی به علی مطهری و تایید سخنان وی در رابطه با آزادی رهبران جنبش سبز و اعلام مواضع رسمی و آشکار خاتمی به پایان دادن حصر را می توان نتیجه ی همین گشایشِ روزنه ی امید دانست. هر چند، آنگونه که برخی از کنشگران سیاسی معتقدند این اعلام مواضع در رابطه با آزادی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاس ممکن است به انتخاباتِ پیش رویِ مجلس مرتبط بوده و جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد اما با قرار دادن آنها در کنارِ نگرانی هایی که مسوولان نظام از بحران منطقه و گسترش افراطی گرایی اسلامی در خاورمیانه ابراز می کنند می توان این نتیجه را گرفت که تنها راه حل باقیمانده برای حفظِ حاکمیت ملی و عبور از بحران های منطقه ای و فشارهای خارجی، وحدت ملی و آشتی ملی است.علی اکبر ولایتی مشاور رهبر در امور بین الملل ٢١ مهر در کفتکویی با خبرکزاری ایرنا گفت” خطری جدی برای خاورمیانه ایجاد شده است”. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی ،طرح غرب و ناتو برای سزارین کردن خاورمیانه ی جدید از طریق ستیزه جویان ” دولت اسلامی( داعش) دنبال می شود و این پدیده، حاکمیت ملی کشورهای منطقه از جمله ایران را به شدت تهدید می کند.فروپاشی عراق و سوریه و بدنبال آن قومیت گرایی و ترغیب به تجزیه طلبی از سوی گروه های نژادی و دینی از نتایجِ کلید خوردن طرح خاورمیانه ی جدید است و آنطور که پیش بینی می کنند در آینده ی نه چندان دور بسیاری از کشورهای منطقه ناپدید خواهند شد و مرزبندی های جدیدی بر اساسِ تعلقات قومی و دینی، جغرافیا ی خاورمیانه ی جدید را در بر خواهند کرفت و بدنبال آن، خاورمیانه متحمل درگیریهای فزاینده و مداوم خواهد شد. متاسفانه کشور ما، در مرکز این تحولاتِ استعماری قرار دارد و اگر علاج واقعه پیش از وقوع نکنیم بدون شک کشور ما نیز درگیر جنگ های داخلی و تجزیه طلبی خواهد شد که بهای گزاف آن بر هیچکس پوشیده نیست. از این رو خاتمی با هوشیاری از شرایط کشور و در نظر داشتن وضعیت پیشِ روی ِ منطقه، بارها همگان را به وحدت ملی فرا خواند و این بار نیز ضمن آنکه خواستار پایان حصر رهبران جنبش اصلاح طلبی شد همچنین نسبت به عواقبِ تندروی ها و افراطی گری های داخلی و خارجی هشدار داد. تنها با همدلی و گذشت و کنار گذاشتن روش های کینه توزانه است که می توانیم بر سر منافع و حاکمیت ملی اجماع کنیم و از خطرات افراطی گری های داخلی و خارجی در أمان باشیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)